مقاله    


 

رد پای ابتذال در افغانستان (4)

علی رضا پیام

85/10/26

 

2ـ رسانه‌های گروهی: رسانه‌های جمعی و مطبوعات نقش و کارکرد دو بعدی دارد؛ هم می‌تواند در تخریب و تخدیر جامعه نقش مهمی داشته باشد و هم در نهادینه کردن، ترویج و تقویت ارزش‌های مثبت، پویایی و خردگرایی جامعه رول عمده‌ای را ایفاء می‌کند. در پنج سال گذشته، بخش عظیمی از رسانه‌های جمعی کشور به خصوص رسانه‌های شنیداری و گفتاری در راستای ایجاد تضاد و تخاصم میان هنجارها و ارزش‌های اجتماعی، تهاجم بر ارزش‌های دینی و ملی کشور و... گام زدند و وسیله‌ای برای ترویج و کشانیدن پای ابتذال و هرزگی در میان جوانان و نوجوانان باقیمانده از فضای جنگ شدند.
اصحاب و دست‌اندرکاران این طیف از رسانه‌ها، از آزادی بیان و فضای باز که در کشور به وجود آمد، سوء استفاده کرده و ابزاری برای ترویج و پیشبرد مقاصد گروه هایی شدند که درصدد تخریب ارزشهای دینی و ملی جامعه ما بوده و هستند. ردپای ابتذال در پشت این طیف از رسانه‌ها بوضوح دیده می‌شود و مسئولیت ناپذیری اصحاب آن در قبال سرنوشت، جوان و نوجوانان کشور و فرهنگ، دردناک و ناراحت‌کننده است.
فقر اقتصادی باعث گردیده است که راه‌اندازی رسانه‌های جمعی نیز حالت و شکل پروژه بخود بگیرد و برای تحقق آن می‌بایست به دونرهای خارجی مراجعه کرد تا با پول آنها بتوان کار کرد. طبعاً دونرها از این وابستگی استفاده کرده و از جریان پروژه، ترویج چیزهایی را می‌خواهند که خود در صدد تحقق آن در جامعه ما است و در غیر آن... به همین دلیل است که اندیشه‌ها و عملکردهای مخل امنیت کشور، متضاد با منافع و مصالح مردم و...بیشتر از چیزهای منعکس می‌شود که افغانستان مردم آن و پیشرفت کشور به آنها نیازمند است.
در طول سال‌هایی که فرهنگ و فضای کشورهای غربی از طریق برخی از رسانه‌ها در افغانستان بخورد مردم داده می‌شود، به دلیل ناهمخوانی و ناسازگاری آن با ارزش‌های مردم افغانستان وجامعه سنتی این کشور، اوضاع به جای خوب، بدتر می‌شود و ریشه‌های بحران پیچیده‌تر از قبل می‌گردد. با اینکه در افتادن با ارزشها و سقوط حاکمیت‌های گذشته به همین علت، در تاریخ سیاسی کشور بارها، تجربه گردیده است، این بار غربی‌ها نیز به شیوه‌های غیر مستقیم آن را تکرار می‌کنند.
عملکرد رسانه‌های گروهی در پنج سال گذشته، اعتراضات و انتقادات گسترده مردم، علما، دانشمندان و نخبگان جامعه را در پی داشت و سکوت دولت در برابر کارکردهای مخرب رسانه‌های مبتذل، به ایجاد و افزایش فاصله میان مردم، حکومت و گروه های متنفذ مردمی دامن زد و مخالفان با استفاده از فضای موجود، دولت را به نابود ساختن ارزشهای مردم و ترویج و نهادینه ساختن فرهنگ مبتذل غرب متهم کرد و بسیاری از جوانان و شهروندان کشور به این طریق به دام طالبان افتادند و در صفوف مخالفان دولت پیوستند.
بسیاری از تحلیل‌گران و آگاهان اعتقاد دارند که عملکرد نا مناسب طیفی از رسانه‌ها، وخامت اوضاع امنیتی، افزایش فاصله میان مردم و دولت، تقویت پایگاه‌های مخالفان در میان مردم، گسترش سوء ظن و بد گمانی نسبت به حضور نظامیان خارجی در افغانستان و... را در پی داشته است. چنانچه مطلب ذیل بدان اشاره کرده است:
«موضوع قابل بحث و تحلیل این روزها در محافل سیاسی و حتی اجتماعات مردمی، نا امنی و گسترش آن در جای جای افغانستان اسلامی است. هر کدام از تحلیل گران و هر بخش از اجتماعات عمومی، فراخور برداشت شان از اوضاع کشور، عواملی را برای این نا امنی ها بر می شمارند ‏یکی مهمترین عامل، دخالت بیگانه ها، حضور نیروهای خارجی و رفتار نامناسب آنان را با مردم افغانستان موثر در ایجاد و گسترش نا امنی عنوان می کند و دیگری بیکاری و برخی دیگر فساد اداری و وجود مافیای قدرت و مواد مخدر را ذکر می نماید و... اما کمتر کسی تاکنون به عامل عمده و ریشه‌ای رسانه ها اشاره نموده است. اینکه سایر عوامل نقشی در تعمیق و گسترش نامنی در بخش‌هایی از افغانستان دارند جای بحث وتامل نیست ولی نقش رسانه ها به مراتب سنگین تر و عمیق تر می تواند باشد.
چه اگر موضوع را کمی بیشتر بشکافیم تا به درستی به نقش رسانه ها در ایجاد و گسترش نا امنی‌های موجود،آگاهی یابیم اشاره به این مطلب به جا می نماید که: وجود رسانه ها شرط اساسی و عمده ایجاد حکومت مردم سالار می باشد و زمانی رسانه ها می توانند به این منزلت برسند که سالم حرکت نمایند و سلامت آنان نیز در گرو مخصوصا دو نکته می باشد نکته اول درک شرایط کشور از سوی اصحاب رسانه ها و مسئولین و دست اندرکاران مطبوعات و وسایل ارتباط جمعی اعم از رادیو تلویزیون و ... می باشد. نکته دوم شناخت ضرورت های سیاسی اجتماعی، فرهنگی اعتقادی و اقتصادی کشور و تلاش در راستای تامین این ضرورت ها و فراهم ساختن آگاهی ملی پبرامون این موضوعات می باشد. از همین رو است که امروزه بسیاری از رسانه ها اکثر برنامه هایشان مبتذل و بی محتوا است و نه تنها کمکی به حال این مردم نیست که زمینه ساز ناراحتی و نارضایتی مردم گردیده اند. رسانه هایی که وظیفه شان رشد و ارتقای فکری فرهنگی و اطلاعات عمومی مردم است و راه زندگی صحیح و سالم را به مردم بنمایانند که نتیجه این کار برقراری آرامش و آسایش عمومی نیز خواهد بود‏، نا آگاهانه و یا غرض ورزانه تصمیم به گمراه ساختن آنان می گیرند و سعی می‌شود که جوانان، این سرمایه های ملی را سرگرم برنامه های پوچ و بی کیفیت خود نموده، از خانه و فامیل گریزان ساخته به عنوان انسان های بار دوش اجتماع بسازند.
بسیاری رسانه های کنونی افغانستان نه تنها شرایط فعلی افغانستان را درک نکرده اند و یا تعمد دارند درک نکنند که برخلاف شرایط موجود برنامه اجرا می نمایند و نه ا ینکه نیاز های اساسی فکری، فرهنگی، سیاسی، اعتقادی و اقتصادی مردم را نشناختند و یا قصد دارند تا بر اساس این ضرورت ها مشی نکنند که آنچه را خود می خواهند و یا می پسندند اجرا نموده به خورد خلق الله می دهند و این است که این روند بخشی از عوامل ایجاد بستر ناامنی را فراهم آورده است. چون وقتی احساسات مردم جریحه دار می گردد و اعتقادات ملی و مذهبی جامعه به بازیچه گرفته می شود و جهاد اسلامی ما نه تنها ارج گذاشته نمی شود که پیش قراولان آن به عنوان جنگ سالار و جنگ افروز کوبیده می شوند طبعا اسباب دوری ملی از دولت و نارضایتی عمومی فراهم می گردد و این همان چیزی است که بستر نا امنی را فراهم می سازد و برخی حلقات سود جو هم از این جو به نفع خود استفاده جسته و کشور را به سوی بحران، نا امنی و نا آرامی سوق می دهند1»
اکثریت شهروندان کشور به شدت از برنامه‌های ضد اخلاقی و گمراه کننده‌ای که در رسانه‌های دیداری و شنیداری در رادیو و تلویزیون تبلیغ و ترویج می‌شود؛ ناراحت و معترض هستند. خانواده‌ها در مورد سرنوشت دختران و پسران، جوانان و نوجوانان خود بیمناک‌اند و آینده‌ای را که این رسانه‌ها برای آنان رقم می‌زنند، تاریک، خطرناک و نگران‌کننده می‌بینند. ترویج مفاسد اخلاقی و خلاف سنت و باورهای مردم مسلمان افغانستان در قالب فلم، سریال و برنامه‌های دیگر در پنج سال گذشته، به صورت گسترده‌ای پیگیری و توسط این رسانه‌ها به خورد مردم داده شده است. ارائه مدلهای برهنه و سینه برهنه همه برای مدل‌سازی در میان جوانان، پخش و نشر سریالها و فلم‌های سینمای مبتذل به قصد از بین بردن قباحت و زشتی مفاسد اخلاقی مانند ترویج رابطه جنسی میان دختر و پسر، شراب نوشی، رفت و آمد در دسکوتیک‌ها، اعتیاد به مواد نشه آور و... اکثریت محتوی برنامه‌ها رسانه‌های دیدار و نشر اهنگ‌های مبتذل و موسیقی مهیج برنامه‌های رادیوها را تشکیل می‌دهد. الگوسازی و آن هم به نوعی غربی و یا شرقی که به اخلاق اسلامی پایبند نباشد در قالب‌های مختلف از مهمترین رسالت رسانه‌های بوده است که غربی‌ها در پشت آنها بنام حمایت از حقوق انسان و آزادی زن از اسارت مرد، نهادینه ساختن دموکراسی و...!!! قرار دارند.
در یکی از رسانه‌های چاپی و یک خانواده بخاطر دیدن سریال مشهور هندی که مملو از صحنه‌های زشت و غیر اخلاقی می‌باشد و هدف ساختن آن کسب سود و در آمد مادی است، منعکس گردیده است:
«تمام اعضای خانواده در اتاقی که تلویزیون گذاشته شده است جمع هستند و منتظرند برنامه دلخواه شان را ببینند. با پخش زیگنال سریال هندی امتحان زندگی هیجان بیشتر در چهره های آنان ظاهر می شود. شاید از از همه بیشتر پسر کوچک خانواده که در صنف دوم مکتب درس می خواند، به این سریال علاقه دارد؛ چون به اصطلاح در زیر تلویزیون درآمده و تنها نیم متری از آن فاصله دارد. دو تا از دختران خانواده در گوش هم می گویند که متوجه لباس های قهرمان زن سریال باشند. پسر بزرگ خانواده که جوان 18 ـ 19 ساله ایست با تمام حواس متوجه حرکات قهرمان مرد سریال است و شاید می خواهد همه در حافظه جای دهد تا در حرکاتش از آن تقلید کند. مادر خانواده هم بی علاقه نیست و با توجه زیاد به پرده تلویزیون چشم دوخته. تنها یک نفر در این اتاق توجهی به تلویزیون نشان نمی دهد و از طرز نگاه هایش به دیگران معلوم است که از علاقه بیش از حدآنان به سریال ناراض است و این سید بشیر، پدر خانواده است. اما این تنها سید بشیر نیست که نگران تاثیر سریالهای هندی ایکه ازتلویزیون ها پخش می شود، بر اعضای خانواده خویش است.بسیاری ازپدران و شماری از مادران فکر می کنند که فرزندان شان از این سریالها چیزهایی را می آموزند که فرهنگ کشورشان همخوانی ندارد. ثریا صاحب زاده معلم در یکی ازمکاتب شهر می گوید: تاثیر این سریال ها بالای جوانان به حدیست که وقتی به محافل خوشی می روید می بینید که همه جوانان لباس هایی مانند قهرمانان این سریال ها پوشیده اند. وی از رواج استفاده از ساری درمیان دختران یاد کرده می افزاید: به مشکل می شود این گونه دختران را از هنرپیشه های هندی فرق کرد.2»

ضامن علی احمدی، مسئول کمیسیون فرهنگی شورای ولایتی کابل در گفتگو با دو هفته نامه رسانه‌ها، در مورد کارکرد رسانه‌های تصویری در کشور می‌گوید:
«در قسمت رسانه های جمعی خصوصا رسانه های تصویری و شنیداری باید گفت، این جانب نسبت به هیچ یک از این رسانه ها (تصویری و شنیداری) خوش بینی ندارم، زیرا فعالیت سودمندی نداشته اند و به عوض این که درجهت تنویر اذهان عامه تلاش کنند؛ در جهت تخریب امور فرهنگی و ارزشهای اسلامی و ملی جامعه ی افغانی تلاش نموده اند. بنابراین واضح است که این گونه رسانه ها نقش بزرگی در به وجود آوردن ناهنجاری های اجتماعی و فساد اخلاقی داشته باشند. من فکر می کنم که نهادهای دینی و فرهنگی، وزارت اطلاعات و فرهنگ و رسانه های همگانی گزینه های اند که می توانند به این امر بپردازند
انگیزه های متفاوتی برای این ها وجود دارد، اما به طور واضح می توان گفت که درپشتیبانی رسانه هایی از این دست، دست هایی وجود دارند که در جهت ترویج و رشد فساد اخلاقی و ناهنجاری های اجتماعی سرسختانه کوشیده و درجهت فرهنگ زدایی تلاش می کنند، زیرا طبیعتا هنگامی که جامعه و یا مردمی که با فرهنگ خویش بیگانه شوند، به درختی می ماند که موریانه های فساد و صدها مشکل دیگر در آن نفوذ نموده و آن را پوسانده باشد که پس از آن تاب مقاومتی در مقابل کوچکترین باد را نخواهد داشت وعلاوه بر این، با سوء استفاده از شعار دموکراسی و آزادی ( پس از به میان آمدن دولت انتقالی اسلامی تاکنون) عامل و انگیزه ی دیگری است که رسانه های مورد نظر از آن استفاده نموده و می کنند، زیرا این امر طبیعی است که اکثرا ورود ارزش ها در جامعه ای نوپا تبدیل به ضد ارزش شده و از آن استفاده سوء می شود و چنانچه گفتیم این وضعیت در جامعه ای مانیز پدیدار گردیده تا جایی که نه تنها تلویزیون های خصوصی، بلکه تلویزیون ملی نیز این ارزش ها را (دموکراسی، آزادی و ...) به گونه ای دیگر تعبیر نموده است. تلویزیونی که باید فرهنگ اصیل اسلامی و ملی افغانستان را به تصویر بکشد. برنامه های مبتذلی را پخش و نشر می کند که حتی ارزش هنری نداشته و فقط و فقط در راستای ترویج فرهنگ بیگانه وفساد نقش مهمی را ایفا می کند3»
برخی از برنامه های نشراتی تلویزیون‌های خصوصی، آن قدر زشت، زننده وقیحانه است که انسان خجالت می‌کشد تا در جمع چشم به تلویزیون برود.
فلم‌های مستهجن نیز از آغز به کار تلویزیون‌ها در میان جوانان شایع و رایج شده است و به راحتی از «ویدئو کلپ‌»‌ها می‌شود این فلم‌ را تهیه کرد. گزارش ذیل در مورد افزایش این فلم‌ها در ولایت قندهار اشاره دارد، جایی که بسیار سنتی و متعصب‌تر از اکثر نقاط کشور است ولی اکنون غربی‌ها در تلاش است تا آنان را بتدریج از درون بپاشانند:
«روزنامه اسكاتلندي "اسكاتسمن" روز سه‌شنبه در گزارشي از افزايش توزيع فيلم هاي هرزه‌نگاري در منطقه قندهار خبر داده است. اين روزنامه چاپ ادينبورو همچنين مقصد بعدي فيلم هاي هرزه‌نگاري را پس از توزيع و فروش در افغانستان، بازارهاي ايران معرفي كرده است. در اين گزارش آمده است: در شرايطي كه درگيريهاي مسلحانه پس از سقوط طالبان مانع بازسازي قندهار شده، فروش غير قانوني فيلمهاي هرزه‌نگاري، ترياك و مواد الكلي همچنان رو به افزايش است.
انگليس پس از اشغال خاك افغانستان حدود ‪ ۶‬ هزار نيروي نظامي به اين كشور اعزام كرده كه بيشتر آنان در مناطق جنوبي افغانستان مستقر شده‌اند.
اگرچه ماموريت اوليه اين نيروها مبارزه با كاشت خشخاش و قاچاق مواد مخدر و همچنين آموزش نيروهاي بومي اعلام شده بود، اين نيروها در ماههاي اخير در ابعاد وسيعي درگير عمليات نظامي شده‌اند. به گزارش اسكاتسمن، ژنرال "عصمت الله عليزاي" فرمانده جديد پليس قندهار اعلام كرده رواج فيلمهاي پورنوگرافي كه امري غيرقابل پذيرش در فرهنگ اسلامي است، اكنون در اين منطقه به يك مشكل تبديل شده است. وي از "حامد كرزي" رييس جمهوري افغانستان خواست تا با بازگشايي اداره پليس امور ديني و مبارزه با مشروبات الكلي، فيلم هاي غيراخلاقي و مواد مخدر در اين كشور موافقت كند.
در ادامه اين گزارش آمده است: فيلمهاي پورنوگرافي در قندهار رايج شده و معمولا به صورت مخفي و از طريق لوح‌هاي فشرده تصويري "وي.سي.دي" قابل فروش در قهوه‌خانه‌ها و يا پس از ضبط از برنامه‌هاي ماهواره‌اي توزيع مي‌شوند. اسكاتسمن نوشت: تاكنون تلاش ناچيزي براي مبارزه با توزيع فيلمهاي هرزه‌نگاري در قندهار صورت گرفته و بحران اقتصادي و بيكاري موجب افزايش رونق بازار توزيع فيلمهاي پورنوگرافيك در اين منطقه شده است. "فريد احمد" يك توزيع‌كننده افغان گفت، اينگونه فيلمهاي غيرقانوني از هند و پاكستان به افغانستان وارد مي‌شوند و سپس به ايران و كشورهاي ديگر قاچاق مي‌شوند4».
دولت افغانستان متأسفانه رسالت و مسئولیت اخلاقی خود را در برابر شهروندان جامعه فراموش کرده است و یا نمی‌تواند بخاطر واستگی اقتصادی به غرب، در این مورد برخلاف خواست و اهداف آنان وارد عمل شود و جلوگیری این ابتذال وارداتی را سر نماید.
تلاش‌های سمبولیک و تبلیغاتی مخدوم رهین وزیر اطلاعات سابق، نه تنها نتوانست کاری موثری را از پیش ببرد بلکه باعث گستاخی و تشویق عدم پایبند بودن به ضوابط اخلاقی توسط این رسانه‌ها شد.
گر چند وی خود نیز قربانی عملکرد منفی این رسانه‌ها محسوب می‌شود؛ چرا پارلمان بخاطر بی کفایتی او در مهار ابتذال رسانه‌ای، او را در کسب رای اعتماد از پارلمان ناکام ساخت.
سکوت معنی‌دار دولت در جلوگیری از ترویج ابتذال، باعث شده است تا مردم خود در مقابله با این ناهنجاری‌ها برخورد و به صورت فرهنگی با آن مبارزه کند. از جمله این اقدامات می‌توان به ایجاد تلویزیون‌های کوثر و تمدن اشاره کرد که به سرپرستی دو تن از علمای مشهور کشور در آستانه فعالیت قرار دارد و قرار است برنامه‌های مناسب‌شان و نیاز جامعه اسلامی پخش نمایند.

 

پاورقی:
1- خبرگزاری صدای افغان، 85/7/17.

2- هفته نامه کابل، 85/1/1.

3- دو هفته نامه رسانه ها، 85/8/20.

4- سایت آریانا نت، 85/8/23.





 

 







 

 
 

?از تهیج تا تخریب
?حقوق متقابل مردم و حکومت (1)
?مسیح (ع) در ادبیات فارسی دری (2)
?واقعه غدیر خم: عهد معهود و میثاق مأخوذ
? رد پای ابتذال در افغانستان (1)
? حقوق متقابل مردم و حکومت (2)
? فرجام یک دیکتاتور
?هویت زن مسلمان افغانستانی و چالش های فرا رو
? رد پای ابتذال در افغانستان (2)
? پیامدهای حکومت غیر دینی در جامعه اسلامی 1
? رد پای ابتذال در افغانستان (3)
? پیامدهای حکومت غیر دینی در جامعه اسلامی 2
?اعدام صدام،  هیزمی برای آتش نفاق
? حقوق متقابل مردم و حکومت (3)
? رد پای ابتذال در افغانستان (4)
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردها و چالش ها 1
? کدام یک مجرمند؟ مفتخوران!! یا دولت!!
? رد پای ابتذال در افغانستان (5)
? پارلمان و بایسته‌های پیش رو
? امام ‏حسين(ع) در برابر معاويه
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردها و چالش ها 2
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردها و چالش ها 3
? فلسفه‎ي عزاداري سيدالشهدا(ع)
? ابعاد و فلسفه‌ي قيام عاشورا
? یکپارچگی مسلمانان به نفع آمریکا نیست
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردهاو چالش ها
? انقلاب اسلامی ایران
? وحدت و همبستگی در جهان اسلام
? اهمیت عدالت
? منشور مصالحه ملی، راهکار نو در ثبات سازی
?2 اهمیت عدالت
? انقلاب اسلامی ایران2
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردها و چالش ها5
? اخلاق کارگزاران
? 22دلو تولدی دیگربرای  ایران زمین
? نوشتن برای نان
? سياست و حكومت در سيره امام سجاد(ع)
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردها و چالش ها6
? افسوس کمونیست نشدم!
? روابط دختر و پسر
? نگاهى به روابط فرهنگها و تمدنها
? دو روز تاریخی، دو قیام سترگ ملی
? عمده ترین مشکلات سیاسی جهان اسلام

 

گفتگوها:


عوامل افزایش ناامنی و ...


نگاه کلی به اوضاع فعلی کشور


چرا ناامنی؟


چرا ناامنی؟


پارلمان بعد از پنج و نیم ماه


پارلمان بعد از پنج و نیم ماه


چرا ناامنی؟


جنگ فرهنگی در افغانستان


عوامل افزایش ناامنی و ...


عوامل افزایش ناامنی و ...


مفاسد اخلاقی، علل و ...


کنفرانس لندن پس از یک سال