|
 |
 |
|
مقالات/
حرکت بر یک مسیر تکراری
|
|
 |
|
حرکت بر یک مسیر تکراری
ایده اولیه امریکاییها بعد از یازدهم
سپتامبر در افغانستان این نبود که آن چه را که اردوی شوروی انجام داد انجام
دهند. آنها نباید نیروی نظامی زیادی گسیل میداشتند، بلکه باید با شبه
نظامیان متحد افغان همکاری میکردند، سهم کوچکی در نیروهای ویژه میگرفتند
و از قدرت هوایی استفاده عمدهیی به عمل میآوردند. اما هنگامی که انتخاب
شیوه نظامی در پیش گرفته شد، مشخص شد که امریکاییها مسیر دیگری غیر از
مسیر شوروی نمیپیمایند.
در مراحل اولیه جنگ بر ضد تروریسم در افغانستان که به خلع طالبان از قدرت
انجامید کمتر از 450 تن از پرسونل نیروهای ویژه امریکا و افسران سیا اشتراک
داشتند اما مدتی بعد، ایالات متحده امریکا و متحدینش مجبور شدند تا نیروی
زمینی را برای تعقیب نیروهای القاعده اعزام کنند. تا اخیر سال 2005 مجموع
قوتهای نیروی ایتلاف و آیساف در افغانستان در حدود 31500 نفر میرسید.
دونالد رامسفلد وزیر دفاع امریکا در دیداری که در ماه دسمبر سال 2005 از
کابل داشت از برنامهیی خبر داد که بر اساس آن 3000 تن از عساکر امریکا تا
تابستان سال 2006 از افغانستان خارج میشدند، اما شورش دوباره و غافلگیرانه
طالبان به هر جهت آن برنامه را به طور نامشخصی به کنار گذاشت.
در عوض، آیساف تحت فرماندهی ناتو، نیرویش را تا 18500 نفر افزایش داد. در
حال حاضر مجموع نیروهای خارجی در افغانستان حدود 40000 نفر بالغ میشود.
اگر وضعیت به همین منوال دوام کند ناتو ممکن است مجبور شود تا به زودی
نیروهای بیشتری به افغانستان اعزام کند.
اما یک اشتباه بزرگ در این روند غیر قابل انفکاک است و آن چشمپوشی و
نادیده انگاشتن این حقیقت مهم است که امریکاییها و نیروهای ناتو دیگر بخشی
از یک راه حل در افغانستان نیستند بلکه خود بخشی از مشکل هستند. بعد از
سقوط طالبان، نیروهای امریکایی و عساکر آیساف به عنوان آزادی بخشها
استقبال شدند اما آنها خواستند که این استقبال به درازا بکشد.
اکنون، بعد از اشتباهات بیشمار، آنها بخش بزرگی از مردم را عیه خود ساختهاند.
آنها هم اکنون نزد افغانها به عنوان ارتش کافر دیگری نگریسته میشوند که
تلاش میکنند تا کشورشان را اشغال کنند. اگر جامعه بینآلمللی میخواهد تا
طالبان و متحدین آنها را به عنوان وسیله مهم سربازگیری انکار کند باید
نیروهای غربی را به زودترین وقت ممکن از افغانستان خارج کند.
این پیشنهاد ممکن است غیرمسئولانه بیاید. بدون حمایت نظامی جامعه بینالمللی،
از دولت کرزی نباید انتظار داشت که بیش از چند ماه دوام کند. اما اگر خروج
آمریکا و ناتو در یک برنامه سنجید صورت گیرد، راه حل جامع مشکل افغانستان
خواهد بود و مشکلی ایجاد نخواهد شد.
عناصر زیر میباید که محورهای یک چنین طرحی باشند:
- تشکیل یک نیروی صلح بینالمللی اسلامی زیر نظر سازمان ملل
- بدون شک افغانستان در کوتاه مدت نیازمند حمایت نظامی بیرون است. برای
ایجاد یک چنین حمایتی بی اینکه موجب رنجش و خشم بیشتر افغانها شود یک
نیروی صلحبان اسلامی باید زیر فرماندهی مستقل و کنترول سازمان ملل تشکیل
شود تا با نیروهای آیساف و ایتلاف تعویض گردد.
- یک چنین نیرویی ممکن است که طالبان را تشویق نکند تا از روند صلح حمایت
کنند اما ممکن است بسیاری از جوانان افغان را از پیوستن به شورشیان مانع
شود.
- توجه به آموزش پولیس و اردوی ملی افغانستان حتی صلحبانان کشورهای اسلامی
در افغانستان اگر دیر بپایند با مشکل مواجه میشوند. بنابراین کار اساسی
این است که منابع کافی برای آموزش و تجهیز نیروی پولیس و اردوی افغانستان
معین شود تا مسئولیت تأمین امنیت را به زودترین وقت ممکن به عهده گیرند.
یک گفت و گوی بین الافغانی
رییس جمهور کرزی ممکن است در شرایط حاضر، بهترین رهبر ممکن برای افغانستان
باشد و قانون اساسی سال 2004 ممکن است یکی از بهترین قوانین در منطقه باشد
اما یک روند فراگیرتر و عقلاییتر اکنون نیاز است.
گفت و گوی بینالافغانی جدید باید تمام شخصیتهای مهم را از درون و بیرون
کشور شامل بسازد و نباید مدت زمان محدودی برای گفت و گوها وضع شود.
شرکت کنندگان باید فرصت داشته باشند تا آزادانه شکایاتشان را بیان کنند و
نظراتشان را به طور تفصیلی مطرح کنند. این روند ممکن است چندین ماه به طول
بکشد اما فقط از طریق یک چنین روندی است که یک جامعه مشارکتی میتواند
پدیدار شود.
تمرکز بر توسعه انسانی
نیاز فوری برای استراتژی جدیدی برای بازسازی با تمرکز بر توسعه انسانی
ضروری است. این وضعیت مستقیما از ساکنان محلی کمک میگیرد و به مردم فرصت
میدهد تا در روند تصمیمسازی مشارکت کنند. توجه به نیازهای فوری مردم و
بالا بردن شرایط زندگی آنها.
همچنین نیاز است تا سطح کمکهای بینالمللی افزایش یابد، کشورهای ثروتمند
اسلامی میتوانند نقش فعال بگیرند. محو کوکنار بخشی از استراتژی توسعه
محسوب میشود.
کوتاه کردن دخالتهای همسایه
معلوم است که طالبان از حمایت وسیعی در پاکستان برخوردار هستند. جامعه بینالمللی
نیازمند آن است تا راههای کمک به شورشیان را از طریق مرز سد بکند.
|
|
 |
|
 |
|
 |
| |
|