|
کودکان امروز آینده سازان فردا
عارف جویا
86/4/14
کودکان افرادی هستند که زیر سن رشد قانونی قرار داشته
باشند که این سن مطابق قانون مدنی کشورها متفاوت است،
مطابق قانون مدنی کشور ما افراد زیر سن 18 سال کودک تلقی
میشوند.
کودکان افغانستان و اکثر کشورهای توسعه نیافته به مشکلات و
چالشهای زیادی مواجهاند. در افغانستان این کودکان به
کارهای شاقه مشغولاند و تعداد زیادی از آنها محروم از درس،
تعلیم و تربیت میباشند. بخاطر مشکلات اقتصادی که خانواده
های افغانی را رنج می دهند، این کودکان مجبوراند که ساعات
طولانی را برای به دست آوردن لقمه نان تلاش کنند، تلاش
پیگیر و خسته کننده برای کسب معیشت فامیل شان این کودکان
را آزار می دهد. کودکان که در جریان جنگ های گذشته یتیم و
بی سرپرست شده اند و والدین خویش را از دست داده اند و هیچ
نوع هستی و دارائی ندارند، مجبوراند که برای بقای زندگی
بکار بپردازند، هنوز هم این روند ادامه دارد هر روز به
تعداد این کودکان بی سرپرست و یتیم افزوده میشود که حمله
انتحاری اخیر که از طرف حامیان و جنایت کاران طالب در مرکز
شهر کابل صورت گرفت، شاهد ادعای ماست که تعداد زیادی از
کودکان پدران خویش را از دست دادند، پدرانی که برای تامین
معیشت آنان شب و روز در تلاش بودند، پدرانی که برای بهتر
شدن وضعیت کودکان شان می تپیدند و برای همان منظور شب و
روز تلاش می کردند، به طور بسیار فجیعانه و ناجوان مردانه
به قتل رسیدند، کودکان معصومی که در این سن باید به مکاتب
و مراکز آموزشی بروند تا برای فردای کشورشان مفید واقع
شوند، زیر آفتاب سوزان به کار مشغول اند، آن هم با حداقل
دست مزد، کارهای شاقه و غیر قابل تحمل بر سرنوشت این
کودکان سایه افگنده است. اما بنابر مجبوریت های که دارند
باید همه این مشکلات و سختی ها را تحمل کنند و گاهی اوقات
بدبختانه کسانی اند که از این کودکان سوء استفاده میکنند و
آنها را به کارهای خلاف مانند: کیسه بری و گدائی می
گمارند، که این یک فاجعه است برای مملکت و ملت افغانستان.
از طرف دیگر کودکان که در آغوش گرم خانواده به سر می برند
هم از این خشونت ها مصون نیستند. این خشونت ها که از طرف
فامیل بالای شان تحمیل می گردد قابل توجه است، ازدواج های
اجباری، لت و کوب، خشونت های روانی و روحی، خشونت های
اقتصادی و انواع خشونت ها بالای این کودکان تحمیل می شوند.
کودکانی هستند که مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند،
خرید و فروش این کودکان، قاچاق این کودکان و اختطاف شان در
افغانستان از طرف انسانان وحشی صفت صورت می گیرند که ما هر
سال شاهد همچو حوادث ناگوار هستیم. مثلاً چندی قبل یک دختر
خورد سال مورد تجاوز جنسی قرار گرفت، همچون چندی قبل یک
کودک خردسال دیگر از طرف طالبان گماشته شد که سر یک پیر
مرد را از تنش جدا نماید. همچنان ما شاهد خودسوزی دختران
نوجوانی هستیم که به اثر ازدواج های اجباری و خشونت های
فامیلی اسایش خود را در میان شعله های آتش جستجو می
نمایند. این کودکان معصوم که هیچ گناهی ندارد جز این که در
افغانستان متولد شده اند، با نهایت شقاوت و بی رحمی تمام
از طرف انسان های درنده خو مورد سوء استفاده قرار می گیرند
و دنیای کودکانه اش را به جهنم تبدیل می گردد و نمی گذارند
که دنیای با نشاط و زیبای کودکانه اش را سپری نمایند. آیا
به همچو اشخاص می شود انسان خطاب کرد چون انسان از انس،
محبت، عطوفت و مهربانی گرفته شده است که بالای این کودکان
خشونت را اعمال می کنند؟
اما در این اواخر با تلاش های پیگیر دولت، آمار اختطاف و
قاچاق اطفال پائین آمده است و در زمینه عدم اختطاف اطفال
بهبودی به چشم می خورد و همچنین تعدادی زیادی از کودکان
راهی مکاتب شده اند، اما بدبختانه دشمنان این وطن نهایت
تلاش شان این است که کودکان افغانستان را از درس و خواندن
محروم سازند. به همین منظور مکاتب را به آتش می کشند،
شاگردان مکاتب را هدف حمله قرار می دهند که چندی قبل ما
شاهد خونین ترین فاجعه علیه دختران دانشجوی این سرزمین
بودیم.
پیغمبر بزرگوار اسلام می فرماید: با کودکان مهربان باشید و
با نهایت لطف و صمیمیت با انان رفتار نماید. همچنین در دین
مبین و مقدس اسلام نهایت توجه به وضعیت کودکان شده است و
امت مسلمه را به عطوفت و مهربانی با کودکان فرا می خواند.
اما متأسفانه وقتی که در کوچه و پس کوچه های کابل قدم می
زنیم به کودکان بر می خوریم که به وضعیت اسفناک در گوشه
سرک و پیاده رو مشغول گدائی هستند که تعدادشان هم روز
افزون است. آیا این کودکان حق زندگی را ندارند، آیا این
کودکان به اسایش و آرامش ضرورت ندارند، گناه این کودکان
چیست، مدافعان حقوق بشر و نهادهای مدنی در این زمینه چه
کارهای را انجام داده تا به نفع کودکان قرار گیرد؟
قوانین بشری و کنوانسیون های بین المللی و معاهدات بین
المللی، دولت و نهادهای مدنی را مکلف به حمایت از حقوق
کودکان نموده اند و همه کارهای خلاف و سوء استفاده از
کودکان را ممنوع نموده اند و دولت های عضو ملزم گردانیده
اند که کودکان را تحت حمایت های مادی و معنوی خویش قرار
دهند و دول عضو را ملزم می کنند تا زمینه تحصیل و تعلیم را
برای کودکان بلا استثنا مساعد گردانند.
ماده هفتم اعلامیه اسلامی حقوق بشر صراحت دارد که (هر کودک
از زمان تولد، حقی برگردن والدین خویش و جامعه و دولت، در
محافظت دوران طفولیت و تربیت نمودن و تامین مادی و
بهداشتی...) این ماده می رساند که کودکان نیز به مراقبت
شدید دارند و باید در برابر تحقیر، توهین ظلم و شکنجه
حمایت شوند و حقوق و آزادی های شان را دولت باید تامین
کند.
اصل ششم اعلامیه حقوق کودک در مورد محبت و تفاهم والدین با
کودکان و این که کودکان باید در فضای پر محبت و در امنیت
کامل اجتماعی پرورش یابد و همچنین دولت ها را ملزم می
گرداند که به وضعیت کودکان بی بضاعت توجه نمایند. و اصل
نهم این اعلامیه چنین صراحت دارد: کودک باید در برابر هر
گونه غفلت، ظلم، شقاوت و استثمار باید حمایت شود، کودک
نباید به هر شکل وسیله مبادله قرار گیرد، کودک نباید قبل
از رسیدن به حداقل سن مناسب به استخدام درآید و خلاصه در
همه قوانین انسانی به صورت واضح از حقوق حقه کودکان حمایت
شده است. افراد و اشخاص را از هر نوع ظلم، تعدی و سوء
استفاده منع نموده است.
بناءً کودکان امروز سرمایه های بعدی کشوراند و این کودکان
باید مورد توجه جدی قرار گیرند. اما در این اواخر ما شاهد
قصاوت دیگر گروه وحشی طالبان هستیم که کودکان زیر سن (15)
سال را فریب داده و با واسکت های انتحاری مجهز و غرض قتل و
کشتار به افغانستان اعزام میدارند، اینست نمونه اسلام
طالبانی.
با احترام
|