|
نگاهی بر وضعیت زنان در افغانستان
عارف جویا
86/4/11
مقدمه:
زنان افغانستان در دوره های گذشته تاریخی شاهد برخوردهای
نامأنوس و نامتجانس از سوی دولت مردان بوده اند، این زنان
موجود ناقص العقل پنداشته شده و از کوچکترین حیثیت ذاتی و
کرامتی انسانی برخوردار نبوده اند.
تبعیض، ظلم، تعدی و انواع خشونت های روحی و جسمی بر زنان
تحمیل می شد که مغایر ارزش های اسلامی و قوانین انسانی می
باشد. مثلا از دیدگاه اسلام:
خداوند(ج) در قرآن کریم می فرماید: «ان اکرمکم عندالله
اتقاکم» یعنی به تحقیق گرامی ترین شما نزد پروردگارتان با
تقواترین شماست. این نشان می دهد که آیه مبارکه فوق هر دو
قشر از جامعه (زن و مرد) را شامل می شود، چه زن باشد و چه
مرد ولی همین که با تقوا باشد، نزد پروردگار گرامی و عزیز
است و خداوند ارزش زنان را همسان با مردان در نظر دارد. در
جای دیگر خداوند(ج) می فرماید: «من شما را از یک مرد و یک
زن آفریدم تا در کنار هم آرام بگیرید» این فرموده بیانگر
این واقعیت است که زنان در کنار مردان و مساوی با مردان از
آرامش و امنیت روحی و جسمی باید برخوردار باشند، نه این که
زن وسیله ای باشد در خدمت مردان.
همچنین در قوانین بشری در بسیاری از اعلامیه ها، کنوانسیون
ها، قراردادها و معاهدات دو جانبه و چندین جانبه، حقوق
زنان به عنوان نصفی از پیکر جامعه تسجیل یافته است.
مثلاً: ماده هفت اعلامیه جهانی حقوق بشر صراحت دارد که
(همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و
به طور یکسان از حمایت قانون برخوردار شوند...). ماده ششم
اعلامیه اسلامی حقوق بشر چنین مشعر است (الف: در حیثیت
انسانی، زن و مرد برابر است و به همان اندازه که زن وظایف
دارد، از حقوق نیز برخوردار است...).
بند الف ماده دوم کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان، چنین
صراحت دارد: (گنجانیدن اصل مساوات زن و مرد در قانون اساسی
و سایر قوانین مربوط هر کشور چنانچه تاکنون منظور نشده
باشد...).
اما در مقطع از تاریخ به مجاهدتها، از خودگذری ها و
فداکاری های زنان بر می خوریم که برای حفظ حیثیت، آبرو،
شرافت و کرامت انسانی مبارزه نموده است. مثلاً: شیرین
هزاره با 39 نفر از هم فکران و هم اندیشان خودش برای حفظ
آبرو و حیثیت خودش از بلندی کوه به پایین خود را انداخت تا
مبداغرور انسانی شان بشکندوشرافت و حیثیت انساین شان صدمه
ببیند .
و همچنین (مثال دیگر شان چون ملالی میوندی است که در مقابل
متجاوزان خارجی(انگلیسها )ایستاد و درس شهامت و فداکاری را
به دیگران آموخت و آموختاند که زنان هم می توانند در کنار
مردان بر علیه ظلم و استکبار و تجاوز مبارزه نمایند، زنان
می توانند به دفاع از حیثیت، ناموس و کشورشان بپردازند و
می توانند درس عبرت بدهند برای متجاوزان روزگار و ...
اما نویسنده به مقطع مشخص از تاریخ (از اوان ظهور طالبان
تا اکنون) به وضعیت زنان اشاره مختصر نموده است:
الف: وضعیت زنان در زمان حکومت طالبان:
در دوران حکومت طالبان همه ارزشهای جامعه اسلامی ما فرو
ریخت، انسان ارزش ماهوی خود را از دست دادند، با انسان این
مرز و بوم برخوردهای خشن و غیر انسانی صورت گرفت، قتل های
عام، خشونت های جسمی و روحی، ذبح نمودن انسان، چور و
چپاول، تجاوز به عنف و عفت، اعدام های مخالف معیارهای قبول
شده انسانی و اسلامی، تحت فشار قرار دادن مردم از طریق
تحریمات اقتصادی و صدها مشکلات دیگر از مشخصات بارز دوران
حکومت طالبان ثبت تاریخ گردید.
اما خشونت های اعمال شده علیه زنان بسیار فاجعه بار تر و
غیر انسانی تر بود که همه موازین و ارزش های اسلامی انسانی
را زیر پای گذشته شد.
طالبان که تحت نام اسلام و عدالت اسلامی به افغانستان
آمدند، بنام اسلام زنان را محروم از حقوق حقه شان نمودند و
به حصارهای خانه شان محبوس نمودند، درهای مکاتب را بر روی
شان مسدود ساختند، از فعالیت های سیاسی و اجتماعی محروم
شان کردند. و حتی اجازه نداشتند که به بیرون از خانه های
شان برآیند تا مبادا به ایمان مردان صدمه وارد شود و چشم
شان به زنان بیفتد و هوس شیطانی شان گل کند، و جامعه فساد
شود و در نهایت اسلام آسیب ببیند!! اما بی خبر از این که
خداوند(ج) خطاب به مردان می کند و می فرماید که چشمان تان
را از دیدن زنان نامحرم باز دارید و به زنان نامحرم با
نگاه غرض آلود نبینید. این هم هدایت خداوند(ج) است بخاطر
امنیت اجتماعی زنان تا زنان با خیال آسوده و آرام به
کارهای روزمره خود و فعالیت های اجتماعی بپردازند، تا زنان
ابتکارات و خلاقیت های خود را به نمایش بگذارند و در کنار
مردان برای آبادانی این کره خاکی تلاش نمایند.
زن یعنی مادر، یعنی عاطفه، یعنی مهر و محبت و نمادی از
صداقت و ایمان داری، این موجود عظیم که تداوم دهنده نسل
انسان در کره خاکی است به واسطه طالبان از همه حقوق و
آزادی های خود محروم گردیدند.
... متأسفانه بنام دین از طرف حامیان و داعیان دروغین، همه
حقوق و آزادی های انسان به ویژه زنان این سرزمین سلب
گردید، دین که اولین پیام شان (اقرأ) است و به تعقیب آن
(الذی علم بالقلم) یعنی دینی که با خواندن و نوشتن نازل
میشود و بشارت می دهد به دانایی، علم، آموختن، بصیرت و
آگاهی، بنام این دین گروه بنام طالب و حامی دین، دین را
ابزار ساخت در جهت عدم آگاهی، عدم آموختن، سرکوب نمودن قلم
و خواندن، جهل و نادانی.
در دین که پیغمبر بزرگ شان اموختن علم را بر مرد و زن
مسلمان فرض نموده است، بنام این دین دروازه های مکاتب بر
روی دختران این سرزمین بسته می شود، معلمان به طور بسیار
فجیعانه و ظالمانه سربریده می شوند، مکاتب به آتش کشیده می
شوند، دانشگاه ها بر روی طیف وسیع از جوانان اعم از دختران
و پسران مسدود می گردد، زنان حق رفتن به شفاخانه را
نداشتند، ازدواج های اجباری، خرید و فروش زنان و دختران
این مرز و بوم، بد دادن دختران در برابر جرمی که اقارب شان
انجام می دهد به حیث عرف در جامعه افغانی ما رایج بود که
همین اکنون هم در گوشه و کنار این کشور این روال ادامه
دارد. خداوند در قرآن کریم می فرماید (ولا تزرو وازره وزره
اخری) یعنی هیچ گناه کاری بار گناه دیگری را بدوش نمی کشد.
به عبارت ساده تر، جرم شخصی و مسئولیت شخصی. همچنین
پیغمبر(ص) می فرماید: هیچ کس به جرم پدر یا برادرش مورد
مؤاخذه قرار نمی گیرد، اما در افغانستان این روال وجود
داشت و دارد که این یک فاجعه برای دین، برای مردم و برای
زنان افغانستان می باشد. به زن این سرزمین کارد داده شد تا
انسان مظلوم دیگری را در میان انبوه از جمعیت سر ببرد و به
زندگی اش خاتمه دهد و زن دیگری را بیوه کند و اطفال دیگری
را یتیم کند.
ب: وضعیت زنان بعد از کنفرانس بن:
کنفرانس بن نقطه عطف در تاریخ افغانستان به حساب می آید.
در کنفرانس بن تاریخ افغانستان به نفع ملت و مردم
افغانستان به ویژه زنان ورق خورد، بعد از دو و نیم دهه
دوره بحران، دولت موقت و به تعقیب آن دولت انتقالی که
نتیجه مستقیم کنفرانس بن بود، بوجود آمد که تا حد قابل
توجه زمینه برای حضور زنان در اجتماع فراهم گردیده است و
بعد از آن در لویه جرگه اضطراری حضور زنان بسیار گسترده
بود و تمثیل از هویت وشخصیت زنان نمودند، در لویه جرگه
قانون اساسی حضورشان چشمگیر بود و توانستند که در قانون
اساسی افغانستان حقوق خود را به صورت بسیار خوب و قابل
توجه تسجیل نمایند.
ماده 22 قانون اصاصی صراحت دارد که (هر نوع تبعیض و
امتیاز بین اتباع افغانستان ممنوع است ،اتباع افغانستان
اعم از زن ومرد در برابر قانون دارای حقوق و وجایت مساوی
میباشند) طوریکه این ماده صراحت دارد در جامعه مرد سالار
چون افغانستان حق و حقوق مساوی با مردان برای زنان به
عنوان اتباع در قانون اساسی تسجیل یافت و به تاسی از این
ماده قانون زنان افغانستان حق کار، فعالیت، اجتماعات،
تشکیل نهاد های مدنی وسیاسی و غیره را یافتند. در فصل دوم
قانون اساسی حقوق اساسی ،سیاسی و مدنی را برای زنان به
طور مساویانه به مردان قایل شدند.
به تعقیب آن انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد، مطابق ماده
33 قانون اساسی که صراحت دارد (اتباع افغانستان حق انتخاب
کردن و انتخاب شدن را دارا میباشند) حقوق سیاسی را برای
زنان به رسمیت شناخت، برای بار نخست در تاریخ افغانستان و
تاسی از این ماده، زن افغان حق این را دریافت نمود که خود
را در ریاست جمهوری به صورت عینی و عملی کاندید نماید که
ما شاهد آن بودیم ،اگر چه در گذشته ها هم در قانون اساسی
این حق تسجیل یافته بود، مثلاً در قانون اساسی دهه
دموکراسی و بعد از آن، اما صرف بروری کاغذ باقی ماند و در
عرصه عمل تحقق نیافت. حضور گسترده زنان در انتخابات گذشته
وهمچنین تعداد کاندیدان زن بیانگر این واقعیت است. بعد از
آن در انتخابات پارلمانی و شوراهای ولایتی حضور زنان بسیار
پر رنگ بودند و موفق شدند که تعداد زنان را به حیث نماینده
گان خود در پارلمان افغانستان و شوراها روان کنند، به امید
این که حق و حقوق از دست رفته شان را دوباره تأمین کنند.
حضور زنان در مطبوعات و رسانه های جمعی و ادارات دولتی
بسیار فعالانه و چشمگیر است و خلاصه هر نوع حقوق مدنی و
سیاسی در قانون اساسی برای زنان به عنوان شهروند به رسمیت
شناخته شد و زمینه فعالیت شان مساعد گردید.
ج: حال چی باید کرد؟؟؟
با توجه به بحث فوق باید بگویم که افغانستان یک کشور
اسلامی و مبتنی بر ارزش های اسلامیست، و از جانب دیگر یک
جامعه کاملاً سنتی است، اسلام با توجه به حق و حقوق ای که
برای زنان قایل است یک مقدار مکلفیت ها را هم به عهده زنان
گذاشته است که از جمله حفظ حجاب اسلامی و رعایت ارزش های
اسلامی است و با در نظر داشت وضعیت موجود جامعه یک سلسله
عنعنات، اصول و ارزش ها را باید رعایت کنند، هنوز مشکلات
وجود دارد، هنوز مردان فرصت طلب و زن ستیز در افغانستان
موجود است که مخالف وضعیت فعلی است، هنوز در گوشه و کنار
افغانستان خشونت های فزیکی و روانی علیه زنان اعمال می شود
و تا حد این خشونت ها زنندهو فاجعه بار است که یک تعداد از
زنان آسایش و راحتی خودرا در میان شعله های آتش جستجو می
نمایند و با گذشت هر سال این روند افزایش پیدا می کند،
هنوز با سنگسار شدن زنان در گوشه و کنار افغانستان مواجه
هستیم، هنوز به خرید و فروش زنان و دختران پرداخته می شود،
هنوز امنیت شغلی برای شان مساعد نگردیده است و ما شاهد
خشونت هایی هستیم که بر زنان تحمیل می شود. اما دولت،
نهادهای مدنی و حقوقی که مجوز فعالیت دریافتنموده با
مسئولیت پذیری کامل باید این مشکلات را از فرا رروی زنان
افغانستان بردارند، آن هم از طریق ایجاد کورس های آموزشی،
مراکز جمع آوری صنایع دستی زنان، برگزاری سمینار ها و
ورکشاپ ها در مناطق مختلف کشور، آگاهی اذهان عامه نسبت به
قانون و از آن طریق ایجاد حاکمیت قانون. در پهلوی آن زنان
افغانستان مسئولیت دارند که از فرصت ایجاد شده به نحوه
موثر در جهت رفاه خودشان و عامه مردم تلاش نمایندف شئونات
اسلامی را رعایت نمایند و از ارزشهای دموکراسی به صورت
مثبت استفاده مطلوب نمایند، زنان باید بسیار محتاطانه عمل
نمایند. بدبختانه طوری که شاهد هستیم امروز از ارزش های
دموکراس در جامعه سوء تعبیر می شود، ارزش های اسلامی ای که
دیروز از طرف طالبان زیر پا می شد، امروز از طرف بعضی از
زنان زیر پا می شود نحوه ای حضورشان در تلویزیون ها و
رادیوها بیانگر واقعیت تلخ دیگر است و آن این که یک تعداد
زنان متاسفانه به سوء استفاده از وضعیت موجودمی پردازند و
از ارزش های اسلامی و انسانی آگاهی کامل ندارند، بناءً این
ها باید بسیار محتاط باشند و با مسئولیت پذیری کامل حضور
خود را در جامعه نهادینه نمایند تا باشد که یک جامعه آباد
و مبتنی بر ارزش های جامعه مدنی ـ اسلامی داشته باشیم.
با احترام
|