|
فلسفهي
عزاداري سيدالشهدا(ع)
محمّد
زرقاني
حادثهي
عاشورا، حادثهاي است كه بزرگترين
نقش را در تاريخ اسلام ايفا كرد و به يقين، مسير تاريخ اسلام را ـ كه منحرف
شده بود ـ عوض كرد و آن را از انحراف نجات داد، معناي سخن رسول خدا(ص)
دربارهي
امام حسين(ع) را كه فرمودند:
حسين مني
و انا من حسين.
روشن
گردانيد و درس حركت، نهضت، مقاومت و استقامت به انسانها آموخت.
ديگري
قابل قياس نيست؛ و اما در مورد علت عزاداري و گريه بر آن حضرت، بايد گفت كه
به شهادت تاريخ و روايات، حضرت يعقوب سالهاي
طولاني در فراق يوسف با اين كه ميدانست زنده است، اشك ميريخت و گريه
ميكرد و يوسف را از ياد نميبرد. حضرت سيدالساجدين(ع) نيز تا در حيات بود
(حدود چهل سال) صحنه كربلا را با گريه جلوي چشمش مجسّم ميداشت و ميفرمود:
قتل
اباعبدالله عطشاناً بجنب الفرات و هو يذبح كما يذبح الكبش.
حضرت
اباعبدالله با تشنگي شهيد شد، در حالي كه كنار رود فرات بود و سر مبارك او
را همانند گوسفند بريدند.» و همينطور تشكيل مجالس عزاداري از سوي حضرات
معصومين(ع) ديگر، همانند امام باقر، امام صادق، امامرضا(ع)
و خصوصاً گريههاي طولاني حضرت وليعصر(ع) براي جد بزرگوارش به طوري كه در
گريه و عزاداري نسبت به اباعبدالله ميفرمايد: «اي جد بزرگوار من! در تمام
حالات براي تو گريه ميكنم و اگر اشك چشمم تمام شود، سزاوار است كه در
مصيبت تو خون بگريم.»[29] و از آنجا كه به حكم قرآن:
و لقد كان
لكم في رسولالله اسوة حسنة.[1]
ما بايد
در تمام امور از حضرت رسول(ص) و جانشينان ايشان، درس و الگو بگيريم؛ به
درستي گريه و عزاداري بر سالار شهيدان و توسل به ائمهي
اطهار(ع) پالايش دهندهي روح و تزكيه كنندهي
نفس است، چنانكه روايات گوناگوني بر فضيلت گريه و عزاداري براي امام حسين و
ساير ائمهي
معصومين(ع) وارد شده است؛ از جمله روايتي از امام صادق(ع) كه ميفرمايد:
من انشد
في الحسين بيت شعر فبكي و ابكي عشرة فله و لهم الجنة.[2]
يعني هر
كس كه دربارهي امام حسين(ع) يك بيت شعر سروده و گريه نمايد و ده نفر را به
گريه در آورد، اجر و پاداش آنها
بهشت است. و روايتي كه يونس بنيعقوب از امام صادق(ع) نقل ميكند كه
حضرت(ع) فرمودند:
قال لي
ابوجعفر اوقف لي مالي كذا و كذا لنوادب تندبني عشر سنين ايام مني.[3]
پدرم
امام باقر(ع) به من وصيت كرد قسمتي از مال او را وقف كنم و در اختيار
نوحهگران قرار دهم تا آنان مدت ده سال در روزهاي مني براي حضرت نوحه و
ندبه برپا كنند. اضافه بر آنچه
گذشت، با عنايت به عظمت و شكوه اين حادثهي
تاريخي، مسألهي عزاداري و زنده نگه داشتن ياد و خاطره آن حضرت ميتواند علل
و عوامل مختلفي داشته باشد، كه به برخي از آنها
اشاره ميشود.
1. از آن
جا كه قيام عاشورا پيامها و درسهاي متعددي به همراه داشت، زنده نگاه
داشتن ياد و خاطره آن، بر جاي ماندن درسها و پيامهاي آن را به دنبال
دارد؛ پيامهايي چون:
احياي امر
به معروف و نهي از منكر، عزّت، مبارزه با طاغوت، فداكاري در راه دين،
نترسيدن از كمي نفرات، آميختن كار فرهنگي با ايثار، پيروزي خون بر شمشير،
نهراسيدن از محاصرهي
نظامي و اقتصادي، عمل به وظيفه و تكليف، حمايت از ولّي و در نهايت راضي
بودن به رضاي خدا؛
2.
عزاداري و زنده نگاه داشتن ياد و خاطرهي
عاشورا، الهام بخش روح انقلابي، شهادتطلبي، حقيقتجوئي، مبارزه با طاغوت و
ظلم و ستم و ستيز ميشود؛ چنان كه ما در زمان خويش شاهد نمونههايي
از اين الهامگيري بودهايم؛
زيرا اولين زمزمهها و حركتهاي ضد استبدادي و استعماري انقلاب اسلامي ايران با ايام محرم
و عزاداري سالار شهيدان(ع) مصادف بود و ريشه در درون هيئتهاي مذهبي و
عزاداري داشت؛
3. از
رهگذر برگزاري مجالس ديني در سطحي وسيع و حضور تودههاي مختلف مردم در
مساجد و تكايا، فرصت خوبي براي آشنايي بيشتر با معارف اسلامي و احكام الهي
به دست ميآيد؛
4. برپايي
مجالس عزاداري عاشورا و تجليل از مقام شهدا و افشاي هويت بيديني
دشمنان، سيدالشهدا(ع) خود نوعي اعلام وفاداري نسبت به مظلوم و مخالفت با
ظالم ميباشد و نيز باعث احياي فلسفه قيام عاشورا، بازسازي حيات حسيني و به
طور كلي پايداري و استمرار اصول و ارزش
1. سورهي
احزاب، آيهي
21.
2 كامل
الزيارات، ص 105، ابن قولويه قمي، انتشارات مرتضويه، نجف.
3]. اصولكافي،
كليني، ج 5، ص 117، دارالكتاب الاسلامية، تهران.
|