مقاله    


 

رد پای ابتذال در افغانستان (1)

علی رضا پیام

18/10/85

 

عوامل و کارگزاران فساد:

شاید به صورت قطع نتوان بر طیف خاصی اشاره کرد که در ترویج فرهنگ ابتذال دخیل و دست‌اندرکار باشند ولی می توان به صورت کلی انگشت انتقاد را بر دسته ها و گروه های ذیل نشانه رفت:

1- اتباع کشورهای خارجی: بدلیل نبود کنترول ساختارمند و ضعف نهادهای امنیتی کشور، اتباع کشورهای خارجی آزادانه به افغانستان تردد دارند و برای نیل به مقاصد گوناگون رفت و آمد می کنند. قاچاق و خارج ساختن آثار باستانی و تاریخی، قاچاق و تزانزیت مواد مخدر، تاراج منابع و معادن طبیعی، تن فروشی، تبلیغ و ترویج عقاید دینی، تجارت، مأموریت های سیاسی و.. بیشترین موضوعاتی را تشکیل می دهند که سبب ورود و خروج گسترده اتباع کشورهای خارجی به افغانستان شده است. البته در این میان تعداد زیادی از آنان به منظور فعالیت و پیشبرد امور خیریه و کمک به پروسه بازسازی در افغانستان به سر می برند و بدون شک این اشخاص نیز در دامن زدن و ترویج ناهنجاری ها به خاطر حضورشان، در جامعه نقش قابل توجهی دارند.

ضعف فرهنگی، سیاسی و وابستگی کشور به کمک های خارجی سبب گردید که دولت در برابر ناهنجاری های اخلاقی که توأم با رفت و آمد آز آزادانه و بی پروایه اتباع خارجی وارد فضای جامعه شده است سکوت اختیار کند و به پیامدهای ناگوار آن تن در دهد.

علی رغم درخواست ها و فشارهای مکرر مردم، مطبوعات و شورای سرتاسری علماء از دولت مبنی بر جلوگیری و کنترول فساد اخلاقی، تاکنون کمترین کاری از سوی دولت در این مورد صورت نگرفته و اقدامات اندکی که از طرف برخی از نهادهای دولتی صورت گرفت، کاملا نمایشی و فرمایشی می باشد.

تبعات و پیامدهای منفی ناشی از حضور غیر قانونمند و کنترول ناشده اتباع و شهروندان کشورهای خارجی به خصوص شهروندان کشورهای غربی، به صورت گسترده ای در پنج سال گذشته در رسانه ها منعکس شد و هشدارهای بسیاری را نیز از سوی علماء و خطباء مساجد و ائمه جمعه و جماعات به همراه داشت.

پیامدهای زیانبار حضور اتباع خارجی و عدم کنترول پایگاه های استقرار آنها در کشور در یکی از پایگاه های فرهنگی انترنتی کشور این گونه منعکس شده است:

«اکنون که افغانستان به تازگی وارد مرحله نوینی از حیات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی گردیده حرکت جامعه یک روند معکوس را نسبت به گذشته گرفته است که ثمره این روند معکوس به گسترش فساد به معنای عام و فحشا به معنای خاص منجر شده است.

امروزه با تاسف فراوان شاهد افزایش روز افزون میزان جرم و جنایت, گسترش فقر و فحشا و کمرنگ شدن ارزش های دینی مخصوصا در میان جوانان این قشر پویا می باشیم.

موجودیت مراکز خارجی در کشور و چشم پوشی حکومت فعلی از عملکردهای غیر اخلاقی آنها نیز در ترویج فحشا نقش اساسی دارد. همین اکنون در مرکز شهر کابل، هوتل ها و رستوران های عمدتا برای افراد خارجی وجود دارد که به مراکزی برای زنان خودفروش چینایی، تایلندی و...تبدیل گردیده است. از عوامل دیگر فساد و فحشا در جامعه موجودیت باندهای مافیایی است که با اهتمام و سعی فراوان در دور نگهداشتن جامعه از چتر دانش به فعالیت می پردازند تا بلکه از این طریق از جهل و نادانی مردم به نفع خود استفاده کنند. به گفته مبارز معین سابق وزارت حج و اوقاف ورود مشروبات الکلی, رایج شدن سی دی های بسیار مبتذل و فروش آن به صورت آزاد در مناطق مختلف شهر توسط باندهای مافیایی سازماندهی شده است. بدیهی است که سرمایه هر جامعه، جوانان آن اجتماع می باشند و وقتی که سرمایه مورد آسیب قرار گیرد جامعه کارایی خود را از دست خواهد داد. باندهایی مافیایی با درک این مسئله با هدف قرار دادن جوانان، می خواهند جامعه افغانستان را فلج کنند.

روشنفکران و فرهیختگان که مشعل داران و پیش قراولان جامعه به شمار می روند نباید استعدادهای هنری، ادبی و تعهد انسانی شان را در خدمت بیگانگان و ادامه دهندگان پلیدی ها و زشتی ها قرار دهند و به خاطر جا و مقام, جوهر هنرشان را قربانی کنند. و نباید فراموش کرد که حفظ ، ترویج و رساندن فرهنگ ملی و مذهبی به آیندگان جزء وظایف اسلامی و انسانی هر فرد جامعه افغان است.(1)»

2- کارگزاران داخلی: هستند کسانی که شیفته غرب و فرهنگ آن دیار می باشند؛ آن هم جنبه های علمی و عقلانی بلکه بیش از همه ابتذال، عریان گرایی و فساد پیشگی آن را می پسندند و به این طریق تجارت سیاسی و اقتصادی می کنند. در پنج سال گذشته چهره این طیف ها را در پشت کارکردهای آنان در ابعاد مختلف به خصوص رسانه های تجارتی که به راه انداخته‌اند دیدیم. ترغیب و تشویق زنان و دختران به کنار گذاشتن حجاب و تقلید و تبعیت از فرهنگ غربی از مهم ترین رسالت کاری آنان در طول این پنج سال به حساب می آید. بدون شک این طیف یا به صورت مستقیم آله دست کشورهای خارجی هستند و یا چنان شیفته فرهنگ مبتذل مغرب زمین شده اند که ترقی و پیشرفت را فقط در گرو کنار گذاشتن اخلاق، عفت و هنجارهای دینی و اجتماعی کشور می دانند.

3- جنگ سازمان دهی شده فکری: چنانچه در مقدمه نیز تذکر داده شد، بسیاری از کشورهای غربی از اسلام و مسلمانان و به خصوص اسلام سیاسی و مسلمانان متعبد و ضد استعمار بیم و هراس دارند و لذا در تلاش‌اند تا برای رسیدن به مقاصد خویش به شیوه های غیر مستقیم با آن مبارزه و مقابله کنند. دنیای غرب که هنوز هم خوی و خصلت ضد اسلامی دارد و منافع خود را از طریق استعمار و استثمارگری دنبال می کند، همواره کوشیده تا از طریق به راه انداختن جنگ فکری و فرهنگی، زمینه حضور خویش را در کشورهای اسلامی مساعد و هموار سازد. در پنج سال گذشته، همانند دهه های قبل نیز غربی ها به صورت سازمان دهی شده از طریق رسانه ها، موسسات خیریه، نهادهای تجارتی و.. وارد عمل شده است و برای تغییر ارزشها در افغانستان گام های را برداشته است. این فعالیت ها گاهی در قالب افکار و مفاهیم اجتماعی مدرن و گاهی زیر چتر کمک و مساعدت انسان دوستانه و زمانی از طریق رسانه ها تطبیق و پیاده گردیده است. در ذیل به بخشی از مطالبی که در رسانه های کشور در مورد جنگ فرهنگی کشورهای غربی منعکس شده اشاره می‌شود: «یکی از مشکلات جهان اسلام و مشرق زمین، مساله تهاجم فرهنگی است که به عنوان یک آفت مهلک و درد جانکاه نه تنها اندیشمندان دلسوز جامعه را مشغول داشته که پدران و مادران علاقمند به سرنوشت جوانان و مدیران را به فکر واداشته است. جهان امروز را جهان و عصر ارتباطات نامیده‌اند، که جامعه بشری را که به هم پیوسته و درهم تنیده شده است با کوه های سر به فلک کشیده و دریاهای بزرگ مانع مسافرت و رفت و آمد نمی‌شود. مسافرت های هوایی، زمینی، دریایی، ارتباطات پیشرفته جدید ماهواره ای، اینترنت و فکس، دنیای امروزی را علی رغم مساحت و وسعتش چون دهکده ای ساخته است که گویا فاصله ها چند متر یا حداکثر صد متری بیشتر نیست. طرح ها، کارکردها و اندیشه ها در کمترین زمانی قابل دسترسی است. امروز افکار، اندیشه ها، مذاهب و مکاتب همه در میدان و در محضر عموم قرار دارند و برای تصاحب فضای حاکم بر بشریت، سخت در رقابت و تلاش هستند. فرهنگ قوی، تهاجم را آغاز می کند و فرهنگ ضعیف انزوا را ترجیح می دهد. تهاجم فرهنگی برای مغرب زمینی ها، منافع بی شماری را فراهم آورده است و نظر به تهاجم نظامی هم زحمت و رنج و خرج کمتری دارد. در تهاجم فرهنگی طرف مهاجم لباس دوست می پوشد و شعار تمدن می دهد و هدف خود را عمران اعلام می کند. طرف مورد تهاجم نه تنها موضع خصمانه نمی گیرد و نه تنها به دفاع نمی پردازد بلکه با آغوش باز از او استقبال میکند.

آری! در تهاجم فرهنگی منظور تسلط بر تن نیست بلکه شکار قلب و دل است. تهاجم فرهنگی در محدوده ی لباس، آرایش، وسایل زندگی، مسافرت و رسم و رواج معمول جامعه خلاصه نمی شود بلکه تهاجم فرهنگی در جهت تغییر اصل زندگی است. در تهاجم فرهنگی منظور تنها بردن سرمایه مواد خام به کشورهای صنعتی نیست و باز هم تنها تهیه بازار مناسب فروش محصولات و مصنوعات شان نیست؛ مقصود تغییر فضای فکری جامعه است. پس تهاجم فرهنگی مسئله ای است کلیدی و دفاع در برابر آن مسئولیتی است همگانی.(2)»

بدون شک مقصود و منظور نویسنده کلی گویی نیست بلکه به طور غیر مستقیم به فضا و محیط جامعه افغانی اشاره دارد؛ جایی که هم اکنون جمعیت کثیری از شهروندان غربی را در خود گنجانیده است و این سرزمین نیز از آفت این قبیل تهاجمات در امان نبوده و نخواهد بود.

یکی دیگر از رسانه های نوشتاری کشور، به شدت از تهاجم فرهنگی کنونی و ترویج و تزریق فرهنگ بیگانه نگران است:

«اینک اهریمن غرب و بیگانه چون اژدهای هزار سر دهن گشاده تا فرهنگ اصیل، متمدن و اسلامی کشور عزیز ما را ببلعد و بیم آن می رود که روزگار فرهنگ ناب و پر بار ما را زیر چرخهای ماشین فرهنگ زدای غرب در حال پیشرفت و شکل گیری است. اگر فرهنگیان، دانشمندان وپژوهشگران باهمیاری رسانه های گروهی و جمعی در پی حفظ، حراست، تقویه وتکامل فرهنگ وزبان خود نشوند، شاید خیلی زود شاهد آن باشیم که لغات، اصطلاحات و واژه های ناآشناو بیگانه چون مهره های شطرنج بجای هر لغات و اصطلاحات بنشیند. و درخت پربار زبان ما را بی برگ و بر ساخته و سرانجام بخشکاند. فرهنگ ما در حالت رکود و دیگر گونی قرار گرفته که با تاسف ریشه های این رکود را می توان از سده های دور یعنی از زمان یورش ابرقدرت ها و مداخله گران پی گیری کرد.

دگرگونی های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ورود مداخله گران، تجربه حکومات مختلف، ورود اتباع خارجی و موسسات بیگانه، رفت و برگشت مهاجرین افغانی در کشورهای مختلف همه و همه زمینه رکود و دگرگونی فرهنگ ما را فراهم نموده است.

پذیرش فرهنگ بیگانه آگاهانه یا ناآگاهانه ضربه شدیدی بر پیکر نیمه جان فرهنگ ماست غربیان و دشمنان فرهنگ ما با جدیت تمام سعی می ورزند تا به نوعی از انواع فرهنگ و زبان ما را تاثیرپذیر و متروک سازند، اما این نقیصه را نباید تنها به دوش بیگانگان انداخت بلکه افراد آگاه و دانشمند جامعه ما نیز در این ماجران دخیل بوده اند. در قدم اول بی توجهی حکومت وقت و در ثانی بی پروائی افراد دانشمند و آگاه در آن بی تاثیر نیست. غربیان که از فرهنگ اصیل و متمدن برخوردار نیستند در پی آنند تا بهر ترتیب که شده داشته های فرهنگی ما را بربایند. پس وظیفه هر فردی از افراد این ملت است تا با تمام نیروی فکری و لازم از داشته های فرهنگی خود حفاظت نموده و در پی معادل سازی اصطلاحات بیگانه باشند، اگر دانشمندان و فرهنگیان ما از پشت تریبون ها و مایک های بلندگو ها به کمال افتخار لغات و اصطلاحات بیگانه و ناآشنا را مورد استعمال قرار بدهند هرگز زمینه آن فراهم نخواهد شد تا زبان خود را خالص ساخته و از آلودگی برهانیم. رسانه های تصویری و صوتی مکلف اند تا در غنا و خالص سازی فرهنگ خود کوشیده و از ورود اصطلاحات و فرهنگ بیگانه درزبان گفتاری ونوشتاری جلوگیری نماید. در فرهنگ و زبان مبین استعداد، خلاقیت، اندیشه و تفکر عالی هر جامعه و ملت است ما دچار فقر فرهنگی نه، بلکه دچار رکود فرهنگی هستیم که امید است با پشت کار و تلاش فرهنگیان و دانشمندان این تردد و تشویش بر طرف شده و دوباره صاحب فرهنگ ناب و زبان خالص و پر بار خود شویم. (3)»

رسانه ها و نشریاتی که دغدغه دینی و ملی دارند طرف دار و مدافع فرهنگ افغانی می باشند و تنها رسانه های آزاد و غیر دولتی نیستند بلکه صدای اعتراض و انتقاد رسانه های دولتی و وابسته به نهادهای حکومتی نیز بلند شده است و به صورت مستقیم و غیر مستقیم قابلیت های و ظرفیت های دین مقدس اسلامی را به دولت گوشزد می کند:

«امروزه واژه های انلگیسی؛ مثل: آن تایم، اپریشن، پوزیشن، کانتکت و صدها کلمه دیگر زیب زبانها شده است که این همه عواقب بد و هویت زدایی زبان رادر قبال دارد. امروز در ادارات دولتی عقد قراردادها و پیشنهادات به زبان انگلیسی صورت می گیرد. اینجا دولت مسئولیت دارد که به طور جدی از تمام وزارت خانه ها، سفارت خانه ها و غیره موسسات بخواهد تا مکاتیب را به زبان های رسمی کشور بفرستند و یا وزارت خانه ها گروه های خاص ترجمه را ایجاد کنند تا همه مکتوبها به زبانهای ملی برگردانده شود. ظاهرا فعالیت صدها مرکز آموزش زبان انگلیسی نیز باعث گستردگی استفاده از زبان انگلیسی گردیده است. تشویق و حتی تهدید شاگردان مکاتب جهت آموختن زبان انگلیسی از سوی خانواده ها به عنوان یک اصل غیر قابل انکار، عامل دیگریست که به ترویج هر چه بیشتراین زبان کمک کرده است.

حضور زبان انگلیسی در بخشهای دیگر اجتماع افغانستان به خصوص در شهرهای بیانگر کاربرد گسترده این زبان میباشد. اگر نظر کوتاهی به جاده ملک اصغر (فاصله میان چهارراهی انصاری الی ختم آن) در شهر نو انداخته شود، کمتر متوجه خواهید شد که در پایتخت افغانستان هستید. موجودیت صدها لوحه فروشگاه ها، رستورانت ها وغیره به زبان های انگلیسی و اردو چهره شهر کابل را دگرگون ساخته است.

وزارت اطلاعات و فرهنگ تاکنون هیچ فهرستی از کلمات معادل زبانهای خارجی را در اختیار ندارد؛ اما این وزارت تهدید می کند که اگر دکانداران لوایح خود را به زبان های ملی برگردان نکنند، برخورد جدی با آنان خواهد کرد.

در فهرست غذای پارک میلانی پیتزا رستورانت پیشتر از 140 نوع غذا موجود است که 130 نوع آن غذاهایی مثل میلانو سپیشل استیک، کوله سلاد، پیتر، منرال واتر، پیتزه مارگریت سپیشل و ده ها نام دیگر به جای اسمای خارجی است که فهمیدن این نوع غذاها برای یک افغان کار مشکل است. به باور اکثر آگاهان یگانه راه موزون ساختن داد ستد و فرهنگی و دادن رنگ ارزشهای فرهنگی به پدیده های جدید دنیای معاصر بلند بردن سطح آگاهی از فرهنگ اصیل، تقویه ارزشهای مثبت جامعه و مبارزه با رسم و رواجهای منفی است.(4)»

متأسفانه تهاجم سازمان دهی شده از طریق عمال داخلی و عناصر خارجی حتی بر نحوه ی سخن گفتن، راه رفتن و فرهنگ روزمره ما نیز به شدت تأثیر گذاشته. چنانکه این روزنامه کشور در مورد تأثیرات حضور پنج ساله عساکر نظامی خارجی نوشته است:

«یکی از وظایف دولت اسلامی، گسترش فرهنگ به زیباترین و بهترین صورت می باشد، اسلام آموزش دانش و علم را بر هر فرد مسلمان لازم دانسته و دولت اسلامی را نسبت به تهیه مقدسات آن ملزم ساخته است. در اینجا پرسش پیش می اید که با این همه تاکید اسلام بر تحصیل علم و گسترش دانش چرا مسلمانان در این مسئله دارای انحطاط و در این مرحله از عقب ماندگی قرار دارند؟ با مراجعه و دقت به تاریخ مسلمانان روشن می شود که مبداء عقب ماندگی مسلمین از هنگامی است که از پیروی دستورات سازنده و حیات بخش اسلام سر باز زده و اصالت خود را فراموش کردندو با غرق شدن در دنیای مادیات و انحطاط فکری، فرهنگ درخشان خویش را زیر پا نهادند تا قبل از بروز انحرافات فکری در آنان به اعتراف دانشمندان و محققین تاریخ، فرهنگ و تمدن اسلام بر جهان سیطره داشت و دیگر کشورها را تحت الشعاع قرارداده بود، حتی در مقایسه کتاب، کتاب خانه، مدارس و دانشمندان آن زمان، به ویژه با در نظر گرفتن وسایل و امکانات در آن روزگار، بر مدارس و کتابخانه ها و دانشمندان امروزی برتری داشت و اگر مسلمانان به گسترش فرهنگ اصیل اسلامی توجه بنمایند دوباره آن عظمت و شوکت از دست رفته باز خواهد گشت. در این راه مسلمانان می توانند با تاسیس مدارس، روزنامه ها، مجلات، رادیو، تلویزیون، سینما و همچنین با استفاده از وسایل جدید روز مانند اینترنت و ... در محدوده ی مقدرات اسلام، دور از مفاسد بی بندو باری و پاک کردن آلودگی ها و تاسیس مراکز مختلف فرهنگی و تبلیغاتی، سطح جامعه را بالا برند.(5)»

 

 

 


 

 







 

 
 

?از تهیج تا تخریب
?حقوق متقابل مردم و حکومت (1)
?مسیح (ع) در ادبیات فارسی دری (2)
?واقعه غدیر خم: عهد معهود و میثاق مأخوذ
? رد پای ابتذال در افغانستان (1)
? حقوق متقابل مردم و حکومت (2)
? فرجام یک دیکتاتور
?هویت زن مسلمان افغانستانی و چالش های فرا رو
? رد پای ابتذال در افغانستان (2)
? پیامدهای حکومت غیر دینی در جامعه اسلامی 1
? رد پای ابتذال در افغانستان (3)
? پیامدهای حکومت غیر دینی در جامعه اسلامی 2
?اعدام صدام،  هیزمی برای آتش نفاق
? حقوق متقابل مردم و حکومت (3)
? رد پای ابتذال در افغانستان (4)
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردها و چالش ها 1
? کدام یک مجرمند؟ مفتخوران!! یا دولت!!
? رد پای ابتذال در افغانستان (5)
? پارلمان و بایسته‌های پیش رو
? امام ‏حسين(ع) در برابر معاويه
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردها و چالش ها 2
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردها و چالش ها 3
? فلسفه‎ي عزاداري سيدالشهدا(ع)
? ابعاد و فلسفه‌ي قيام عاشورا
? یکپارچگی مسلمانان به نفع آمریکا نیست
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردهاو چالش ها
? انقلاب اسلامی ایران
? وحدت و همبستگی در جهان اسلام
? اهمیت عدالت
? منشور مصالحه ملی، راهکار نو در ثبات سازی
?2 اهمیت عدالت
? انقلاب اسلامی ایران2
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردها و چالش ها5
? اخلاق کارگزاران
? 22دلو تولدی دیگربرای  ایران زمین
? نوشتن برای نان
? سياست و حكومت در سيره امام سجاد(ع)
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردها و چالش ها6
? افسوس کمونیست نشدم!
? روابط دختر و پسر
? نگاهى به روابط فرهنگها و تمدنها
? دو روز تاریخی، دو قیام سترگ ملی
? عمده ترین مشکلات سیاسی جهان اسلام

 

گفتگوها:


عوامل افزایش ناامنی و ...


نگاه کلی به اوضاع فعلی کشور


چرا ناامنی؟


چرا ناامنی؟


پارلمان بعد از پنج و نیم ماه


پارلمان بعد از پنج و نیم ماه


چرا ناامنی؟


جنگ فرهنگی در افغانستان


عوامل افزایش ناامنی و ...


عوامل افزایش ناامنی و ...


مفاسد اخلاقی، علل و ...


کنفرانس لندن پس از یک سال