|
اعدام صدام
حسین و تلاش برای ایجاد منازعات مذهبی
17/10/85عبدالحق منان
صدام
حسین، دیکتاتور مخلوع عراق به اساس فیصله محکمه عالی کشور عراق، در
9/10/85 به دار آویخته شد. این مجازات صرف به خاطر بخشی از جنایات هولناک
وی، تعیین و تأیید گردید و عراقی ها خود صدام را محاکمه و مجازات کردند.
بدون شک در برابر جنایات که صدام حسین در دوره های مختلف زندگی اش، و به
خصوص پس از تسلط کامل بر قدرت سیاسی و نظامی عراق و تثبیت پایگاه بلامنازع
خویش از طریق ترور رقباء سیاسی و نظامی اش انجام داد، کاملا با مجازات وی
نابرابر است و می بایست انتقام هزاران انسان بی گناه که در زندان ها ،
شکنجه گاه ها و یا توسط ارتش صدام مظلومانه جان دادند، از وی گرفته می شد و
لی همین یکبار اعدم او نیز اندک مرهمی بر داغ ها و زخم های بازماندگان
جنایت حکومت وی حساب می شود.
تجاوز
ارتش عراق به فرمان صدام بر کشورهای ایران و کویت نشان داد که صدام دچار
بحران روانی است و از تجاوز، کشتار، تخریب و جنگ لذت می برد و در واقع دچار
جنون جنگی می باشد. تحریک کشورهای غربی و حمایت آنان از صدام از طریق
قراردادن سلاح های کیمیاوی و کشتار جمعی در اختیار صدام حسین، زمینه را
برای دست زدن وی به جنگ و تجاوز بیش از پیش فراهم ساخت و تا حدی که از
حکومت عراق به سردمداری صدام و حزب بعث یک حکومت خطرناک و جنایتکار به
وجود آورد. صدام با حمله به ایران به خاطر تأمین اهداف کشورهای غربی مخالف
ایران، باعث گردید که میلونها مسلمان از هر دو کشور قربانی، معلول ومعیوب
گردند.
بسیار از
خانواده های ایرانی و عراقی و در و اقع اکثریت قریب به اتفاق آنان اکنون
داغدار جوانانی هستند که در جنگ که میان عراق وایران کشته شدند واین جنگ
به اثر حماقت و نادانی صدام شعله ور شد.
حمله به
کویت نیز علاوه بر قربانیانی بسیار، میلیاردها دالر به مسلمانان کویت
خسارت وارد ساخت و بهانه ای شد برای حضور امپریالیسم آمریکا در قلب کشورهای
عربی ـ اسلامی منطقه که تا امروز دود آن به چشم امت اسلامی می رود. صدام به
حدی دچار جنون جنگی بود که حتی از کشتار دسته جمعی ملت خود نیز اباء نمی
ورزید و چنان خفقانی بر فضای عراق حاکم گردانید که کمترین و کوچکترین بهانه
سبب میشد تا جان شهروندان عراق توسط نیروهای بعث گرفته شود.
اعدام و
سر به نیست ساختن صدها متفکر و عالم عراقی نشان گر آن بود که صدام هیچ
اندیشه و تفکر غیر از خود را بر نمی تابد.
کشتار
کردهای سنی مذهبی عراق که تعدادشان به بیش از نیم میلیون نفر می رسید و
بیشترشان را زنان و کودکان تشکیل می دادند، به این معنی بود که صدام حتی به
هم مذهبان خویش نیز رحم نمی کند و تنها چیزی که برای او اهمیت دارد، همانا
حفظ قدرت بدون هیچ مخالف بود.
صدام با
تکتازی های غیر عاقلانه خود، زمینه را برای اشغال عراق و تاراج ذخایر نفت
این کشور توسط غربی ها فراهم ساخت و در نهایت همان هایی که او را به قدرت
رسانید ند و از وی حمایت کردند، سرانجام فرمان روای او را به آتش کشید ند و
موجبات سقوطش را فراهم ساختند.
گرچند
مردم عراق نسبت به حضور نظامیان و عساکر غربی مخالف و ناخشنود اند اما از
سقوط صدام توسط آنان حمایت کردند.
متأسفانه
پس از اعدام صدام، استخبارات کشورهای غربی تلاش کردند تا از این موضوع بهره
برداری کنند و به اختلافات درون مذهبی میان فرقه های مذاهب اسلامی در عراق
و جهان دامن بزنند. پس از مجازات صدام، قضیه اعدام وی در رسانهای خبری طوری
پخش و نشر شد که گویا صدام در زمان حکومتش فقط چند تن شیعه را به جرم ترور
خود محاکمه و اعدام کرده است و این شیعیان است که اکنون از وی انتقام گرفته
است.
کسانی که
در صدد ایجاد شکاف و اختلاف میان دو مذهب عمده اسلام، یعنی شیعه و سنی
هستند، به بزرگنمایی واقعه اعدام صدام پرداخته اند در تلاش اند تا وی را
پس از مرگش قهرمان عرب و شهید قهرمان اهل سنت جلوه دهند و شیعیان عراق را
طوری قلمداد نمودند که گویی در پی انتقام گیری از برادران هموطن اهل سنت
خویش می باشند، در حالی که صدام به همان میزان که شیعیان عراق را تا رو مار
ساخت، به همان اندازه خانواده های اهل سنت این کشور را نیز داغدار و عزادار
ساخت که بمباران کیمیاوی مناطق کرد نشینی شمال عراق گویای همین امر می
باشد.
مسلما،
مسلمانان جهان این تلاش های خائنانه را خنثی نموده و اجازه نمیدهند تا به
اختلافات مذهبی منجر شود. صدام را عراقی ها و در عراق مجازات کرده اند و
مسلما ملت عراق خود می دانند که برای مصلحت کشور و ملت شان چه تصمیمی
بگیرند.
|