مقاله   


 

پیامدهای حکومت غیر دینی در جامعه اسلامی 1

 

سید ابراهیم سجادی

آغاز سخن:

برجسته ترین نماد دین و دینداری در حیات اجتماعی، رعایت عدالت و همیاری متقابل است که نقطه مقابل تجاوز به حقوق دیگران و منفعت پرستی به حساب می آید. وقتی که افراد جامعه حقوق همدیگر را محترم می شما رند و در صدد مدد رسانی هستند، بسیاری از تشویش ها و نگرانی ها از بین می رود و جای خود را به آرامش و تعالی خواهی می دهد.

قرآن این نیاز اجتماعی را به عنوان خواسته خداوند مطرح کرده، می گوید:

« ان الله یأمر باالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی و ینهی عن الفحشاء و المنکر و البغی» نحل آیه 90

همانا خداوند به عدالت و نیکی و کمک به نزدیکان فرمان می دهد و از کار زشت، عمل مخالف عقل و تعدی منع می کند.

از نگاه دین، رواج دینداری در زندگی فردی و اجتماعی زمانی امکان پذیر است که دغدغه درونی مستند به عقیده و نظارت بیرونی با هم به سراغ افراد جامعه بیاید و الگوهای عینی هم در کار باشد. بدین منظور نماز، روزه، زکات، حج و مدیریت جامعه سنگ بنای دینداری معرفی شده است تا به وسیله نماز و روزه یاد خدا و خواسته های او در ضمیر انسان مسلمان رسوخ پیدا کند و با پرداخت زکات و حضور در حج، انسان مسلمان به صورت عملی  زندگی پیراسته از تجاوز، آمیخته با یک رنگی و همکاری را تجربه نماید و در عین نظارت حاکمیت شایسته را بر زندگی خود احساس کند.

امام باقر (ع) ضمن تأکید بر نقش موثر امور یاد شده در بر پایی مقررات دینی، از بی توجهی مسلمانان نسبت به مدیریت و رهبری جامعه نیز خبر می دهد:

«وبنی الاسلام علی خمس:علی الصلوت والزکاتوالصوم والحج و الولایت ولم ینادی بشئ کما نودی بالولایه و اخذ الناس باربع و ترکوا هذه یعنی الولایه» 1

اسلام در پنچ پایه استوار شده است که عبارتند از نماز، زکات، روزه، حج، مدیریت و سرپرستی. هیچ چیزی مانند سرپرستی و اداره جامعه مورد تأکید قرار نگرفته است، مردم چهار چیز را گرفتند و این آخری ر ا رها کردند، مقصود از رهبری رها شده یا نادیده گرفته شده، رهبری است که با شایستگی های لازم، قابل تعریف می باشد، حتی رهبری پیامبر (ص) و سایر معصومین نیز متکی بر شایستگی‌هاست که در آنها با عنایت و هدایت غیبی به صورت کامل به وجود می آید و در روایتی از امام صادق (ع) آمده است:

« ان الله ادب نبیه فاحسن ادبه فلما اکمل له الادب قال: «انک لعلی خلق عظیم» ثم فوض الیه امر الدین و الامه لیسوس عباده فقال: «ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوه» 2

بی تردید خداوند پیامبرش را تربیت کرد، ادب خوبی در او به وجود آورد، وقتی که تربیت او را به کمال رساند، گفت: « همانا از خلق با شکوهی برخورداری» سپس امر دین و امت را به او واگذار کرد تا بندگانش را تحت سیاست و تدبیر خویش قرار دهد پس آنگاه فرمود: «آنچه را پیامبر آورده است بگیرید و بدان عمل کنید و از آنچه بازتان داشت، خودداری کنید.»

اهلیت و شایستگی پیشنهادی دین برای رهبری (3) خدماتی را در پی دارد که جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد، انگیزه تبعیت و فرمان بری را در افراد تقویت می کند و منجر به همدلی و شیفتگی متقابل و فزاینده بین مردم و حاکمان می شود، امام علی (ع) با اشاره به چنین رابطه ای می گوید:

« حق علی الامام ان یحکم بما انزل الله و ان یودی الامانه فان فعل ذلک فحق علی النسا ان یسمعوا له و ان یطیعوا و ان یجیبوه اذا دعاه» 4

بر امام لازم است که طبق مقررات فرو فرستاده َشده از سوی خداوند فرمان براند و ادای امانت کند (وظایف خود را به خوبی انجام دهد) در چنین صورتی بر مردم لازم حرف شنوی داشته باشند و از اطاعت او دریغ نورزند و به فراخوانی او پاسخ مثبت دهند.

در بستر این تعامل صمیمانه دین به پایداری می رسد، حقوق مصونیت پیدا می کند، عدالت ریشه دار می گردد و... اما علی (ع) آثار و برکات تعامل دوستانه حاکمیت و  مردم را این گونه توضیح می دهد:

«فجعلها نظاما لافتهم و عز الدینهم ...... فاذا ادت الرعیته الی الوالی حقه و ادی الوالی الیها حقها، عز الحق بینهم و قامت مناهج الدین واعتدلت معالم العدل و جرت علی اذلالها السنن فصلح لذلک الزمان و طمع فی بقاء الدوله و یئست مطامع الاعداء » 5

پس حقوق متقابل رعیت و حاکمیت را ملاک پیوند قلبی و اقتدار دین آنان قرار داد... هرگاه مردم و فرمان روا حقوق همدیگر را رعایت کنند، حق در زندگی آنان حرمت و عزت خود را باز می یابد و راه های دین و نشانه های عدالت استوار و آشکار می گردد و سنت و روش پیامبر (ص) جامه عمل می پوشد، بدان وسیله عصر شایستگی فرا می رسد، دولت شانس ماندگار شدن پیدا می کند و طمع دشمن به یأس و ناامیدی تبدیل می شود.

در جامعه ای که مردم و حاکمان تا تعامل و همدستی به حراست از حقوق، دیانت و عدالت  می پردازند. فقر و محرومیت ریشه کن می شود، استعدادها رو به شکوفایی می گذارند. نعمت های الهی فرو می ریزند و ذخایر و برکات طبیعت در خدمت انسانها قرار می گیرد.

چنین پی آمدی هم توسط عقل قابل درک است و هم در قرآن و سخنان پیشوایان بدان اشاره شده است. قرآن می گوید:

« و لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض» اعراف/ 96

اگر باشندگان شهرها ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند دروازه برکات آسمان و زمین را بر روی آنان می گشودیم.

در سخنی از امام صادق (ع) می خوانیم:

«ان الناس یستغنون اذا عدل بینهم و تنزل السماء رزقها و تخرج الارض برکاتها باذن الله» 6

بدون تردید وقتی عدالت بین مردم رعایت شود، همه بی نیاز می شوند، به امر خداوند آسمان روزی خود را فرو می ریزد، زمین برکاتش را بیرون می دهد.

این همان «تمدن متکی بر معنویت» است که بر باورهای غیبی، رشد انسانی و رفاه مادی استوار می باشد و تمام اعضای جامعه با همدلی و علاقمندی از آن حمایت می کنند تا پیشرفت های علمی، صنعتی، اقتصادی و...امکان  پذیر گردد. در چنین جامعه ای صدای معارض وجود دارد ولی از گلوی انسانهای صادق، با اخلاص، مردم دوست و علاقمند به کشور، بیرون نمی آید و توان ایجاد چند دستگی را ندارد و خطر جدی به حساب نمی آید.

صدای مخالف در سایه حاکمیت دینی که به اذهان نفاق پیشه و مورد حمایت قدرت بیرونی مربوط می شود وقتی نیرومند می شود که مردم رفاه زدگی و دنیا پرستی را جایگزین حقیقت خواهی و آرمان گرایی نمایند و در آغوش بی تفاوتی مأوی گزینند.

 

هشدار پیامبر (ص)

لیاقت و شایستگی پیشنهادی دین که عمده ترین زیر عنوانهایش را دانش، اخلاق و مردم دوستی تشکیل می دهد علاوه بر متون قرآنی در بیان پیامبر (ص) نیز به صورت واضح گوشزد شده بود، این می توانست برای پیشگیری از بازگشت به حکومت غیر آرمانی کافی باشد ولی پیامبر (ص) در کنار بیان بایدهای تفکر سیاسی دین، به یادآوری آثار و پی آمدهای ناشی از بی توجهی به این تفکر و هشدارهای بایسته در رابطه با این نوع انحراف نیز پرداخت، تا زمینه ای برای هیچ گونه بهانه گیری باقی نماند. در روایتی از پیامبر (ص) آمده است:

« ما ولت امت امرها رجلا و فیهم اعلم منه الا لم یزل امرهم یذهب سفالا حتی یرجعوا الی ما ترکوا» 7

هر جامعه ای که سرنوشتش را با وجود فرد آگاه تر به کس دیگری واگذار کند، بی تردید در سراشیبی سقوط پیش خواهد رفت مگر اینکه (پشیمان شده و) به آنچه ترک کرده است باز گردد.

طبق روایت صحیح بخاری پیامبر (ص) فرمود:

« اذا ضیعت  الامانه فانتظر الساعه! قیل یا رسول الله! ما اشاعتها؟ قال: اذا وسد الامر الی غیر اهله فانتظر الساعه الی هلاک الامه» 8

هر گاه امانت ضایع گردید در انتظار فرا رسیدن ساعت باش. گفته شد: ای رسول خدا مقصود از ضایع شدن امانت چیست؟ پیامبر (ص) فرمود: هر گاه امر حکومت به کسی که شایستگی آن را ندارد واگذار شد، منتظر ساعت یعنی هلاکت امت باش.

مقصود زمان هلاکت امت است، زیرا هر امتی قیامتی دارد که در آن گرفتار هلاکت می شود و استقلالش را ا دست می دهد.

هشدارهای پیامبر (ص) می تواند توضیحی باشد بر این آیه قرآن که می گوید:

« و اطیعو الله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم» انفال / 46

اطاعت خدا و رسول خدا را پیشه کنید و به نزاع و خصومت روی نیاورید و گرنه سستی بر شما چیره می گردد و قدرت و توانمندی تان از بین می رود.

نزاع های که از مخالفت خدا و پیامبر منشأ می گیرد مصادق متعدد دارد و مخالف در تفکر سیاسی دین یکی از آن مصادق می باشد که منجر به چند دستگی و پراکندگی امت و فروپاشی جامعه اسلامی می گردد!

امت به شکل بایسته و آرمانی خود، جامعه ای استک ه تمام افراد آن با همدیگر رابطه اخوت دارند، دلهای شان به هم گره خورده اند « الف بین قلوبهم» و همچون ساختمانی می نماید که از کمال استحکام و نفوذ ناپذیری برخوردار است، این انسجام آمیخته است با هدفمندی و آهنگ حرکت به سوی قله ترقی و عزت که در سایه هدایت و تدبیر حاکمیت متکی به تفکر شایسته سالاری دینی به دست می آید، وقتی که تفکر «حکومت شایسته تران» به فراموشی سپرده می شود، انسجام، قدرت، عزت امت اسلامی نیز با تهدید فروپاشی رو به رو می گردد.

آنگاه که مسلمانان نسبت به سرنوشت شان بی تفاوت می شوند و از تفکر سیاسی دین ضرورت احیای آن غفلت می کنند، افراد دانشمندتر ، دین شناس تر ، خدا ترس تر، زمان شناس تر، دین مدارتر، مردم دوست تر و عدالت خواه تر، که تنها کاندیداهای پست های حکومتی هستند نیز تنها و تنهاتر می شوند و دنیا طلبان بی فضیلت، زر اندوزان قارون صفت،  مقام پرستان تشنه قدرت که در هر جامعه ای وجود دارند و در پی فرصت می باشند، در صدد تصاحب قدرت بر می آیند و با شعارهای فریبنده و پرچم بر افراشته تر به میدان قدم می گذارند و...

انسان های بی فضیلت و کم فضیلت جاذبه های لازم را برای جلب توجه و حمایت مردم ندارند و به صورت طبیعی مورد حمایت توده ها قرار نمی‌گیرند، پس باید تدابیری بیندیشند و با حیله و نیرنگ پایه های قدرت خود را استحکام بخشند. استحکام قدرت در چنین حکومتی از استبداد جدا نیست.

در عصر حاضر (مخصوصا پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی) حاکمیت های ناآشنا با تفکر سیاسی دین اسلام، ناگزیرند بر روش حکومتی مورد قبول لیبرالیزم تکیه نمایند و شعار آزادی و مردم سالاری را فریاد بکشند. چنین فریادی یقینا حمایت های بیگانگان را در پی دارد؛ ولی مردم مسلمان، آزادی و مردم سالاری بی قید و شرط را که بی بند و باری ختم می شود، با تفکر دینی خود که اصالت را به ارزشها می دهد و خواسته های طبیعی را در چارچوب ارزشها قابل تأمین می شناسد، سازگار نمی بیند. به همین دلیل فاصله مردم با حکومت بیشتر می شود، فاصله بیشتر مردم از حاکمیت هم فزونی وابستگی حاکمیت را در پی دارد و هم بدبینی نسبت به مردم را در حاکمان افزایش می دهد.

بی اعتمادی مردم حاکمیت را بر این وا می دارد که در کنار بهره گیری از حمایت های بیرونی دو اقدام زیر را ضروری بداند تا تسلط بر جامعه امکان پذیر گردد.

اقدام اول حاکمیت اقدام تربیتی است که متسکیو درباره آن می گوید:

« در کشورهای استبدادی برای پستی و دنائت مردم جدیت به خرج داده می شود و اشخاص را ناجوانمرد بار می آورد. در این کشورها مردم باید بردگی و بنده منشی را پیشه کنند، اطاعت بی اندازه مستلزم این است که شخص مطیع و جاهل باشد تا بتواند خوب اطاعت کند و تربیت در حکومت استبدادی عبارت از این است که ترس را در قلوب جایگیر نماید.» 10

اقدام دوم حاکمیت های غیر مردمی ایجاد چند دستگی در جامعه است که « اریش فروم» در باره آن می گوید:

« خود کامگان از شجاعان می ترسند که مبادا همتی کنند و  آزادی خود را بازستانند، از خرمندان می ترسند که مبادا افکار خود را روی هم گذاشته توطئه بر ضد شهریار خود کامه بچینند، از پاکان و آزادگان می ترسند که مبادا مردم از خواب غفلت بیدار شده و آنها را به جای خود سران برای رهبری بر گزینند.... مالک الرقاب ناچار خود را از خطر وجود این افراد رها می سازند، دیگر کسی جز غلام منشان، جاه پرستان، نابخردان، نفاق افکنان، چاپلوسان و فرو مایگان در جوار خود کامه باقی نمی مانند» 11












 

 
 

?از تهیج تا تخریب
?حقوق متقابل مردم و حکومت (1)
?مسیح (ع) در ادبیات فارسی دری (2)
?واقعه غدیر خم: عهد معهود و میثاق مأخوذ
? رد پای ابتذال در افغانستان (1)
? حقوق متقابل مردم و حکومت (2)
? فرجام یک دیکتاتور
?هویت زن مسلمان افغانستانی و چالش های فرا رو
? رد پای ابتذال در افغانستان (2)
? پیامدهای حکومت غیر دینی در جامعه اسلامی 1
? رد پای ابتذال در افغانستان (3)
? پیامدهای حکومت غیر دینی در جامعه اسلامی 2
?اعدام صدام،  هیزمی برای آتش نفاق
? حقوق متقابل مردم و حکومت (3)
? رد پای ابتذال در افغانستان (4)
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردها و چالش ها 1
? کدام یک مجرمند؟ مفتخوران!! یا دولت!!
? رد پای ابتذال در افغانستان (5)
? پارلمان و بایسته‌های پیش رو
? امام ‏حسين(ع) در برابر معاويه
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردها و چالش ها 2
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردها و چالش ها 3
? فلسفه‎ي عزاداري سيدالشهدا(ع)
? ابعاد و فلسفه‌ي قيام عاشورا
? یکپارچگی مسلمانان به نفع آمریکا نیست
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردهاو چالش ها
? انقلاب اسلامی ایران
? وحدت و همبستگی در جهان اسلام
? اهمیت عدالت
? منشور مصالحه ملی، راهکار نو در ثبات سازی
?2 اهمیت عدالت
? انقلاب اسلامی ایران2
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردها و چالش ها5
? اخلاق کارگزاران
? 22دلو تولدی دیگربرای  ایران زمین
? نوشتن برای نان
? سياست و حكومت در سيره امام سجاد(ع)
? احزاب سیاسی افغانستان، کارکردها و چالش ها6
? افسوس کمونیست نشدم!
? روابط دختر و پسر
? نگاهى به روابط فرهنگها و تمدنها
? دو روز تاریخی، دو قیام سترگ ملی
? عمده ترین مشکلات سیاسی جهان اسلام

 

گفتگوها:


عوامل افزایش ناامنی و ...


نگاه کلی به اوضاع فعلی کشور


چرا ناامنی؟


چرا ناامنی؟


پارلمان بعد از پنج و نیم ماه


پارلمان بعد از پنج و نیم ماه


چرا ناامنی؟


جنگ فرهنگی در افغانستان


عوامل افزایش ناامنی و ...


عوامل افزایش ناامنی و ...


مفاسد اخلاقی، علل و ...


کنفرانس لندن پس از یک سال