مقاله   


 

پیامدهای حکومت غیر دینی در جامعه اسلامی 2

 

سید ابراهیم سجادی

 

قرآن نیز تحلیل فوق را قبول دارد و بر این باور است که قدرت طلبان فرعون منش جهت تثبیت حاکمیت و اقتدار خود، جامعه را به چند دستگی می کشاند و زمینه همزیستی مسالمت آمیز و همدلی آمیخته با همدردی را برای همیشه از میان بر می دارند.

« ان فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعا یستضعف طائفه منهم» قصص /4

 

همانا فرعون قدرت را در  زمین به دست گرفت و اهل زمین را چند گروه قرار داد، طائفه ای از مردم را تحت فشار قرار داد تا ذلیل باشند.

 

گروه های عمده در حاکمیت های غیر مردمی

در سایه حکومت های ستم پیشه و غیر مردمی سه گروه عمده به وجود می آیند که عبارتند از:

 

یک. حامیان قدرت

حاکمان ناشایسته از جاذبه ای برخوردار نیستند که انسان ها به طور طبیعی فریفته و دلباخته آنان گردند، به همین دلیل حامیان آنها را عمدتا افراد سبک سر و بی توجه به فطرت انسانی و زندگی خردمندانه و توام با عزت تشکیل می دهند، یا به تعبیر قرآن در اثر توجیه حاکمیت، حامیان آن به سبک سری و سطحی نگری سوق داده می شوند.

قرآن می گوید: « فاستخف قومه فاطاعوه انهم کانوا قوما فاسقین» زخرف / 54
فرعون قومش را در مسیر حماقت و سبک سری سوق داد، بدین وسیله زمینه اطاعت آن ها از فرعون فراهم گردید و آنها از او اطاعت کردند بدان جهت که قوم فاسق بودند.

حامیان قدرت در قالب یک سیستم قرار می گیرند و چاره ای جز این ندارند که به بقای نظام و منافع خود بیندیشند، قوه مقننه، قوه قضائیه و قوه اجرائیه با تمام وزارتخانه های تحت پوشش به گونه ای تحت پوشش اطلاع رسانی و جهت دهی قرار می گیرند که چاره ای جز حرف شنوی از سران قدرت نداشته باشند.

همزمان از قشر تحصیل کرده برخوردار از  قدرت بیان و قلم نیز استمداد به عمل می آید تا با حضور در دستگاه حاکم یا به کارگیری قدرت توجیه خود، توده ساده دل و بی سواد جامعه را با هم سویی با نظام فرا بخوانند.

امام حسین (ع) در ذیل آیه: « لولا ینهاهم الربانیون و الاحبار عن قولهم الاثم و اکلهم السحت لبئس ما کانوا یصنعون» مائده / 63 می فرماید:

« انما عاب ذلک علیهم لانهم کانوا یرون من الظلمه الذین بین اظهر هم المنکر و الفساد فلا عن ذلک رغبه فیما کانوا ینالون منهم و رهبه مما یحذرون و الله یقول: « فلا تخشوهم و اخشون 12» مائده 44.

خداوند علما را بدین جهت سرزنش کرده است که آنها قدرت های ستمگر زمان خود کارهای زشت و فساد را می دیدند، ولی برای این که از هدایای ظالمان محروم نشوند و مورد خشم آنان قرار نگیرند، مبارزه نمی‌کردند در صورتی که خداوند می گوید:

« از آنها نترسید و از من بترسید»

امام سجاد (ع) ضمن نامه ای به محمد بن مسلم زهری در رابطه با علاقمندی ستمگران به حضور دانشمندان در دستگاه حاکم می فرمایند:

« او لیس بدعائه ایاک ... یدخلون بک الشک علی العلماء و یقتادون بک قلوب الجهال الیهم فلم یبلغ وزرائهم و لا اقوی اعوانهم الا دون ما بلغت من اصلاحم فسادهم و اختلاف الخاصه و العامه الیهم فما اقل ما اعطوک فی قدر ما اخذوا منک» 13

آیا مقصود آنها از این که تو را به دربار فرا می خواند این نیست که به وسیله تو علماء را در افکار عمومی مورد شک قرار دهند؟ دل نادانان را به وسیله تو به دست آورند؟ نقش نزدیکترین وزرا و نیرومندترین یاران حاکمان ظالم در خوب نشان دادن فساد آنها و کشاندن خاص و عام به مقر فرمانروایی شان به نقش تو نمی‌رسد، پس بسیار اندک است آنچه به تو می دهند در برابر آنچه از تو می ستانند.

بدین ترتیب حاکمیت بریده از حمایت مردمی و علاقمند به قدرت، گروهی را برای حراست از خود فراهم می آوردند که با ویژگی کوتاه بینی، سطحی نگری و سود پرستی قابل تعریف می باشند، همین گروه در روز قیامت با اشاره به دنباله روی کورکورانه خود در دنیا می گویند:

« ربنا انا اطعنا سادتنا و کبراءنا فاضلونا السبیلا» احزاب / 67

پروردگارا! ما از پیشوایان و بزرگان خود فرمان بردیم، آنها ما را به گمراهی کشاندند.

در جای دیگری قرآن با اشاره به تلاش گسترده حاکمیت خودکامه و ضد مردمی در جهت جلوگیری از بیداری حسن حقیقت خواهی در حاشیه‌نشینان و حامیان قدرت و توده مردم و ندامت اغفال شدگان در قیمت می گوید:

«و لو تری اذ الظالمون موقوفون عند ربهم یرجع بعضهم الی بعض القول، یقول الذین استضعفوا للذین لولا انتم لکنا مومنین قال الذین استکبروا للذین استضعفوا أنحن صددناکم عن الهدی بعد اذ جائکم بل کنتم مجرمین و قال الدین استضعفوا للذین استکبروا بل مکر اللیل و النهار اذ تأمروننا ان نکفر بالله و نجعل له اندادا» سبا / 32 ـ 31

ای کاش می دیدی بیدادگران را هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان بازداشت شده اند که چگونه جدال و گفت و گو می کنند، کسانی که زیردست بودند به کسانی که ریاست و برتری داشتند می گویند:

اگر شما نبودید قطعا ما مومن بودیم. کسانی که ریاست داشند به کسانی که زیر دست بودند می گویند: مگر ما بودیم که شما را از هدایت  ـ پس از آنکه به سوی شما آمد ـ باز داشتیم! بلکه با نیرنگ شبانه روزی خود ما را وادار می کردید که به خدا کافر شویم و برای او همتایانی قرار دهیم.

تعبیر « مکر الیل و النهار» که به معنای حیله و نیرنگ شبانه روزی است در مسیر تاریخ شکل ها و گونه‌های مختلف به خود گرفته و در هر عصری با  ادبیات و ابزار پیشرفته تر از گذشته به وسیله قدرت های سلطه جو مطرح شده است.

در عصر حاضر حاکمیت های دگر اندیش در جوامع اسلامی با استمداد از شعار آزادی و تفکر پلورالیسی به جنگ ارزش های معنوی شتافته و تربیت اعتقادی و اخلاقی را توسط حکومت مردود می‌شمارد و می گوید حکومت باید پاسدار آزادی باشد و بی طرفی خود را در قبال عقیده و اخلاق مردم به اثبات رساند.

بی تردید با ترویج آزادی لیبرالیستی بی بند و باری توسعه می یابد و با کنار گذاردن تربیت اعتقادی و اخلاقی، افراد جامعه انگیزه پای بندی به ارزشها را از دست می دهند و بدین ترتیب زمینه واداشتن به اطاعت کورکورانه از قدرت فراهم می گردد.

در جامعه ای که تحت پوشش فرستنده های ماهواره ای، تلویزیونی و رادیوی و پخش صدها ساعت رقص و آواز در هفته است، فیلم های مبتذل به صورت انبوه، رایگان و سیل آسا در آن پخش می شود، عرضه شراب و فساد جنسی در آن رو به عادی شدن می رود، صدها تیم انسانی فرهنگ بی بند و باری را در آن ترویج می کنند و ...؛ احیای عزت و معنویت بسیار دشوار است و وجود افراد دنیا پرست و آماده برای پیوستن به حاکمیت رو به گسترش و...

 

 

دو. صالحان آرمانگر!

علی رغم تلاش های گسترده حامیان حکومت عرفی و سکولاریستی، تفکر سیاسی اسلام همیشه حامیان خود را داشته و دارد.  همانگونه که در مسیر تاریخ، حاکمان خودکامه و فاقد فضیلت نتوانستند واقعیت تفکر دین را به فراموشی بسپارند، در عصر حاضر نیز دگراندیشان وابسته به تفکر سیاسی قومی، سوسیالیستی و لیبرالیستی نتوانسته‌اند این نعمت الهی را به انزوای کامل بکشانند. منشأ این ناکامی در بهم آمیختگی عمیق دیانت و سیاست در اسلام می باشد. داکتر فیلتر جرالد (یکی از مستشرقین) می گوید:

« اسلام در یک دین (تببین‌کننده رابطه فرد با خدا) خلاصه نمی‌شود، بلکه نظام سیاسی هم است و علی رغم آن که در سالهای اخیر برخی از مسلمانان که خود را متمدن و روشنفکر می نامند، پیدا شده اند  که می خواهند میان آن دو (دین و سیاست)  شکاف ایجاد کنند. اما همه کاخ اندیشه اسلامی بر این استوار است که آن دو بخش لازم و ملزوم یکدیگراند و به هیچ وجه جدایی بین آنها وجود ندارد» 14

حامیان تفکر سیاسی اسلام به گروه هایی چند تقسیم می شوند، دسته ای با تعصب از اسلام سیاسی حمایت می کنند ولی تفسیر روشن و واقع‌بینانه از آن ندارند. و در حقیقت قدرت آشتی دادن بین دین و خرده بشری را ندارند و علی‌رغم تأکید قرآن بر «تعقل» در حوزه شناخت و اجرای دین، با تنگ نظری خاصی، دین داری خالی از خرد ورزی را دنبال می کنند؛ امروز به نام « تحجر گرایی» یاد می شود.

گروه دیگری با اعتراف به تأمین عدالت در سایه حاکمیت دینی انزوا طلبی را فرا روی خود قرار می دهند و با گوشه گیری، دین داری را امکان پذیر می شناسند آن گونه که در مسیحیت اتفاق افتاد و قرآن بدان اشاره دارد. « و رهبانیه ابتدعوها» حدید / 27.

دسته سوم عبارت اند از کسانی که با توجه و باور به تفکر اجتماعی اسلام، به دلیل احساس ناتوانی تن به سازش داده زندگی بی دردسری را انتخاب می کنند.

قرآن این موضع گیری را عافیت طلبی نامشروع و خودزنی ظالمانه می داند و به کسی جز پیرمردان، زنان و کودکان بیچاره، اجازه نمی‌دهد که در برابر قدرت های سلطه طلب و ستم گر بی تفاوت بماند.

« ان الذین توفاهم الملائکه ظالمی انفسهم قالوا فیم کنتم قالوا کنا مستضعفین فی الارض، قالوا الم تکن ارض الله واسعه فتهاجروا فیها فاولئک مأوهم جهنم و سائت مصیرا الا المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان لا یستطیعون حیله و لا یهتدون سبیلا» نساء / 97 و 98

وقتی فرشتگان مرگ جان کسانی را که به خود ستم روا داشته‌اند، می گیرند، می گویند شما در  چه حال بودید؟ در جواب گویند ما در زمین از زیردستان ناتوان بودیم. می گویند مگر زمین خدا وسیع نبود تا در آن مهاجرت کنید! پس جایگاه آنان جهنم است که سرانجام بدی می باشد مگر آن مردان و زنان و کودکان فرودستی که چاره جویی نتوانند و راهی نیابند.

دسته چهارم آرمانگرایان صالحند که علی رغم فشار قدرت حاکم سر تسلیم فرود نمی‌آورند و پیوسته به حاکمیت دینی و الهی می اندیشند و عمل می کنند.

قرآن خطاب به هر چهار گروه می گوید:

 « و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم فی الارض» قصص  /  5

ما اراده کرده ایم که بر مستضعفان منت گذاریم و آنان را پیشوایان مردم و وارثان و قدرتمندان زمین قرار دهیم.

ولی وعده الهی اختصاص به گروه چهارم دارد که با خردورزی به شناخت و رعایت دین روی آورده و تشکیل حکومت دینی و زمنیه سازی برای آن را هدف خود می شناسند و با عملکرد شایسته و بایسته در عرصه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی لیاقت و توانایی خود را برای رهبری جامعه به اثبات می رسانند. قرآن درباره پیروزی و مهم ترین دغدغه این گروه می گوید:

« وعد الله الذین آمنوا و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبلونهم نم بعد خوفهم امنا یعبدوننی و لا یشرکون بی شیئا » نور / 55.

خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام می دهند وعده داده که آنها را در روی زمین جانشین قرار دهند ـ همانگونه که کسانی را پیش از آنان پسندیده است، پایدار گرداند و خوف و ترس آنها را به ایمنی تبدیل کند تا مرا عبادت کنند و چیزی را شریک من قرار ندهند.

 

« الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوه و آتوا الزکوه و امروا بالمعروف و نهنوا عن المنکر و لله عاقبه الامور» حج / 41

همان کسانی که چون در زمین به آنها توانایی دهیم نماز بر پا دارند و زکات می دهند و به کارهای پسندیده وا می دارند و از کارهای ناپسند باز می دارند و فرجام همه کارها از آن خداوند است.

آرمانگرایانی صالح بدان دلیل که خود را پرچمدار عدالت و معنویت می دانند و با تعبد و تعقل شخصیت  شان را می‌پرورانند از اراده آهنین و تصمیم تزلزل ناپذیر برخوردارند و با تمام وجود به حیات تفکر سیاسی دین می‌اندیشند و هدایت جامعه را به سوی این هدف و رسالت تردید ناپذیر خود می شناسند.

 

سه . دنباله روان بی هدف

در سایه حاکمیت های عرفی، قشری قابل توجهی شکل می گیرد که بارزترین خصوصیت آن، دنباله روی می باشد. پراکندگی، ناآگاهی، ساده اندیشی ویژگی های دیگری است که زمینه اعمال سلطه حاکمیت ها در این گروه فراهم می کند، نفرت از ظالم در وجود این دسته مرده و عشق به عدالت هم در ضمیرشان راه ندارد. تعریف همه جانبه این گروه در این سخن امیرمومنان نهفته است که می فرماید:

« الناس ثلاثه .... و همج رعاع اتباع کل ناعق یمیلون مع کل ریح لم یستضیئوا بنور العلم و لم یلجؤوا الی رکن وثیق»

مردم سه گروهند ( عالم ربانی، دانش آموز پیگیر نجات و)  پشه های ریزی که دنبال هر صدای می روند و با وزش هر بادی حرکت می کنند، نه از روشنایی دانشی نور می گیرند و نه به سوی پناهگاه محکمی روی می آورند.

قدرت طلبان و صالحان آرمانگرا جدی‌ترین رویارویی را در رابطه با این گروه دارند؛ یکی وضعیت فعلی آنها را تحکیم می بخشد و دیگری در صدد پخش آگاهی بین آنهاست تا زمینه سلطه پذیری را در آنها کاهش دهد. عبد الرحمن کواکی می گوید:

« دانشمندان سعی در انتشار علم همی کنند و مستبدان در خاموش ساختن آن همی کوشند و این دو طرف همیشه عوام را در کشاکش دارند» 16

 

سخن پایانی

واقعیت این است که در جوامع اسلامی تحت حاکمیت دگراندیشان دو قطب اصلی متخاصم کل جامعه را تحت تأثیر قرار می دهند و هر کدام برای خود پشتیبان و هوادار تهیه می بینند.

قطب دگر اندیش با استفاده از حمایت مادی و معنوی بیگانه، راه اندازی تشکل های سیاسی و سر دادن شعار آزادی و ترقی، به سرعت زمینه تشکیل حکومت را فراهم می کند و با تشکیل نهادهای حکومتی بر اوضاع مسلط می شوند؛ ولی با فکر  وارداتی و حمایت های خارجی نفوذ مردمی پیدا نمی‌تواند؛ زیرا مردم مسلمان با قداست و احترامی که به تفکر سیاسی اسلام دارند نمی توانند فرهنگ و فکر بیگانه را جایگزین آن سازند. پافشاری حاکمیت با استفاده از ابزار تبلیغاتی و رسانه ای و اقدامات قانونی، در جهت رواج فرهنگ خارجی به حساسیت و نگرانی بیشتر جامعه می انجامد. وقتی غیرت دینی جامعه برانگیخته شود، مقاومت دینداران شکل می گیرد. استفاده حکومت، از اهرم های تحت اختیارش برای کنترول هواداران حاکمیت دینی، علاوه بر تقویت انگیزه دین خواهی، اراده استبداد ستیزی را نیز در صالحان آرمان‌خواه به وجود می آورد.

آرمانگرایان صالح که توان رقابت فیزیکی و تبلیغاتی ناچیزی دارند، با استفاده از احترام جامعه به اسلام و تآکید بر تمدن متکی بر معنویت به تقویت و تعمیق نفوذ اجتماعی خود می پردازند و حاکمیت را بی دین ، استبدادی و طاغوت منش می دانند و...

دوگانگی فرهنگی و چند دستگی جامعه که همراه با تخاصم داخلی است مانع استفاده از امکانات و استعدادها برای پیشرفت و ترقی کشور می گردد. چنین جامعه ای به مریضی می ماند که نه می میرد و نه سلامت خود را باز می یابد. در این رابطه خوب است به ارزیابی و قضاوت صریح نویسنده «برخورد تمدن ها» گوش فرا دهیم که می گوید:

« رهبران سیاسی‌ای سرشار از غرور. خیال می کنن که قادر به تغییر شکل فرهنگ جامعه خود به صورت بنیادین هستند، سرنوشتی جز ناکامی نخواهند داشت. ایشان هرچند عناصری از فرهنگ غرب را به جامعه خود وارد می کنند قادر نیستند که عناصر اصلی فرهنگ بومی را از میان ببرند یا تحت الشعاع قرار دهند، برعکس وقتی ویروس غرب به بدن جامعه ای وارد شد، بیرون راندن آن دشوار است. ویروس غرب استقامت می کند اما کشنده نیست، مریض زنده می ماند ولی سلامتی خود را هرگز باز نمی یابد، آنچه ایشان خلق می کنند جامعه غربی نیست، کشور از درون گسیخته است. آنها جامعه  خود را با دوگانه اندیشی فرهنگی آلوده می کنند، این بیماری ماندگار می شود و ریشه می گیرد» 17

دیروز خودکامگان و پادشاهان با منش استبدادی خود، جامعه را به چند دستگی و عقب ماندگی می کشید، در دهه های اخیر دگراندیشان ناسیونالیست، سوسیالیست و لیبرالیست به پراکندگی و دوگانگی فرهنگی دامن زده و می زنند و در سایه شعار دموکراسی بدترین نوع ستم ها را بر مسلمانان روا داشته و می دارند.

مریض گونه زیستن جوامع اسلامی، مانع اشباع شهوت قدرت طلبی دگراندیشان نیست و برای حامیان خارجی آنها که در پی اهداف سیاسی و اقتصادی هستند نیز این وضعیت رضایت بخش می باشند، یک جامعه ناتوان و بیمار به سهولت بیشتر به اطاعت و حرف شنوی واداشته می شود، در این میان این توده های مسلمان هستند که خسارت جبران ناپذیری را متحمل می شوند، با داشتن فلسفه سیاسی کارآمد، تجربه شده و قابل احیاء در بند اسارت، تفکر سیاسی وارداتی شکنجه می بینند! آیا وقت آن نرسیده است که روشنفکران مسلمان، تحصیل کردگان و دانشمندان دست به دست هم داده به بازیابی و بازخوانی تفکر سیاسی دین پرداخته و آن را به جامعه بشناسانند و بر پایه  آن جامعه سیاسی را بنیان گذارند تا زمینه مردمی شدن حکومت، وحدت امت و پیشرفت و ترقی در عرصه های مادی و معنوی فراهم آید؟

 

 

پی نوشت ها:

1-      کلینی ، اصول کافی، 2/18  حدیث 3.

2-      اصول کافی، 1/266.

3-      مراجعه شود به مقاله « شایسته سالاری دینی» در شماره اول همین فصلنامه.

4-      جلال الدین سبوطی، تفسیر « الدر المنثور» 2/175.

5-      نهج البلاغه، خطبه 216.

6-      اصول کافی، 3/568.

7-      امالی شیخ صدوق، 2/172.

8-      صحیم بخاری، دار المعرفه، ط 1، 1/87.

9-      رشید رضا، تفسیر النمار، 2/140.

10-   منتسکیو، روح القوانین، ترجمهم علی اکبر مهتدی، انتشارات امیر کبیر، ط 6، کتاب چهارم / 131.

11-   اریش فروم، گریز از آزادی، ترجمه عزت الله فولادوند، شرکت سهامی کتابهای جیبی، 1/24 و 41.

12-    تحف العقول / 171.

13-   همان منبع / 277.

14-   یوسف قرضاوی، فقه سیاسی، ترجمه عبد العزیز سلیمی، نشر احسان، ط 2 / 136.

15-   نهج البلاغه، حکمت 147.

16-   سید عبد الرحمن کواکبی، طبایع الاستبداد، ترجمه عبد الحسین میرزای قاجار، دفتر تبلیغات اسلامی، ط 3/117.

17-   هانتینگتون، برخورد تمدن ها، ترجمه محمد علی حمید رفیعی، تهران، دفتر پژوهش های فرهنگی، ط 1/245.

 

 

 

 

فصل نامه کوثر شماره 8

 

 

 

 











 

 
 

?از تهیج تا تخریب
?حقوق متقابل مردم و حکومت (1)
?مسیح (ع) در ادبیات فارسی دری (2)
?واقعه غدیر خم: عهد معهود و میثاق مأخوذ
? رد پای ابتذال در افغانستان (1)
? حقوق متقابل مردم و حکومت (2)
? فرجام یک دیکتاتور
?هویت زن مسلمان افغانستانی و چالش های فرا رو
? رد پای ابتذال در افغانستان (2)
? پیامدهای حکومت غیر دینی در جامعه اسلامی 1
? رد پای ابتذال در افغانستان (3)
? پیامدهای حکومت غیر دینی در جامعه اسلامی 2
?اعدام صدام،  هیزمی برای آتش نفاق
? حقوق متقابل مردم و حکومت (3)
? رد پای ابتذال در افغانستان (4)
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردها و چالش ها 1
? کدام یک مجرمند؟ مفتخوران!! یا دولت!!
? رد پای ابتذال در افغانستان (5)
? پارلمان و بایسته‌های پیش رو
? امام ‏حسين(ع) در برابر معاويه
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردها و چالش ها 2
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردها و چالش ها 3
? فلسفه‎ي عزاداري سيدالشهدا(ع)
? ابعاد و فلسفه‌ي قيام عاشورا
? یکپارچگی مسلمانان به نفع آمریکا نیست
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردهاو چالش ها
? انقلاب اسلامی ایران
? وحدت و همبستگی در جهان اسلام
? اهمیت عدالت
? منشور مصالحه ملی، راهکار نو در ثبات سازی
?2 اهمیت عدالت
? انقلاب اسلامی ایران2
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردها و چالش ها5
? اخلاق کارگزاران
? 22دلو تولدی دیگربرای  ایران زمین
? نوشتن برای نان
? سياست و حكومت در سيره امام سجاد(ع)
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردها و چالش ها6
? افسوس کمونیست نشدم!
? روابط دختر و پسر
? نگاهى به روابط فرهنگها و تمدنها
? دو روز تاریخی، دو قیام سترگ ملی
? عمده ترین مشکلات سیاسی جهان اسلام

 

گفتگوها:


عوامل افزایش ناامنی و ...


نگاه کلی به اوضاع فعلی کشور


چرا ناامنی؟


چرا ناامنی؟


پارلمان بعد از پنج و نیم ماه


پارلمان بعد از پنج و نیم ماه


چرا ناامنی؟


جنگ فرهنگی در افغانستان


عوامل افزایش ناامنی و ...


عوامل افزایش ناامنی و ...


مفاسد اخلاقی، علل و ...


کنفرانس لندن پس از یک سال