|
مسیح (ع) در
ادبیات فارسی دری (2)
معجزه ی فراموش شده عیسی (ع):
اگر به
اناجیل چهارگانه نظر بیندازیم، خواهیم دید که گاهی مواردی در مورد حضرت
عیسی (ع) ذکر شده است که اسلام و ادبیات اسلامی آن را نقد و رد می کند و
گاهی هم عدم به موجودیت مواردی بر می خوریم که باید در مورد عیسی (ع) به
عنوان معجزه ی پیامبری در اناجیل مندرج باشد که از آن جمله می توان به مرغ
عیسی (ع) اشاره نمود که در این مورد در اناجیل چهارگانه هیچ گونه یادی از
آن نشده است، اما برعکس، قرآن و تعداد دیگری از متون اسلامی بر این موضوع
متفقالعقولاند که عیسی (ع) چنین مرغی داشته است؛ چنانچه در آیهی چهل و
هشتم سوره ی مبارکهی آل عمران این موضوع به خوبی تشریح شده است ( …. من از
طرف خدا معجزه آوردهام از گل؛ مجسمهی مرغی ساخته و بر آن نفس قدسی بدمم
تا به امر خدا مرغی گردد…) «آل عمران، 48»
به
گونهای گه گفتیم علاوه بر قرآن کریم؛ دانشمندان و مفسرین اسلامی نیز در
این مورد معتقد به این معجزه ی عیسی روح الله هستند چنانچه داکتر قمر
آریان (1) به نقل از آنها چنین می نویسد:
مرغ عیسی
شب پرهای را گویند که خفاش باشد و او مانند موش است که گویند سوراخ مقعد
ندارد و میزاید از دهان یا ثقبه دیگر و بالش از پوست بود، گویند حضرت عیسی
(ع) بدین صورت مرغی از گل ساخت و منفذ سفلی او را فراموش کرد. به فرمان
الهی حیات بهم رسانید و بپرید چنانکه از نظر غایب شد بیفتاد و بمرد. پس حق
سبحانه و تعالی شبیه آنرا خلق کرد. مرغ عیسی شب پره ایست که میگویند وقتی
پارهای گل بر دست داشت چیزی براو خواند و نفس در او دمید مرغی شد و پرید
(جواهر الاسرار، ص 389)
و گویند
که « از گل مرغی بکرد و از باد نفس عیسی جان به تن اندر آمدش و بپرید بی
هیچ مونثی که بر وی بود به فرمان ایزد تعالی (مجمع التواریخ و القصص، ص
217)
عیسی بن
مریم بدان وقت که باز به بیتالمقدس آمد، خدای عزوجل، او را فرمود که خلق
را به خدای خوان و حجتهای خویش پیدا کن و او بیامد و خلق را به خدای خواند
و مردمان او را گفتند چه حجت داری؟ گفت:
حجت من آن
است که من از گل مرغی بسازم و بدو اندر دمم و آن مرغ زنده گردد و اندر هوا
بپرد به فرمان خدای عزوجل.
گفتند که
بکن و عیسی (ع) پارهای گل برداشت و از آن مرغی بکرد و بدو اندر دمید و به
فرمان خدای، عزوجل، زنده0 گشت و اندر هوا پرید. ترجمهی تفسیر طبری ـ جلد
2، ص 31 ـ 34.
قصص
الانبیاء ـ ص 373.
کشف
الاسرار ـ جلد 2، ص 23 ـ 122.
ناگفته
نباید گذاشت که در این مورد (معجزه ی عیسی (ع) ) فقط و فقط در اپوکریفای
متی فصل 27 از این داستان یاد شده نه در اناجیل چهارگانه و آن هم قرار ذیل:
پس عیسی
پاره ای از گل و لای گودال برگرفت و در پیش چشم همه ی خلق از آن دوازده
گنجشک بساخت. آن روز یوم سبت بود و با وی کودکان بسیار بودند چون یکی از
جهودان دید که وی چنین کرد؛ به یوسف گفت:
ای یوسف!
نمیبینی که عیسی کودک به روز سبت کار می کند که جایز نیست، او دوازده
گنجشک با گل ساخته است.
آنگاه
یوسف عیسی را ملامت کرد و گفت: برای چه در روز سبت کار می کنی که جایز
نیست؟ لیکن عیسی چون سخن یوسف را بشنید دست های خویش را به هم زد و به
گنجشک های خود گفت: پرواز کنید؛ و بدین فرمان آنها به پرواز در آمدند و در
حالی که جمیع خلق آنجا بودند و می دیدند و میشنیدند، عیسی به گنجشک ها
گفت: بروید و در همه جا و همه نقاط جهان بپرید و زندگی کنید. (2)
نقش اسلام و مسیحیت در تبارز چهره ی حضرت عیسی (ع):
جهان
اسلام و ادبیات اسلامی، پدیدههایی مانند مسیح (ع) قدسیان، زهاد و شهدای
مسیحی را پس از پیدایش شعر دری در صورت های گوناگون حماسی، غنایی، اخلاقی و
عرفانی بهتر و خوبتر از گذشته به تصویر می کشد و در مورد برخورد با مسئله ی
تثلیث موضع گیری های نموده که سبب به میان آمدن مناقشات میان شاعران اسلامی
و ترسایان گردید.
البته با
توجه به اینکه در ایران عصر ساسانی و اشکانی تصویرهایی از مسیح (ع) و
مسیحیت در چهرهی ادبیات اسلامی پدیدار گشته که نمیتوان این آثار را در
زمره ی ادبیات فارسی دری دانست چه استقرار و سکونت ترسایان و مسیحیان و
دسترسی آنان به نهادهای ترویج و تبلیغ مسیحیت (کلیساها) در قلمرو حکومت های
اسلامی؛ با وصف آنکه تحت پیگرد حکام اسلامی قرار داشته؛ باعث گردید که
توسط همین طبقه موضوعاتی راجع به مسیح (ع) و مسیحیت در ادبیات فارسی دری
منعکس شود که غالبا شکلی افسانه مانند دارند تا واقعیتی انکار ناپذیر.
رویداد
دیگری که باعث شد تا در ادبیات فارسی دری بیشتر در مورد حضرت عیسی (ع)
پرداخته شود، جنگ های صلیبی بود که اشعار سروده شده در طول این دوره
(سلجوقیان و مغول ها) بیشتر صبغهی مبارزه بر ضد مسیحیت دارد که هر فرد
(شعرای اسلامی) به گونه ای تنفر و انزجار خویش را به دلیل میان تهی بودن
مسیحیت ساختهی فرنگ، نسبت به این دین و اهداف آن بیان داشته است به طور
نمونه می توان از اشغال قدس توسط فرنگیان یادآور شد که ابوالمظفر ایبوردی
در قصیدهاش، غزالی در تحفته الملوک، نظامی گنجوی (1) در اسکندرنامه سعدی
در گلستان (2)از آن یادآور شده و اظهار نا خشنودی می کنند پس از آن این
گونه مناقشات نه تنها فرو نشست بلکه فزونی یافت که بنابر روایت تاریخ دو
عامل عمده باعث ازدیاد رفتار خصمانه مسیحیان و مسلمین گردید. اول حکومت
مغول ها که ایلخانان غیر مسلمان بودند باعث گردید تا فعالیت های مسیحیان ضد
مسلمان فزونی بیابد که واکنش مسلمین را در پی داشت ولی با این وجود هم، این
دوره (حکومت ایلخانان) تأثیر خیلی مهمی بر مسلمانان رویا رو با مسیحیان
نداشت اما این برخوردها در زمان صفویه به اوج خود رسید که داکتر آریان در
این مورد معلومات خوبی را بدین قرار ارائه میکند:
« ....
روابط دوستانه شاه عباس صفوی با اتباع ارمنی و گرجی خویش و علاقه ای ظاهری
که در مذاکرات با هیئتهای تبلیغی و حتی در مشاجره با آنها نسبت به دین
مسیح نشان می داد، همچنین رفت و آمد تقریبا دائم تجار و سیاحان اروپایی به
ایران همراه با اهتمام در جلب اتحاد دولت مسیحی اروپا بر ضد عثمانیها ویز
مبادله ی نمایندگان با در بارهای اروپا، همچنین اینکه شاه به تعدادی فرقه
های تبلیغی اروپایی مثل کرملی ها (3)، کاپوسین ها (4) و اگوستین ها (5)
اجازه ی فعالیت آزاد در قلمرو اسلامی داد، همگی عکسالعمل علماء اسلام را
در برخورد با مسیحیت، و با فعالیت هیئت های تبلیغی کلیساهای غربی در ایران
و هند، بیش از حد ضرورت و تا حدی خصمانه کرد. این عکسالعمل منجر به تصنیف
کتابهایی در رو به رو نوشتهای این مبلغان شد و از عهد صفوی تا اواخر عهد
قاجار همچنان با شدت و قاطعیت دنبال گردید. از جمله در عصر صفوی قسمتی از
این مناقشات شامل جوابهایی بود که علماء اسلام به ردیه ی فارسی ژروم
گزاویه به نام «آینه ی حق نما» (صدور 1609)، رساله ی هنری مارتین معروف به
میزان الحق و رساله ی فاندر، به همین نام و رساله ی تیزدال به نام
«ینابیعالاسلام (1899) دارند و در بین کسانی که در این مشاجران وارد شدند
از جمله سید احمد علوی (1609 / 1650 ) شاگرد میر داماد از حکماء مکتب
اصفهان کتاب « مصقل صفا» را در رد «آینه ی حق نما» تألیف کرد. ملا احمد
نراقی مجتهد معروف عصر قاجار (وفات 1224) رساله ی «سیف الامه » را در رد
هنری مارتین نوشت شیخ حسین بن عبد العلی تبریزی معروف به توتونچی کتاب «
ازاله الوساوس» را در رد میزان الحق فاندرنگاشت و شیخ احمد شاهرودی رساله «
ازاله الاوهام فی جواب ینابیع الاسلام» را در رد کتاب تیزدال منتشر کرد.»
(6)
چنانچه در
بخش نخست این مقاله متذکر شدیم، شعرای پارسی گوی مسلمان در مورد حضرت عیسی
(ع) و آئین وی سروده های با ارزشی دارند که حاوی حقایق مهمی می باشد از آن
جمله است:
1-
سروده های رودکی سمرقندی (وفات 329)
2-
شاهنامه ی فردوسی (وفات 416) که در مورد پیمان بستن با ملکه اندلس چنین می
گوید:
بدین
مسیحا و فرقان راست *** بدارنده کویر زبانم روات
به یزدان
و دین صلیب بزرگ *** به جان و سرشهریان سترگ
به زنار و
شماس و روح القدس *** کزین پس مرا خاک در اندلس
نبیند نه
لشکر فرستم به جنگ *** نه آمیزم از هر دردی نی زرنگ
3-
حکیم ابو المجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی (وفات 535) که در حدیقه الحقیقه
اشاراتی داشته است.
4-
خاقانی شروانی (وفات 595) که از مادری نسطوری گرجی زاده شده نسبت به مسیح و
آئین او دیدگان استثنایی دارد که شاید به دلیل آن باشد که فرزند شخصی
نسطوری است وی قصیده ای معروف به نام تر سائیه (8) دارد که مخاطب آن
شاهزاده ای بیزانسی است و بانبر طولانی و مغلق بودن آن از ذکرش در اینجا
صرف نظر می شود و به همین گونه آثار دیگر شاعر پارسی گویی هستند که ذکرشان
در خور تحمل این مقاله نسبت و علاقهمندان می توانند با مراجعه به آنها
آنچه را می جویند بیابند
و من الله
التوفیق
پاروقی:
1ـ چهره ی
مسیح در ادبیات فارسی ـ آریان، قمر / انتشارات سخن، تهران.
2- SIDERSKY,
ORIGINS – P. 144.
3-
شرفنامه ی حکیم نظامی / چاپ وحید / 525.
4- گلستان
سعدی، باب دوم، حکایت شماره 31.
5- carmelites
6- Capucins
7- Augustins
8- قمر ـ
آریان / چهر ی مسیح در ادبیات فارسی ـ انتشارات سخن ـ تهران.
9-
شاهنامه ی فردوسی ـ چاپ دبیر سیاقی.
10- دیوان
خاقانی ـ چاپ دبیر سیاقی.
11- دیوان
خاقانی ـ چاپ علی عبدالرسولی / 25 ـ 19.
?سید
محمد امین عالمی
|