|
از شعار تا عمل
م ـ ع ـ جویا
30/6/86
بعد از سقوط حکومت طالبان و دایر شدن کنفرانس بن تاریخ
افغانستان ورق خورد و صفحه جدید تاریخ برای افغانستان
گشوده شد، امیدها گل کرد و آرزوها جان تازه گرفت، کنفرانس
بن بیانگر این بود که جامعه جهانی در مورد وضعیت افغانستان
تجدیدنظر نموده و سیاست خارجی خود را بر مبنای ارزشهای
جدید و برنامههای جدید پایهریزی مینمایند، افغانستان را هم
عضو جامعه بین المللی قلمداد مینمایند و به عنوان کشور
مستقل به رسمیت میشناسند، به همین ملحوظ حمایتهای مادی و
معنوی خود را پس از دو دهه فراموشی، از افغانستان اعلام
نمودند و کمکهای هنگفت مادی و معنوی به افغانستان سرازیر
شد. جامعه جهانی مصمم شدند که افغانستان را از کام طالبان
و تروریستان بیرون کنند و از زیر ظلم و استبداد حکومت
طالبان نجات دهند، لانه تروریستان را تخریب کند تا
تروریستان و طالبان بساط خود را برچیده، پناهگاه دیگری
برای خود جستجو نمایند.
بعد از کنفرانس بن دولت موقت و به تعقیب آن دولت انتقالی
شک گرفت و به دنبال آن لویه جرگه اضطراری و بعد لویه جرگه
قانون اساسی برگزار شدند و قانون اساسی به تصویب رسید که
تا حد قابل توجه مبتنی بر ارزش های جدید و پذیرفته شده
بود، برای ملت افغانستان و اقوام ساکن آن به طور یکسان
حقوق اساسی را قائل شد و حاکمیت ملی به ملت افغانستان تعلق
گرفت، و در فعل دوم قانون اساسی حقوق اساسی اتباع به طور
واضح تسجیل یافت و حکومت مکلف به رعایت آنها گردید.
نظام افغانستان مبتنی بر معیارهای دموکراسی بنا نهاده شد و
تا حد قابل توجه تلاش صورت گرفت تا رضایت عامه مردم را
فراهم کند، اما دیری نپائید که معضلات آغاز گردید، طوری که
از واژههای مقدس چون دموکراسی، آزادی، برابری، عدالت
اجتماعی و انکشاف متوازن، به عنوان وسیله و ابزار در جهت
تحقق اهداف شخصی کار گرفته شد و با این شعارها به پیشواز
انتخابات (ریاست جمهوری و پارلمانی) رفته شد، هر کاندید
تلاش می کرد که خود را حامی مطلق و تمام عیار ارزش های
دموکراسی قلمداد کند و توجه افکار عامه را به خود جلب کند،
به این منظور واژههایی چون انکشاف متوازن و عدالت اجتماعی
رول اساسی را بازی میکرد و به دنبال حامیان خود میگشت چون
طی دو دهه که گذشت و ما قبل آن همه ارزش های انسانی بخصوص
این دو واژه در جامعه افغانستان وجود نداشت اقشار محروم
جامعه محرومتر میشدند، قدرت در دست عدهای از مردم زورگو به
وسیله و ابزار در جهت تحقق اهدافشان تبدیل شده بود و توجه
به وضعیت عمومی مردم صورت نمیگرفت، مفهوم این واژههای جدید
مردم را بر آن داشت که به امید آرزوی انکشاف متوازن و تحقق
عدالت اجتماعی و برابری، رئیس دولت خود را انتخاب نمایند و
به تعقیب آن نمایندگان خود را انتخاب نمایند تا صدای رسای
مردم باشد در دستگاه حاکمه دولت و از این طریق بتوانند به
وجه احسن مشکلات و مصایب مردم را کاهش دهند و برای حاکمیت
قانون تلاش نمایند.
اما زمانی که این دولت انتخاب شد، شعارها به فراموش سپرده
شد و به تعقیب آن ملت و مردم به فراموشی سپرده شدند، چشم
امید مردم به نمایندگانشان در پارلمان دوخته شد اما همین
که نمایندگان مردم به پارلمان رسیدند و پشت میز قرار
گرفتند و مطمئن شدند که دیگر مردم نمیتوانند آنها را بیرون
کنند شعارها فراموش شد و به زدوبندهای سیاسی و قومی خود
پرداختند ـ به معاشاتشان و خرج دسترخانشان باید افزایش به
عمل میآمد، آرزوی سفر به کشورهای غربی در وجودشان گل کرد،
مصایب مردم به باد فراموشی سپرده شد، شعارها در گلو خشک
شدند و عمل در نطفه خفه شد، از انکشاف متوازن و عدالت
اجتماعی خبری نشد، برابری، عدالت و برادری در قالب واژهها
باقی ماند، حاکمیت قانون به روی پوسترها در کوچهها و پس
کوچههای کابل و شهرها به مرگ تدریجی مواجه شد و پاره پاره
شده به زبالهدان انداخته شد.
از تحقق ماده ششم قانون اساسی که صراحت دارد (دولت به
ایجاد یک جامعه مرفه و مترقی بر اساس عدالت اجتماعی، حفظ
کرامت انسانی، حمایت حقوق بشر، تحقق دموکراسی، تأمین وحدت
ملی، برابری بین همه اقوام و قبایل و انکشاف متوازن در همه
مناطق کشور مکلف میباشد) خبری نشد.
از این جا بود که مردم با عالم از مشکلاتها روی شانههاشان
سنگینی میکرد تنها ماندند، محبوبیت دولت هر روز بین مردم
کاهش پیدا میکرد، مردم از دولت، حکومت و پارلمان آزرده
خاطر شدند و فاصله بین مردم و حکومت افزایش یافت، به همین
ملحوظ دشمنان این وطن و مردم از فرصت ایجاد شده نهایت
استفاده کردند و به ناآرامیها در اقساء نقاط افغانستان شدت
بخشیدند، حملات انتحاری افزایش یافت، در این اواخر ولایت
غزنی که نسبتاً آرام بود آماج حملات طالبان قرار گرفت،
راههای مواصلاتی ولسوالی جاغوری مسدود گردید، چندین عراده
موتر از سوی شورشیان مسلح و طالبان به سرقت برده شد. پوسته
امنیتی قرهباغ مورد حمله قرار گرفت، خانه یکی از فرماندهان
نظامی حامی دولت مورد هجوم قرار گرفت که چندین تن از اعضای
فامیل وی که متأسفانه بقتل رساندند. شبنامهها در جاغوری
پخش گردید مبنی بر این که مکاتب دخترانه باید مسدود گردد و
مردم از طالبان تابعیت نمایند، اما کوچکترین واکنش از طرف
دولت در این مورد دیده نشد.
ولسوالی جاغوری با مساحت بسیار وسیع و جمعیت انبوه که دارد
ضمن تلاشهای پیگیر مسئولین آن ولسوالی به ولایت تبدیل نشد،
از پروژه همبستگی ملی در آن ولسوالی خبری نیست، کوچکترین
بازسازی و اعمار پروژهها در آن ولسوالی صورت نگرفت. بناءً
عدالت به صورت آشکار نقض شده و انکشاف متوازن که شعار داده
میشد در عمل تحقق نپذیرفت بناءً اگر به همین روال ادامه
پیدا کند دولت محبوبیت خود را از دست میدهد و مردم از
دولتشان حمایت نخواهند کرد مسئولیت و دستاندرکاران باید
متوجه این زمینه باشد، با درک مشکلات و واقعیتهای موجود
جامعه در پالیسی های خود تجدید نظر نماید.
|