|
حقوق متقابل مردم و حکومت (2)
قدردان
قراملکی
اگر از
اين منظر به حكومت بنگريم، بايد نوع رفتار حاكم با مردم مانندرفتار
يك نماينده و پيمانكار با موكل و كارفرما باشد. موارد زير نمونههايي
ازرفتار انساني است كه در مكتب علوي مورد تأكيد قرار گرفته است
وفرمانروايان و مقامهاي دولتي بايد از آن برخوردار باشند.
الف) خوش رفتاري:
يكي از
حقوق مسلم مردم رفتار نيك و گشاده رويي حاكم است. حضرتبا اشاره
به حقوق مردم در نوع رفتار حاكم با مردم ميفرمايد:
همانا از
حقوق مردم بر حاكم اين است كه حاكم، به خاطر نعمت وفضلي كه
بدان نايل گرديده، رفتارش را با مردم تغيير ندهد و بايد، باافزوني
نعمتهاي الهي، نزديكي و عطوفتش را با برادران دينياشبيشتر كند.
و اما حق
رعيت بر سلطان اين است كه... تو بر آنان مانند يك پدرمهربان باشي.
در مكتب
علوي، محبت و عطوفت حاكم به شهروندان نبايد صوري وسياسي باشد. اين
مهرورزي بايد دروني و فراگير بوده، شهروندان مسلمان وغير مسلمان را
شامل شود:
اي
مالك، مهرباني، رحمت و محبت به مردم را در قلبت جاي ده. مبادا
براي آنان مانند جانوري درنده باشي و خوردن حقوقشان راغنيمت
شماري؛ زيرا آنان دو دستهاند: يا برادر ديني تواند يا درآفرينش الهي
همانندت به شمار ميآيند.
با مردم
با نيكويي و ستايش رفتار كن. همت كساني را كه امتحان پسداده و
متحمل رنجي شدهاند بر زبان آور.
آن حضرت
خطاب به ابن عباس، فرماندار بصره، ميفرمايد:
ابن
عباس، با مردم گشاده رو باش، مجلس و وقتت را براي آنان وسعتده و
با آنان با بردباري رفتار كن و از خشم بپرهيز؛ زيرا خشم كمخردي و
فعل شيطان است.
امام(ع)
وقتي محمدبن ابي بكر را به استانداري مصر منصوب كرد به ويچنين
فرمود:
بالت را
براي مردم بگشا، پهلويت را همواردار و چهرهات را باز كن.
ب) ارتباط مستقيم با مردم:
يكي ديگر
از حقوق مردم آن است كه حاكم امكان گفتوگوي مستقيمآنها را با
خود فراهم آورد. امام(ع) در فرمانهاي مختلف به حكمرانان خودآنان را
به ارتباط مستقيم و بدون واسطه سفارش ميكرد؛ چنان كه به
مالكاشتر ميفرمايد:
پارهاي
از وقتت را براي نيازمندان قرار ده؛ در آن وقت، خويشتن رابراي
رسيدگي به خواست آنها آماده ساز و در مجلس عمومي بنشين. پس به
خاطر خدايي كه تو را آفريده با آنان فروتني كن. لشكريان وياراني
چون نگهبانان و پاسدارانت را از جلوگيري آنان بازدار تاسخنگويشان بي
لكنت زبان و بدون واهمه و دغدغه با تو سخن گويد... مبادا خودت را
بيش از حد از مردم پنهان كني؛ زيرا وجود پرده وحجاب بين حكمرانان و
رعيت نوعي تنگي و سختي است و به عدماطلاع دقيق از امور ميانجامد.
امام(ع)
از فرماندار مكه ميخواهد در ارتباط با مردم تنها نماينده، زبان وتنها
مانع چهره حاكم باشد:
در
ارتباط با مردم جز زبانت نمايندهاي جز چهرهات مانع و
فاصلهاينداشته باش. مبادا مانع ملاقات نيازمندي با خود شوي.
ج) روشنگري و پاسخدهي:
در مكتب
علوي، آگاهي از امور كشور حق مردم است و روشن ساختنافكار عمومي و
پاسخ به پرسشها و شبهات مردم وظيفه حاكم شمرده ميشود.هيچ چيز، جز
اخبار محرمانه و مخل مصالح واقعي ملي مانند اسرار جنگي ازاين اصل
مستثنا نيست. حضرت در اين باره به لشكريانش ميفرمايد:
همانا از
حقوق شما بر من اين است كه، جز در امور جنگي، به محافظهكاري و
پنهان كاري نپردازم.
حكومت و
دولتمردان هميشه در معرض انواع شايعات و اتهامات قراردارند. اين
آفت در حكومتهاي ديني به تهديد اصل حكومت و خدشه دارساختن قداست
دين ميانجامد. آگاه ساختن مردم ميتواند اين خطر را از ميانبرده،
شايعه سازان و دشمنان دين را ناكام سازد. حضرت در اين خصوص
بهمالك اشتر ميفرمايد:
اگر
شهروندان به تو در ستمگري گمان بد بردند، عذر و بي گناهي خود را
آشكار و ثابت كن و شايعات را با ارائه دليل روشن نابود ساز.
د) رازداري و عدم تجسس:
تجسس
نكردن و راز دار بودن حكومت از حقوق مردم به شمار ميآيد.حكومت
گاه، به مقتضاي وظيفهاش، بر اسرار و امور نهان شهروندانش
آگاهيمييابد. در اين موقعيت، اصل رازداري و عدم افشاي اسرار مردم
به بهانههايمختلف وظيفه حكومت شمرده ميشود. حضرت خطاب به مالك
اشترميفرمايد:
همانا
مردم به عيب و لغزشهايي مبتلايند كه شخص حاكم و حكومتبر پوشاندن
آنها از همه سزاوارتر است. آنچه برايت آشكار شدهبپوشان. زشتي و
عيوب مردم را، تا آن جا كه ميتواني، بپوشان تاخداوند نيز عيبهاي
تو را، به ميزاني كه تو دوست داري لغزشهايمردم را بپوشاني،
بپوشاند.
طرد
مسؤولان و زيردستاني كه ميكوشند عيوب و كاستيهاي مردم رابراي
حاكم بازگو كنند، از لوازم اين آموزه الاهي به شمار ميآيد.
دشمنحاكم ميخواند و ميفرمايد:
بايد
دورترين و دشمنترين افراد نسبت به تو كساني باشند كه پيوستهعيب
مردم ميجويند.
افزون بر
اين، حكومت نبايد در امور شخصي و خصوصي شهروندانتجسس و دخالت كند و
مراكز اطلاعاتي و قضايي در پي كشف جرم ولغزشهاي مردم برآيند؛ زيرا
حاكم ديني در برابر لغزشها و گناهان شخصي وپنهان مردم هيچ مسؤوليت
و تكليفي ندارد. حضرت به مالك ميفرمايد:
مالك، در
پي كشف آنچه بر تو نهان مانده مباش. همانا داوري دراموري كه بر تو
مخفي مانده بر خدا است ... در آنچه برايت آشكار ويقيني نيست، خود را
ناآگاه فرض كن. در پذيرش گفتار سخن چينشتاب نگير.
در
انديشه حكومتي امام(ع) دولت بايد انديشه كشف جرم خصوصيشهروندان
در سر نپروراند و به همه گمان نيك داشته باشد:
اي
مالك، ... بايد رفتارت با مردم بر اساس خوش گماني باشد.
از مطالب
مذكور روشن است كه نهي حكومت از تجسس و كشف جرممربوط به اعمال و
گناهان شخصي شهروندان ميشود، و اين اصل شامل اعمالخلاف عمومي و
مخل امنيت و ناقض مصلحت جامعه نميشود. اما نكتهظريف عدم سوء
استفاده حكومت از اين استثناء است كه به بهانههاي فوق بهتجسس و
ورود به خانههاي مردم و افشاي اسرار آنان دست نزند.
|