|
جـوان
در نگاه
امام علی(ع)
محمدجواد
رضایی
چكیده
در این
پژوهش پس از طرح اهمیت و ضرورت شناخت دوران جوانی وویژگیها و
مختصات آن و مطالعه در ادوار مختلف حیات علوی به ویژهدوران جوانی
امام علی(ع) به بررسی ابعاد و مقولههای مختلفی از دورانجوانی،
استعدادها، پرسشها و خواستههای جوان پرداخته شد به مؤلفههائیچون؛
جوان و جوانی، جوان و آزادی و آزادگی، جوان و كرامت نفس، جوانو
شیوههای برخورد با آن، تربیت و هدایت جوان، آموزش دینی جوان،
جوانو عوامل انحراف، جوان و آئین دوستیابی و نكاتی حكمتآموز
وبصیرتبخش از امام علی(ع) در این پژوهش پرداخته شد.
در این
پژوهش مختصر به دنبال بازشناسی نیازهای نسل جوان،استعدادشناسی و
شكوفائی استعدادهای بالقوه و بالفعل، مراقبت و صیانت ازاستعدادها،
تبیین آموزههای علوی در فرازهای مختلف، عدم افراط و تفریطدر
رهبری و راهنمایی نسل جوان و ... بودهایم تا در نهایت علیرغم
عواملمختلف تربیتی و تعلیمی «اصالت، خود جوان» و «خودآگاهی و
خودسازی وخودیابی» آنان شاخص گردد یعنی تا جوان خود به «خودشناسی»
و«خودسازی» نپردازد عوامل بیرونی آنچنان كارساز نیستند. و در همه
مواردیاد شده از تعالیم و معارف علوی و رفتارها و كاركردهای فردی،
اجتماعی وسیاسی آن امام هُم'ام به عنوان سرچشمه زُلا' ل اسلام
ناب و الگوی تمام عیاراستفاده شده است.
مقدّمه
با
رویكردی تاریخی و جامعه شناختی به «عصر بعثت» و جغرافیایفرهنگی،
سیاسی و اجتماعی جهان در عصر حدوث اسلام، میتوان دریافتكه ضلالت
آشكار فكری و اخلاقی چگونه فرد و جامعه را در بر گرفته بود،
بهگونهای كه قرآن كریم از آن به «لبه آتش» و «ضلال مبین» تعبیر
میكند. درچنین شرایط و اوضاع و احوالی، واقعه عظیم و انقلاب عمیق
و نهضت پایدارالهی توحیدی با هدف تعلیم كتاب و حكمت و تزكیه نفوس
و اقامه عدالتاجتماعی رخ داد و انسان مادون حیوانیت را به انسان
ملكوتی متعهّد تبدیلكرد، و انسان برده شكم و شهوت و در اسارت اشراف
و متمكنین به انسان«عبدالله»، آزاده و بزرگوار تغییر یافت. در چنین
شرایطی، امام علی(ع)،نوجوانی بود كه در دامان پرمهر سید كائنات
عالم یعنی محمّد(ص) تربیت شدو در اوج حاكمیت و سلطه جهل، خرافه،
عوامفریبی و ظلم با دل و جان و ازسر بصیرت و دانایی و یقین به
پیامبر اكرم(ص) ایمان آورد. او در مسیر نهضتتوحیدگرایانه و عدالت
خواهانه رسولخدا(ص) از هیچ كوشش و جهد وجهادی دریغ نورزید. برهمه
انسانهای آزاده و وارسته جهان خصوصاًجوانان لازم است به مطالعه
دقیق و نگاه مدبّرانه ادوار زندگی و حیات پربركتآن امام همام
بپردازند و در كلمات حكیمانه و گوهربارش تحقیق و تفكرنمایند و معارف
اصیل و ناب اسلام عزیز را از آن سرچشمه زلال علویبنوشند و جان تشنه
معرفت خویش را به جام حكمت عقلی و شهودی و معارفوحیانی و ملكوتی
امام علی(ع) سیراب نمایند. برماست تا صراط امام علی(ع)را بشناسیم و
در آن «سلوك» نمائیم تا به مقصود و مطلوب انسانیت یعنی كمالو
سعادت و قرب الهی واصل گردیم. بررسی شخصیت امام علی(ع) اززوایایی
چون: امام علی(ع) از زبان قرآن، امام علی(ع) در نگاه
محمّد(ص)،امام علی(ع) از زبان امام علی(ع)، امام علی(ع) از زبان
فاطمهزهرا(ص) و امامعلی(ع) از زبان ائمه معصومین: در فهم و شناخت
ابعاد وجودیامیرالمؤمنین بسیار راهگشا و كارآمد خواهد بود. اگرچه
رویكردهایی چون:رویكرد تاریخی، رویكرد كلامی و فلسفی، رویكرد جامعه
شناختی، رویكردعرفانی و عملی و ... هر كدام روش هایی در فهم و
بصیرت به لایههای مختلفحیات پرخیر و بركت و كوثرگونه علوی است
لكن برای جوانان در ابتدای امرلازم است كه تاریخ حیات و زندگی
امام علی(ع) را در مقاطع گوناگون مطالعهو بررسی نمایند، لذا در یك
نگاه اجمالی میتوان حیات با بركت ایشان را بهدو دوره زیر تقسیم
كرد:
1. امام
علی(ع) در دوران پیامبر اكرم(ص)
الف)
امام علی(ع) از ولادت تا عصر بعثت.
ب) امام
علی(ع) از بعثت تا هجرت.
ج) امام
علی(ع) از هجرت تا رحلت پیامبر اكرم(ص) كه در مجموعحدود سی و سه
سال دوران زندگی امام را تشكیل میدهد.
2. امام
علی(ع) پس از پیامبر اكرم(ص)
الف)
امام علی(ع) از رحلت پیامبر اكرم(ص) تا خلافت یعنی بیست و پنجسال.
ب) امام
علی(ع) در دوران خلافت و زمامداری جامعه یعنی حدود پنجسال
كه در كل
شصت و سه سال مطابق با عمر شریف ایشان خواهد بود. برجوانان است كه
نسبت به همه ادوار حیات و زندگی امام علی(ع) احاطه علمیو اطلاع
پیدا نمایند خصوصاً دوران «نوجوانی و جوانی» امام علی(ع) را بادقت و
ظرافت بررسی نمایند كه تابلویی بسیار درخشان و پرجاذبه در هدایتو
تربیت نسل نو خواهد بود.
از سوی
دیگر یك جوان باید بداند كه افق اندیشه امام علی(ع) دارای
چهمؤلفهها و مختصاتی است و چه تعریفی از او از زبان امام علی(ع)
شده است تاخویشتن را با آراء و نظرات امام علی(ع) شناسایی نماید و
تأویل كننده خودباشد و عوامل و موانع رشد را شناخته و معارف و نصایح
علوی را آویزه گوشقرار دهد. جوان امروز باید به جایگاه و منزلت و قدر
و قیمت خویش آگاهییابد و استعدادها و قوای وجودیش را در سایه معرفت،
ایمان و عمل صالح بهفعلیت برساند و رسالتش را در جهان جدید و قرون
معاصر بیابد و پیرو راستینمكتب علوی باشد.
چه زیبا و
جاودانه خواهد بود اگر جوانی سیمای حقیقی خویش را در آئینهكلام و
حكمت و حیات امام علی(ع) جستجو نماید و در عرصه و ساحتی كهمیخواهد،
دریای بیكران زندگی و معارف آن امام را در پیش روی خویشمشاهده
نماید.
شیوه ما در
این تحقیق بررسی برخی مقولههای مربوط به جوان و زندگیدوران
جوانی از نگاه امام علی(ع) است كه با استناد و استشهاد به برخی
ازآموزههای علوی صورت پذیرفته است. گرچه فضا برای تفحص و
بررسیبیشتر و عمیقتر در این زمینه وجود دارد، لكن چون در این
نوشتاراصل براختصار و اجمال است، مطالب به صورت خلاصه و گزینش شده
بیان شدهاست. امید است جوانان عزیز نیز از معارف زلال و رشددهنده
آن امام همامبهرههای وافی و كافی ببرند و این مختصر، زمینه پژوهش
بیشتر و بهتر كلماتنورانی حضرتش شود و ارباب فضل و بصیرت با دیده
اغماض به آن بنگرد وخدای سبحان آن را زاد و توشه معاد و سیر بسوی
خویش قرار دهد. بمنّه وكرمه.
1. جوان و جوانی از دیدگاه امام علی(ع)
نگرش به
سیمای جوان از آئینه اندیشههای بلند و عمیق و الهی امامعلی(ع) نه
تنها ضرورت عقلی و علمی بلكه یك «رسالت دینی» و «نیازیاصیل» خواهد
بود كه افقهای نوین و گستره شفّاف و روشنی را در پیش رویما
میگذارد تا این طبقه پرانرژی و دارای استعدادهای فراوان و این
نسلاثرگذار و تعیین كننده در مناسبات و نهادهای اجتماعی و مدنی را
بهتر و بیشتربشناسیم و بشناسانیم، چه این كه امام علی(ع) از
مؤلفهها و مختصاتی در شرحابعاد وجودی و تفسیر هستی «جوان» سخن به
میان آوردهاند كه اگر یك جوانبه آنها با دیده بصیرت و دقت بنگرد او
را به یك «خویشتن شناسی» مهم وسرنوشت ساز و «كمال شناسی» و
سعادتگزینی رهنمون خواهد شد. اگراندیشهورزان و خردگرایان جامعه و
متولّیان امور روانشناختی و تربیتی نیز بهاین مؤلفهها با دیده علمی
و تخصصی بنگرند در فهم زوایا و لایههای وجودی«جوان» و پیدا كردن
راه درمان دردها بسیار كمك خواهد كرد. ما در اینبخش بر آنیم تا
ماهیت و ویژگیهای جوهری و عَرَضی «جوان» و ارزش ومنزلت «دوران
جوانی» و وظیفه جوانان را در تهذیبنفس و تحصیل معرفت ونیل به
كمال و سعادت بر محور كلمات نورانی و حكمتآموز امیرالمؤمنینامام
علی(ع) تبیین نماییم.
امام
علی(ع) فرمودند:
«دو چیز
است كه قدر و قیمتشان را نمیشناسد مگر كسی كه آن دو را ازدست داده
باشد یكی «جوانی» و دیگری «تندرستی و عافیت»».
به اعتقاد
برخی از دانشمندان انسان به لحاظ روحی و ذهنی و نوع حیات وزندگی
به گونهای است كه نعمتشناس و قدرشناس نعم الهی نیست و تا غرقدر
نعمت هست نمیداند چه گوهر و سرمایه عظیم و عزیزی دارد و آنگاه كه
ازدست رفت درمییابد كه سرمایه گران سنگ و موهبت شایستهای داشته
و ازآن بهره نبرده است. امّا اگر نعمتهای الهی به انسان یادآوری
میشود ونعمتها به یادش آورده شود در اصلاح وی بسیار تأثیرگذار خواهد
بود.ناگفته پیداست كه «جوانی» از جمله نعمتهای بیبدیل خداوند
سبحان استكه تا در آن بسر میبریم، قدر آن را نمیدانیم؟ و آنگاه
كه این دوران سپریشد و انسان در ضعف و ناتوانی قرار گرفت بتدریج
منزلت آن را میشناسد كهمتأسفانه در آن هنگام فرصتها از دست رفته
و توانمندیها زایل شده است؛لذا امام علی(ع) ضمن بیان این حقیقت،
ما را دعوت میكند كه از گروهانسانهای غافل و جاهل و فراموشكار
نباشیم و به رایگان سرمایه «جوانی» را ازدست ندهیم، آن را بشناسیم
و از این موقعیت ممتاز برای ساختن یك حیاتمعقول و مطلوب عقلانی و
ایمانی و سعادتبخش بهره گیریم كه پیامبراكرم9 فرمودند:
«در قیامت
هیچ بندهای قدم از قدم برنمیدارد تا به این پرسشها پاسخدهد:
اول: آن كه عمرش را در چه كار فانی نموده است. دوم: جوانیاشرا
چگونه و در چه راه تمام كرده است».
یا به
ابوذر؛ فرمودند:
«پنج چیز
را پیش از پنج چیز غنیمت بشمار: جوانیت را قبل از پیری،سلامتت را
قبل از بیماری، تمكّنت را قبل از تهیدستی، فراغتت راقبل از گرفتاری
و زندگانیت را قبل از مرگ».
و امام
علی(ع) در حدیث دیگری فرمودند:
«دریاب
جوانیت را قبل از پیری و سلامتت را قبل از بیماری».
لذا از
این احادیث میتوان دریافت كه «ارزش جوانی» در نگاه امامعلی(ع)
تا چه حد و اندازه مهم و قابل توجه است. بنابراین باید به
زشتیها،زیباییها، نقصها و كمالهای دوران جوانی معرفت یافت كه اگر
یك جوانخویشتن را بشناسد، هرگز گرفتار انحراف فكری و انحطاط اخلاقی
ولغزشهای ناروا نخواهد شد و در طی این دوره از حیاتش دچار ترس و
تردیدو اضطراب در شخصیت نخواهد شد و با ثبات و سعادت این دوران از
حیاتشرا خواهد پیمود و آن را پایه و مایه تحصیل و تأمین زندگی توأم
با سرور وخوشبختی خواهد نمود. در اینجا شایسته است به تفسیر امام صادق
(ع) از آیهشریفه «و لا تنس نصیبك من الدنیا» كه از پدران خود روایت
كرده استتوجه شود كه: «سلامت، نیرومندی، فراغت، جوانی، نشاط و
بینیازی خود رافراموش منما و در دنیا از آنها بهره برداری كن ...»
آری در
جوانی روح انسان نورانیتر و لطیفتر است و آمادگی ذهنی وروانی او
برای پذیرش حقایق و ارزشها بیشتر است. به این داستان توجهفرمایید:
«مردی
بنام «ابی جعفر احول» از دوستان امام صادق (ع) به تبلیغمذهب تشیع
و تعالیم اهل بیت: اشتغال داشت روزی شرفیابمحضر آن حضرت شد. امام
صادق (ع) از او سؤال كرد: مردم بصره رادر قبول روش اهل بیت و سرعت
پذیرش آئین تشیع چگونه یافتی؟عرض كرد مردم قلیلی اهل بیت را
پذیرفتند. امام صادق (ع) فرمود:توجه تبلیغی خود را به «نسل جوان»
معطوف دار و نیروی خویش رادر راه هدایت آنان بكار انداز، زیرا
جوانان زودتر حق را میپذیرند وسریعتر به هر خیر و صلاحی میگرایند».
لذا از
این كه امام علی(ع) تأكید و تكرار فرمودند كه جوانی خویش را قبلاز
پیری دریاب به جهت اینست كه گرایش به حق، عدالت، فضیلت، ارزشها
ومعارف و آمادگی و استعداد در این مرحله وجود دارد و بنابراین
متصدیانامور فرهنگی، تربیتی و نیز خود جوانان باید به این دوران و
شرایط ومقتضیات آن توجه ویژه نمایند كه فطرتها دست نخوردهتر و
جمال و زیباییدرونی نمایانتر و قابلیت پذیرش حقایق بیشتر است.
امام
علی(ع) دریكی از فرازهای نهجالبلاغه پس از شرح ساختمان بدنانسان
و نعمتها و فرصتهایی كه خداوند در اختیار آدمی گذاشته است درنكوهش و
مذمّت كسانی كه قدرناشناس نعمتهای الهی هستند و از دورانجوانی
غفلت ورزیدهاند و از این فرصت طلایی و دوران استثنایی بهره كافیو
درست نبردهاند میفرماید:
«در ایام
سلامت بدن، سرمایهای فراهم و مهیا نساختهاند و در اینفرصتهای
زندگی و نیرومندی درس عبرتی نگرفتند و درخشندهترینایام عمر را
رایگان از كف دادند، آیا كسی كه در جوانی اهل تنپروریبوده
میتواند در پیری جز شكستگی و ذلّت انتظاری داشته باشد؟».
یا امام
علی(ع) در جای دیگر فرمودند:
«چه
نزدیك است دنیا را گذران و رفتن و چه نزدیك است جوانی را،پیری و
درهم شكستن».
نتیجه آن كه:
1. بدون
شك دوران جوانی دوران طلایی و گرانسنگ و ممتاز حیات وزندگی است.
2. جوان
باید به «خویشتنشناسی» و «خویشتنیابی» برای نیل به ثباتشخصیت و
كمالیابی برسد.
3.
بهرهبرداری از دوران جوانی شرط بسیار لازم و مهم برای سعادتگرایی
است.
4. جوانی
دورانی است كه خوشبختی یا بدبختی انسان در آن دوران رقممیخورد
پس باید آن را دریابیم.
5. دوران
جوانی دوران سلامت فكر و روح و لطافت دل برای پذیرش حقایقو معارف
است.
6. عمر
انسان كوتاه و جوانی زودگذر و از بین رونده است لذا یك روز
سستیباعث یك عمر حسرت است.
7. دوران
جوانی امام علی(ع) و بزرگان و رهبران دین را برای خویش الگوقرار
دهیم.
2. جوان، زمانی و دگرگونی
از جمله
مسائل بسیار مهمی كه در تربیت فكری و اخلاقی جوان بایدملحوظ شود در
نظر گرفتن زمان و فرهنگ و آداب و عادات زمانهایمختلف است كه
مولایمان امام علی(ع) نسبت به این مسئله حسّاس بودهاند وتوصیهها
و سفارشهای حكیمانه و هدایتگرانهای فرمودند كه به نمونههایی ازآن
اشاره خواهد شد:
امام
علی(ع) فرمودند:
«مردم در
شباهت به زمان خود شبیهترند تا به پدران خویش».
امام
علی(ع) فرمودند:
«فرزندان
خویش را به جبر و استبداد بر آداب خود مجبور نكنید زیراآنان در زمانی
غیر زمان شما آفریده شدهاند و حیات دارند».
یا
فرمودند:
«داناترین
مردم به مقتضیات زمان كسی است كه از تحوّلات آن دچارشگفتی نشود و
خویشتن را نبازد».
یا فرمود:
«كسی كه
عارف به مقتضیات زمان است و از دگرگونیهای پیگیر ومستمرش آگاهی
دارد شایسته است هرگز خویشتن را از تحولات وتغییرات اجتناب ناپذیرش
در امان نداند».
لذا در
اندیشه امام علی(ع) در برخورد با عنصر زمان و دگرگونیهای مسائلمختلف
اجتماعی و فرهنگی همواره 2 تهدید عهمده وجود دارد. الف)خطرتحجر و جمود
كه با زمان و پیشرفت زمان مبارزه میكند و از هر چه نوگراییو تحوّل
زمان گریزان است. ب)خطر زمانزدگی و انحراف كه هر چه را درزمان
است اصالت میدهد و با سنتها و حقایق و ثابتات به بهانه زمان
وتجددخواهی و نوگرایی مبارزه میكند. این دو روش برخورد با
زماننادرست است، اما بدیهی است كه محیط اجتماعی، فضای
فرهنگی،دستآوردهای جدید علمی بشری، سؤالات جدید و شبهات نوین در
مسائلعقیدتی و اخلاقی لزوماً باید مورد توجه قرار گیرند پس نباید
سنتهای ثابتاخلاقی و اصول و ارزشهای سعادتبخش فراموش شود و نباید
آداب و سنناجتماعی و اباء و اجدادی را به زور و جبر تحمیل كرد كه
امام علی(ع)میفرماید:
«وقتی
محیط اجتماع آلوده و ناپاك شد سجایای اخلاقی و فضائلانسانی
بیرونق و زیانآور میشود و برعكس رذائل در جامعه رشدپیدا خواهد كرد».
نتیجه آن كه:
آگاهی به
زمان، عدم استبدادورزی در تحمیل آداب به اولاد و
جوانان،موقعیتشناسی و محیط شناسی، تأثیر شرائط زمانی و محیطی در
تعلیم وتربیت، تحول شناسی در جامعه و ... باید در برخوردار با جوانان
مورد نظرواقع شود تا از یك طرف مانع كمال و سعادت آنها نشود و از
طرف دیگرلیبرالیسم اخلاقی و نسبیتگرایی اخلاقی جانشین ثابتات و
اطلاقات فرهنگی واخلاقی در هدایت و تربیت نسل جوان نشود. در تربیت
نسل جوانزمان شناسی همه جانبه و زمینهشناسی فراگیر امری ضروری
است.
3. جوان، آزادی و آزادگی
از جمله
ویژگیهایی كه در ذات جوان تجلّی دارد و برای او بسیارسرنوشتساز است
ویژگی «آزادیخواهی» اوست. «آزادی» از واژههایپرجاذبهای است كه
جوان را دلباخته و مجذوب خویش میكند. جوان هر قیدو قانون و حدّ و
اندازهای را نمیپذیرد و طبع او به گونهای است كه در برخیزمینهها
آزادیطلب مطلق و بیقید است. بنابراین باید رابطه و نسبت جوان
وآزادی را تبیین كرد كه عنصر «آزادی» با همه ابعاد و ویژگیهایش از
یك سوو آزادگی و هویتطلبی از سوی دیگر سخت مورد توجه امام علی(ع)
واقعشده است. ما به دور از بحثهای مرسوم كلامی، فلسفی، فقهی،
عرفانی،سیاسی و اجتماعی در باب آزادی كه در جای خود بسیار مهم
است، تنها بهطرح و تحلیل برخی از سخنان و دیدگاههای امام(ع)
میپردازیم:
امام
علی(ع) خطاب به فرزندش امام حسن(ع) فرمودند:
«بنده غیر
خود نباش كه خداوند تو را آزاد آفریده است».
سپس
موانع رشد و كمال یا بندگیها و بردگیهای شقاوتآور و ذلّتآفرینرا
مطرح میفرمایند كه:
«بنده
شهوت اسیری است كه هرگز آزادی نخواهد داشت».
یا فرمود:
«كسی كه
مغلوب شهوت خویشتن است ذلّت و خواریش بیش از بردهزر خرید است».
چنانچه
ملاحظه میفرمایید در احادیث فوق، امام(ع) به آزادی فكری وآزادی
اخلاقی و معنوی كه رهایی از قیود انسانپرستی و دنیاپرستی وخودپرستی
است اشاره مینماید و آدمی را به شخصیت آزاد و كرامتنفس اورهنمون
میگردد. در اندیشه امام(ع) انسان لازم است قدر خویش را بداند ودر
اسارت افكار و شخصیت دیگران و در اسارت هواهای نفسانی خویشقرار
نگیرد و از حد اعتدال عبور نكند و از هر گونه افراط و تفریط پرهیزنماید
كه فرمود:
«این
نفوس سركش را مقهور كنید و از خواهشهای نادرستشان بازداریدكه خودسر و
بیقیدند. اگر خواستههای آنها را پیروی نمایید و بهتمنیات نامشروعشان
جامه عمل بپوشید سرانجام شما را در بدترینپرتگاه میافكند».
یا از
حضرت علی(ع) سؤال شد كه پستترین ذلّتها كدام است در جوابحرص دنیا
را بزرگترین ذلت و خواری خواند. و یا فرمود:
«طمعكار
با ذلّت و خواری هم پیمان است».
امام
علی(ع) در یك حدیث بسیار آموزنده فرمودند:
«هر كس
بشرائط و لوازم حرّیت عمل كند شایسته آزادی است و هركس در انجام
وظایف و مقررات آزادی كوتاهی نماید به ذلّت بردگیبرمیگردد».
پس از
دیدگاه امام علی(ع) آزادی نیز تنها به معنای «سلبی» و
«عدمالمانع»نیست كه لیبرالیسم یا دلخواهگرایی و آزادیخواهی مطلق
را به ارمغان بیاوردو جامعه را دچار بیماریهای اخلاقی نماید، بلكه
آزادی به معنای «ایجابی» و«سلبی» آن با هم مطرح است و آزادی
دارای قوانین و حدود و تعینات وتعریفاتی است كه دارای شرائط و
لوازمی است، خواه آزادی فكری یاعقیدتی و خواه آزادی اقتصادی،
سیاسی و اجتماعی باشد و ...
4. جوان و كرامت نفس
از جمله
خصائلی كه بر فطرت انسان نهفته است گرایش به عزتنفس وكرامت
وجودی است كه همه انسانها از جمله جوانان طالب آن
هستند.«كرامتنفس» پایه و زیربنای بسیاری از فضائل و سجایای اخلاقی
و ارزشیاست، چنان كه امام علی(ع) به فرزندش حضرت مجتبی(ع)
فرمودند:
«نفس
خویش را عزیز شمار و به هیچ پستی و دنائتی تن مده گر چهعمل پست،
تو را به تمنیات برساند. زیرا هیچ چیز، با شرافتنفسبرابری نمیكند و
هرگز بجای عزتنفس از دست داده، عوضی همانندآن نصیب نخواهد شد».
گرچه
عزتنفس برای همه آدمیان در هر صنف و طبقه و مرتبه وجودی وشرائط
سنّی مختلف بسیار ضروری و راهگشا خواهد بود و اساس خوشبختیاست لكن
برای جوان مطلوبتر و زیباتر است كه در عنفوان جوانی تن
بهبردگیهای نفسانی و ذلّت نفس ندهد كه امام علی(ع) فرمود:
«كسی كه
نفس شرافتمند و با عزت دارد هرگز آن را با پلیدی گناه، خوارو پست
نخواهد ساخت».
یا
فرمودند:
«یك ساعت
ذلّت، با عزّت تمام دوران زندگی برابری نمیكند».
یا حضرت
علی(ع) فرمودند:
«ارزش
شخصیت هر فردی وابسته به روشی است كه اتخاذ میكند، اگرنفس خود را
از پستی و دنائت بر كنار نگاهداشت به مقام رفیع انسانینائل میشود
و اگر عزت و حیثیت معنوی خویش را ترك گفت بهپستی و ذلت میگراید».
روش امام
علی(ع) در برخوردهای فردی، روابط اجتماعی و روش وسیره حكومتی به
گونهای بود كه مردم را به سمت كرامت نفس و عزّتطلبیسوق میداد و
با هرگونه ذلّتپذیری از هر طریق كه باشد مبارزه میكرد ومیفرمود:
«در نظر
انسان شریف و كریم النفس نیكوكاری و حسن عمل دینیاست كه بر ذمه
او است و خویشتن را بر اداء آن موظف میداند».
لذا جوان
باید نحوه تربیتش چه از سوی خانواده یا مراكز تعلیم و تربیت یااصحاب
حكومت و سیاست و یا مناسبات فكری و رفتاری خود جوانبهگونهایی باشد
كه او را وظیفهشناس، درستكار و دارای شرافت اخلاقی وعزّت نفس به
بار بیاورد.
5. جوان و شيوههاي برخورد با او
يكي از
پرسشهاي بنيادي در هدايتگري نوجوان و جوان اين است كه باچه
شيوهاي و چگونه با اين نسل برخورد نمائيم؟ شايد در ابتداي امر اين
سؤالآسان و بديهي نمايد ولي هنگامي كه با پيچيدگيهاي جواني و
هزاران لايهوجودي و ظرافتهاي شخصيتي او مواجه شويم، سؤال مهمتر و
عميقترميشود. اگر چه روشهاي مختلف تربيتي از روش موعظه و اندرز،
روشتكريم شخصيت، روش محبت، روش كرداري و رفتاري و ... در جاي
خودبسيار مفيد و اثر گذار و كارساز هستند و اگر بدون افراط و تفريط
اعمال شوندبراي هدايت، تربيت و آموزش همه جانبه «جوانان» كارآمد
خواهند بود، اماعلي(ع) ضمن پذيرش و طرح هر كدام از آنها در فرازهاي
متنوع كلماتشان،مسئله عدم ملامت و برخورد سلبي با جوانان را بسيار
مورد توجه قرارميدهند، چنانچه فرمودهاند:
«از مردم
عيبجويي نكنيد و براي هر لغزش مورد ملامتشان قرار ندهيدو به هر گناهي
كيفرشان ننماييد».
يا فرمود:
«زيادهروي در ملامت و توبيخ، آتش لجاجت را مشتعل ميسازد».
«از تكرار
سرزنش بپرهيزيد كه اين كار باعث پيوستن به گناه و بي اثركردن
ملامت است».
يا فرمود:
«چه بسا
كسي كه مورد ملامت و توبيخ واقع ميشود با آن كه گناهي ندارد».
يا
فرمودند:
«نصيحت
گفتن به فردي در حضور مردم، كوبيدن شخصيت آن فرد است».
6. ویژگیهای دروان جوانی از دیدگاه امام علی(ع)
امام
زبان دین و لسان اسلام و «قرآن ناطق» و صورت عینی و وجودخارجی
«مكتب» است. امام «انسان كامل اسلام» و پرورش یافته و اسوه علمیو
عینی «دین» و نیز «انسان شناس» جامعالابعادی است كه وظیفه هدایت
ورهبری «انسان» را بر عهده دارد. بزرگترین مقام الهی یعنی «شناخت»
و تربیتانسان به امام تفویض شده است، پس «امام» تجسّم ارزشهای
فطری و فضائلانسانی و كمالات الهی است. «امام» آن طبیب حاذق و
مشفقی است كه غیب وشهود انسان و بحر وجود آدمی و ظاهر و باطن «بشر»
را میداند، به دردها ودرمانهایش آگاه است و به همین جهت شناخت او
از ادوار گوناگون زندگی وبهخصوص «نوجوانی و جوانی» دیدگاهی كامل
است. لذا این دوره را ازدیدگاه امام علی(ع) به بحث و تحلیل
میگذاریم:
الف) جوانی دوران فرصتها و ارزشهای گرانبها
از دیدگاه
امام علی(ع) دوران «جوانی» دورانی ارزشمند و گرانبهاست كه«جوان»
آماده دریافت حقّ و پذیرای «هدایت»، معرفت و حكمت برای تعالینفس و
تكامل وجودی میباشد كه فرمود:
«دو چیز
است كه قدر و قیمتشان را نمیشناسد مگر كسی كه آن دو را ازدست داده
باشد یكی «جوانی» است و دیگری «تندرستی و عافیت»است».
و در جای
دیگر میفرماید:
«و انما
قلب الحدث كالارض الخالیه ما القی فیها من شیءٍ قبلته»؛ هماناقلب
و جان و روان جوان مانند زمین خالی آمادهای است كه هر بذریدر آن
پاشیده شود میپذیرد و بارورش میكند.
نكاتی چند
پیرامون حدیث فوقالذكر:
1. باید
منزلت و قدر و قیمت «جوانی» را شناخت و آن «محدوده زمانی»را براحتی
و به آسانی از دست نداد كه امام علی(ع) فرمود:
«هلك
امروٌ لم یعرف قدره»؛ آن كس كه قدر و ارزش خود را نشناختهلاك
گردید.
2. دوران
«نوجوانی و جوانی» بهترین زمان برای رشد و تعالی و تربیت واستكمال
وجودی است و بهترین زمان برای القاء حقایق و تعلیم دین و
تربیتمذهبی كه امام علی(ع) به فرزندش امام حسن(ع) میفرماید:
«فبادرتك
بالادب قبل أَن یقسو قلبك و یشتغل لبّك لتسقبل بجدّ رأیك
منالامر»؛ پسرم! من در تعلیم و تربیت تو شتاب كردم پیش از آن كه
قلبتو سخت گردد و عقل. و فكرت را مشغول با تربیت و آموزشهایضروری
با تصمیمی جدّی و پایدارنما، تا به استقبال امور حیات فردیو اجتماعی
بشتابی.
پس اگر
«والدین»، مربیان، كارگزاران نظام اسلامی، جامعه و خود«جوانان»
چنین عصری از حیات «نوجوان و جوان» را نشناخته، صیانت ننمائیدو
مراقبتهای ویژهای نداشته باشند، تفكّر، احساس و تمایل آنها را در
نظرنگیرند و خلأهای روحی و فكری و نیازهای جسمانی و بیولوژیكیاش را
پرنكنند یك «نسل كارآمد» را از دست دادهاند؟!! و ..
3. جوان
فطرت پاك و ضمیر سالم و دست نخوردهای دارد كه چونزمینی مستعد و
حاصلخیز آماده پرورش و رویاندن است و هر بذری رامیپذیرد و میپرورد.
پس چه نیكوست كه بذر قرآن و شریعت الهی و بذركمال و سعادت را در
او نهاد و شكوفا نمود.
در تعالیم
اهل بیت: برتوجه به این زمینه آماده تأكید شده است چنانچهامام(ع)
فرمود:
«توجه
تبلیغی خود را بهنسل جوان معطوف دار و نیروی خویش را درراه هدایت
آنان بكار انداز زیرا جوانان زودتر حق را میپذیرند وسریعتر بهر خیر و
صلاحی میگرایند».
4. جوان و
نوجوان نیز باید برای این مرحله از عمر خویش اعتبار و ارزشقائل شده،
خود را شناخته و بیابند و بهخود آگاهی و خودیابی برسند كه
امامعلی(ع) میفرماید:
«با در
شبابك قبل هرمك و صحتك قبل سقمك»؛ دریاب جوانیت را قبلاز پیری، و
سلامتت را قبل از بیماری».
آری به
تعبیر مولا امام علی(ع) فرصتها خیلی زود میروند و دیربازمیگردند. پس
انسان حكیم انسانی است كه حالات و ادراكات خویش راشناخته، دوران
حیاتش را درك كند و مراقبت و پاسداری از خود «فطری ورحمانی» نماید و
به پرورش استعدادهای خود بپردازد.
ب) دوران جوانی، دوران «خطر»، «آسیبپذیری» و «هلاكت»
امام
علی(ع) میفرمایند:
«ینبغی
للعاقل اَن یحترس من سكرالمال و سكرالقدره و سكرالعلم وسكرالمدح و
سكرالشّباب، فانّ لكلّ ذلك ریاح خبیثه تسلب العقل وتستخفّ الوقار».
امام
علی(ع) میفرماید:
«شایسته
است انسان عاقل، خویشتن را، از مستی ثروت، مستیقدرت، مستی علم و
دانش، مستی تمجید و تملّق و از مستی جوانیمصون نگاه دارد و زیرا هر
یك از این مستیها بادهای مسموم و پلیدیدارد كه عقل را زائل میكند
و آدمی را خفیف و بیشخصیتمینماید».
دوران
«بلوغ» دوران «بحران» و «انفجار» در بعد جسمی و روحی انساناست و
دوران «نوجوانی» و «جوانی» از آنجا شروع میشود. در این مرحلهنوجوان
سادهاندیش، دارای فطرتی پاك، زودباور، تخیلی، ایدهآلگرا است
وغریزه «جنسی» او نیز بیدار و فعال میشود و تمایلات «تحریكی»
داردبنابراین هر لحظه در معرض «انحراف» و «لغزش» است و چون
دیوانگان ومستان در عالم رؤیا و با «من تخیلی» و باافسانهها و اوهام
ادامه حیات میدهدكه پیامبراكرم9 فرمودند: «الشباب شعبه من الجنون».
پس باید
در این مرحله مراقب اقوال و افعال و احوال «نوجوان و جوان»بود و
آنها را تحت تعلیم و تربیت صحیح قرار داد و احساسات و تمایلاتآنها را
شناخت و به ارضاء نیازهای عاطفی، عقلی و طبیعیاش پرداخت.«جوان»
خود بیش از هر كس مسئول «خویشتن» است. او نباید غفلت، جهالت وغرور
بخرج دهد بلكه باید با تدبیر، دوراندیشی، آیندهنگری، حلم و علم،عقل
و اندیشه عمل نماید كه امام علی(ع) میفرماید:
«سكر
الغفله و الغرور ابعد افاقه من سكرالخمور»؛ كسانی كه مست غفلتو غرور
هستند خیلی دیرتر از مستشدگان
از شراب بهوش میآیند.
حال به
راهحلها یا طرق درمان چنین بیماری كه بیماری نامرئی، مستور
وخطرناكی است از دیدگاه امام علی(ع) میپردازیم:
1. شناخت
ارزشهای وجودی «خود» و دریافت شرافت ذاتی و كرامتوجودی جوان كه
امام علی(ع) میفرمایند:
«من عرف
شرف معناه صانه عن دنائه شهوته و زور مناه»؛ یعنی كسی كهشرافت
باطنی و گوهر انسانی خود را بشناسد، این شناخت او را ازپستیهای شهوت
و آرزوهای باطل مصون خواهد داشت.
و یا
میفرماید: «و كفی بالمرء جهلاً ان لا یعرف قدره»
«در
نادانی و گمراهی انسان همین بس كه قدر و ارزش خویشتن رانشناسد».
و یا
میفرماید:
«من كرمت
علیه نفسه هانت علیه شهواته»؛ كسی كه برای خود شخصیتقائل است،
تمایلات پست جوانی و شهوات در پیش روی او خوار وذلیل است.
2. عقل،
تفكّر، حلم و بردباری یكی از راههای «دفع» یا «رفع» پیشگیری
یادرمان بیماریهای روحی و روانی است. اگر جوان بر اساس «اندیشه و
تفكّر»عمل نماید، دور دستها را ببیند، در هر امری از امور اول عقل
خویش را كه«دلیل و راهنما» و «حجت الهی»است به كار بگیرد، سود و
زیان خویش را درنظر آورد و سپس دست به اقدام و عمل بزند،
«استعدادهای عقلانی» نوجوان وجوان رشد مییابد و «هدایت عقلی» به او
تفكّری منطقی خواهد بخشید كهامام علی(ع) میفرمایند:
«الحلم
غطاء ساتِر و العقل حسام قاطع فاستر خلل خلقك بحلمك و قاتلهواك
بعقلك»؛ حلم و بردباری نیرویی است كه انسان را از ارتكابزشتیها
باز داشته، محافظت میكند و عقل شمشیر برندهای است كهشك و تردید را
از بین میبرد، پس عیوب و كمبودهای اخلاقی وروانی را با حلم برطرف
نما و هواهای نفسانی و هوسهای طغیانگر رابا عقل و اندیشه از بین
ببر.
كه یكی
از سلاحهای مجاهد در جبهه جهاد اكبر صبر در مقابل معصیت وبردباری در
مقابل آتش شهوت و تفكّر و اندیشه است.
امام
علی(ع) میفرماید:
«الفكر
مرآه صافیه و الاعتبار منذر ناصح و كفی' ادباً لنفسك تجنّبك ماكرهه
لغیرك»؛ فكر و تدبّر آئینه پاكی است كه حقیقت را به آدمی
نشانمیدهد و عبرتگرفتن از دیگران، ترساننده است كه به انسان پند
واندرز میگوید و برای ادب تربیت همین بس است كه بپرهیزی از
آنچهكه میل نداری دیگران مرتكب شوند.
3. ترك
لذّات شهوانی و زودگذر:
امام
علی(ع) میفرماید:
«اذكروا
انقطاع اللذّات و بقاع التّبعات».
یكی از
راههای صیانت خویشتن الهی و حفظ ارزشهای انسانی این استكه
«نوجوان و جوان» نسبت به لذّتهای زودگذر و عواقب و آثار منفی
آنهاآگاهی پیدا كند و بین لذّتهای جسمانی و حیوانی با لذّتهای
عقلانی وروحانی فرق بگذارند و از من «وهمی» بسوی من «فطری» هجرت
نمایند و«خودپنداری و غیرواقعی» را «خود حقیقی و واقعی» خود نشناسند.
بنابراین اومیتواند لذّت ترك لذّات شهوانی و مادّی را درك و تجربه
نماید كه امامعلی(ع) میفرماید:
«تزّ هوا
انفسكم عن دنس اللذّات و تبعات الشهوات»؛ خویشتن را ازآلودگی
لذّات پلید و عوارض بد شهوات منزّه و پاك نگهدارید.
4. تقوی'
الهی: خداشناسی و خداپرستی و خداترسی در كنه «تقوی'» نهفتهو عامل
بازدارنده انسان از خطا و اشتباه و معصیت است و هر چه مرتبه
تقوی'بیشتر باشد انسان از گناه و خطا مصونتر میشود كه امام علی(ع)
میفرماید:
«التّقی'
رئیس الاخلاق»؛ پرهیزگاری و خویشتنداری برترین اخلاقانسانی است
كه همه ارزشها بدان وابسته است.
یا
میفرماید:
«اوصیكم
بتقوی الله ... فانّ تقوی الله دواء قلوبكم»؛ ای مردم شما را
بهتقوی' الهی سفارش میكنم ... زیرا تقوی الهی داروی بیماریهای
جان وروان شما است.
یا
میفرمایند:
«فانّ
تقوی الله مفتاح سدادٍ و ذخیره معادٍ و عتق من كلّ ملكه و نجاه من
كلهلكه بها ینجح الطّالب و ینجو الهارب و منال الرغائبٍ»؛ تقوا كلید
درستیو اندوخته روز قیامت است، آزادی است از قید هر رقیت، نجات
استاز هر بدبختی، بوسیله تقوی' انسان به هدف خویش میرسد و از
دشمننجات پیدا میكند و به آرزوهای خویش نائل میگردد.
در
خطبههای 112، 16، 189، 155، 210، 181، و ... نیز بحثهایی درضرورت
رعایت تقوی و اهمیت آن شده است كه در اینجا از ذكر آن خودداری
میگردد.
ج) جوانی
دوران تربیتپذیری و تعلیمیابی
امام
علی(ع) میفرماید:
«یا معشر
الفتیان حصّنوا اعراضكم بالادب و دینكم بالعلم»؛ ای گروهجوانان،
شرف انسانی و سجایای اخلاقی خود را با ادب و تربیتمحافظت نمایید و
سرمایه گرانبهای دین خویشتن را با نیروی علم ودانش از دستبرد
ناپاكان و خطرات گوناگون بركنار دارید.
نكاتی كه در حدیث فوق نهفته است:
1. دوران
نوجوانی و جوانی باید دوران خویشتنپردازی و هویتیابی باانتخابهای
سازنده و آگاهانه باشد. دوران تحصیل علم، آگاهی، ادب واخلاق كه
امام صادق(ع) میفرمایند:
«دوست
دارم جوانی را از شما مسلمانان نبینم مگر آنكه روز او به یكیدو
حالت آغاز شود، یا تحصیل كرده و عالم باشد، یا متعلّم و دانشجو.اگر
هیچ یك از این دو حالت در وی نباشد و یا در نادانی بسر برد، دراداء
وظیفه كوتاهی كرده است. مسامحه در اداء وظیفه تضییع حقّجوانی
است، تضییع جوانی به گناهكاری منجر میشود و اگر مرتكبگناه شود به
خداوندی كه پیغمبر اكرم را به نبوّت فرستاد قسم كه درعذاب الهی
مسكن خواهد گزید».
2. دوری
از تنبلی و تنپروری و گرایش به جهاد علمی و اخلاقی و
تحملسختیهایی، در رشد و سازندگی شخصیت جوان لازم است. انسان در
«رنج ودرد» آفریده شده و با «درد و رنج» باید پرورش یابد كه انسان
«بیدرد» توانادامه حیات واقعی و معقول را ندارد و تا «درد» نباشد
زندگی معنی پیدانمیكند. در مقام «تعلّم» نیز امام علی(ع) میفرماید:
«لایدرك
العلم براحه الجسم»؛ (علم و دانش با عافیتطلبی و راحتی بدنتحصیل و
ادراك نمیشود).
یا
امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند:
«من اطاع
التّوانی ضیع الحقوق»؛ كسی كه از تنبلی و سستی پیروینماید حقوق
خویش را در جمیع شئون مختلف زندگی ضایع كرده است.
یا امام
علی(ع) میفرماید:
«هیهات
من نیل السّعاده السّكون الی الهوانی و البطاله»؛ آرمیدن درآغوش
تنبلی و بطالت، دوری جستن از خوشبختی و سعادت است.
یا
میفرماید:
«من
اشتغل بالفضول فاته من مهمّه المأمول»؛ آن كس كه خود را بهمسائل
زائد و غیر لازم سرگرم كند از مهمّات واقعی زندگی كه آرزودارد باز
میماند.
د)
جوانی دروان فرصتهای زودگذر:
امام
علی(ع) میفرماید:
«احسنوا
صحبه النّعم قبل فراقها فانّها تزول و تشهد علی صاحبها بما عملفیها»؛
از نعمتهایی كه در اختیار دارید خوب استفاده كنید پیش ازآن كه شما
را ترك گویند، چه آن كه نعمتهای زودگذر از كف میروندو شهادت
میدهند كه صاحبشان با آنها چگونه رفتار كرده است.
عقل، شرع
و عرف مبنای واحدی در شكر نعمت و قدردانی از مواهب وافاضهها دارند و
شكر نعمت در نزد همه انسانها ممدوح و حَسَن است و درمقابل كفر نعمت
مذموم و قبیح. شكر در سه مرتبه شكر زبانی، شكر قلبی وشكر عملی ظهور
مییابد و بهترین مرتبه آن «شكر عملی» است. یك معنایعمیق شكرگذاری
این است كه نعمتالهی در جای خود و در موضع خویشاستفاده شود.
خداوند نعمتهای بیشماری به انسان عنایت فرموده كه یكی ازآن
نعم، نعمت «جوانی» است دوران «شباب» از مصادیق «نفحات الهیه»
است.پس اوّلاً: نعمت جوانی را شناخته، قدر و ارزش آن را حفظ كنیم،
ثانیاً: بدانیمكه این نعمت زودگذر و از بین رونده است پس «مراقبه»
و «محاسبه» نفس درخصوص این دوره داشته باشیم.
امام
صادق(ع) میفرماید(در تفسیر آیه: و لاتنس نصیبك من الدّنیا):
كه
«سلامت، نیرومندی، فراغت، جوانی، نشاط و بینیازی خود رافراموش
منما، در دنیا از آنها بهره برداری كن و متوجه باش كه از
آنسرمایههای عظیم به نفع معنویات و آخرت خود استفاده نمایی».
و امام
علی(ع) میفرماید:
«الفرصه
تمرّ مَرَّ السّحاب، فانتهزوا فرص الخیر»؛ فرصت مانند ابر از افقحیات
شما میگذرد، مواقعی كه فرصتهای خیری پیش میآیدغنیمت بشمارید و از
آنها بهره ببرید.
و به قول
حافظ:
«بنشین
برلب جوی و گذر عمر ببینكاین اشارت ز جهان گذران ما را بس»
7. جوان و عزّت نفس
امام
علی(ع) فرمودند:
«اكرم
نفسك عن كلّ دنیه و اِن ساقتك الی الرّغائب فانّك لن تعتاض
بماتبذل من نفسك عوضاً و لاتكن عبد غیرك و قد جعلك الله حرّاً»؛
نفسخویش را عزیز بشمار و به هیچ پستی و دنائتی تن مده گرچه
عملپست، تو را به تمنیات برساند. هیچ چیز باشرافت نفس
برابرینمیكند و هرگز بجای عزّت از دست داده عوضی همانند آن
نصیبنخواهد شد. فرزند عزیزم! آزادگی را از كف نداده و بنده و
بردهدیگران مباش كه خداوند تو را آزاد قرار داده است.
امیرالمؤمنین(ع) در برخورد با مردم «شهر انبار» متوجه شدند كه مردم
درركابش شروع به دویدن نموده و حركاتی ذلیلانه از خود نشان
میدهند.حضرت آنها را ازاین گونه حركات مغایر با عزت نفس «نهی»
نمودند كهكلمات ایشان در كلمه قصار سی و شش نهجالبلاغه آمده است.
و امام
علی(ع) میفرماید:
«با ترك
گناهان بر نفس سركش خود غلبه كنید تا عنانش را در دستگیرید و به
آسانی در راه اطاعتش بكشانید».
یا
میفرمایند:
«بردباری
در فقر توأم با عزّت، بهتر از ثروت آمیخته به خواری و ذلّتاست».
و ...
نتیجه آن
كه:
انسان
كریم النفس و عزیز الوجود هرگز تن به ذلّت گناه و خطا نداده و
درمقابل «شهوات» به ذلّت نمیافتد و همیشه نه ظلم میكند و نه ظلم
میپذیرد وبرای رسیدن به مقاصد و مطامع دنیوی و نفسانی، فطرت و
عزّت خویش را ازكف نداده و در یك معامله خسرانآ |