|
از تهیج تا
تخریب
سید محمد امین عالمی
14/10/1385
امروزه
افغانستان و مردم این سرزمین برای جهان به خصوص قدرتهای استعماری؛ به مثابه
معمایی پیچیده در آمده است، چه اینکه تسلط بر این مردم و این مرز و بوم
همانند خیال و آرزویی شیرین در اذهان آنان حک شده است.
قدرت های
استعماری، به خصوص آمریکا و انگلیس همیشه بر آن بوده و هستند که راهی را
پیدا نمایند تا بتوانند بر جهان حکومت نموده و نعره ی «منم تلوار» را سر
بدهند.
در این
میان؛ چنانچه گفته شد افغانستان مانند خاری است در چشم استثمارگران که هیچ
گاه تن به ذلت نداده و همیشه در مقابل اجانب؛ با قاطعیت، از هست و بود خود
دفاع نموده است. تجاوزات وحشیانه ی انگلیس و شوروی سابق و حکومت دیکتاتوری
طالبان مصداقی باشد بر این مدعا که دشمنان افغانستان به خاطر به دست آوردن
خواسته های شوم و منفور خویش؛ از هر وسیله ای برای کوبیدن و تحت فرمان در
آوردن مردم افغانستان استفاده نموده و می کنند. چنانچه انگلیس و شوروی سابق
که هر کدام در زمان تجاوزشان به افغانستان، از پیشرفته ترین تجهیزات جنگی
برخوردار بودند و به گمان این که با حمله ی نظامی می توانند غالب شوند، دست
به تجاوز زده و بی رحمانه مردم ما را زیر آتش گرفتند که در نتیجه به بدترین
شکل شکست خوردند. شکستی که آثار آن بر روحیه و موقف سیاسی شان تا هنوز می
توان مشاهده نمود.
و اما
طالبان؛ این گروهک تروریستی و دست نشانده ی استعمار، از جهتی کاملا مخالف
با استراتیژی لندن و مسکو، به افغانستان تجاوز نمود و بنابر این که «مار
گزیده از ریسمان دراز می ترسد» طالبان نیز مشابه به استعمارگران قبل از خود
حرکت ننموده بلکه با تظاهر به مسلمان بودن وارد صحنه شدند.
آری! این
حقیقت را باید پذیرا بود که طالبان توانستند با سوء استفاده از اسلام و
شریعت اسلامی، اسلام را برای مردم اکثراً بی سواد و خسته از جنگ، وارونه
تفسیر نمایند که کوچکترین پیامد آن؛ آفرینش سوء ظن های شدیدی نسبت به
روحانیت در اسلام بود که همه آن را با چشم سر می بینیم.
اگر
بخواهیم در مورد ماهیت و اصلیت طالبان بحث کنیم، سخن به درازا می کشد اما
نکات مهمی که در شکل گیری، رشد، انحطاط و زوال طالبان مؤثر بوده موضوعاتی
است قابل تأمل و بررسی.
چنانچه
گفته شد؛ طالبان بر مبنی پالیسی مخصوص و جدید خود قسمت اعظمی از خاک
افغانستان را تحت سیطره ی خود در آوردند و با متوسل شدن به سیاست مذهب
ستیزی، قوم ستیزی و... مردم را تحت فشار آوردند. البته هدف اصلی آنان توسعه
ی اسلام و ایجاد حکومت اسلامی نبود بلکه می خواستند تا با این اعمال شان
چهره ی اسلام، این دین پایدار را مخدوش نموده و آن را دینی دیکتاتوری
معرفی نمایند.
بعد از
سقوط این رژیم، توسط صحنه سازی های آمریکا ـ دو تصور کاملا متفاوت برای
مردم ما به وجود آمد. اول این که مردم امیدوار بودند که شاید بتوانند در
سایه ی حکومت های موقت، انتقالی و جمهوری اسلامی؛ زندگی آرامی داشته و به
ارزش های اسلامی شان احترام گذاشته شود.
و گروه
دوم؛ نتیجه را بدتر از گذشته پیش بینی نمودند که بنابر شواهد می توان بر
این ادعا مهر تأیید گذاشت، چرا که بعد از سقوط رژیم طالبان آشکارا دیده و
می بینیم که جهان غرب با استفاده از مهره هایش چگونه می خواهد ما را تحت
استثمار خود در بیاورد.
آری، این
بار؛ تهاجم نظامی نیست بلکه کشور، مورد بزرگترین و خطرناکترین گونه ی تهاجم
یعنی تهاجم فرهنگی قرار گرفته است.
به طور
نمونه نشرات تلویزیون های خصوصی و دولتی و تعدادی از رسانه های چاپی و
شنیداری به میزان قابل توجهی مخالف با احکام دین مقدس اسلام و سنت ها و
رسوم، عنعنات و در کل؛ ارزش های جامعه ی افغانی است که به تدریج؛ همین
نشرات چنان تأثیر سویی بر روحیه ی ما خواهد گذاشت که حتی ندانسته بر این
تلاش خواهیم بود که چگونه از فرهنگ مبتذل غرب؛ حمایت، پیروی و دفاع نماییم!
و این
نقطه، نقطه ای خواهد که دیگر هیچ یک از ما، ادعای استقلال داشتن و یا بهتر
بگویم مسلمان بودن را نخواهیم نمود!
نشرات
تلویزیون های امروز افغانستان، با موجودیت وزارت بزرگی به نام وزارت
اطلاعات و فرهنگ، وقیحانه ادامه دارد. و واقعاً جای تأسف است این که: چرا
مسئولین محترم این وزارت اجازه ی تخدیر نمودن هر چه بیشتر ذهن فعال جوان
افغانی را به این تلویزیون ها می دهد؟!
بیاییم و
منصفانه قضاوت کنیم که، ادامه یافتن این گونه برنامه ها، حداقل تا چه
اندازه ای می تواند بر سرنوشت ده سال بعد یک جوان افغان تأثیر بگذارد. اگر
امروز جوانان ما، که در واقع به عنوان بازوی مملکت به شمار می روند؛، این
گونه سرگرم شوند، برای فردای ما چه کسانی عهده دار زمامداری کشور خواهد
شد؟! آشکار است این که این گونه برنامه ها تحت هر عنوانی که باشند، از قبل
سازماندهی شدهاند و هدفی جز بی حرکت ساختن مردم ما خصوصا جوانان ندارند
این گونه تهییج ها می توانند به آسانی فردای ما را تخریب کند و از
افغانستان؛ ترکیهای دوم بسازد. پس لازم است که عموم مردم خصوصا مقامات
ذیصلاح از این حربه ی مهلک جلوگیری کنند تا لااقل در آینده ها بتوانیم
افتخار این را داشته باشیم که واقعاً افغان بوده و اهل این کشور هستیم.
|