جنگی که اسرائیل علیه لبنان و حزبالله آغاز کرده بود، عملاً با پذیرش
قطعنامه ملل متحد از سوی هر دو طرف پایان یافته است و این آتشبس که
اسرائیل آن را بالاخره پذیرفت، نشاندهنده پیروزی آشکار و ماندگار جنبش
آزادی و مقاومت مردم لبنان «حزبالله» علیه اردوی متجاوز اسرائیل میباشد.
در آغاز جنگ، جهان باور نمیکرد که حزبالله بتواند دو سه روزی در برابر
اردوی تا به دندان مسلح صهیونیستها مقاومت نماید، ولی با گذشت چند روز و
بر خلاف انتظارات جهانی ضعف و زبونی اسرائیل و تفوق و برتری مقاومت مردم
لبنان واضح و روشن گشت.
تجهیزات و امکانات فوقالعاده نظامیان اسرائیل از سویی و حمایت تسلیحاتی،
سیاسی و نظامی کشورهای غرب به خصوص ایالات متحده و انگلیس در جنگ اسرائیل
علیه مقاومت مردم لبنان و فلسطین از طرف دیگر، نشان داد که ریشههای جنبش
مقاومت و محبوبیت آن در میان مردم لبنان تا چه حد عمیق و ریشهدار و گسترده
است و این جنبش میتواند حیثیت بر باد رفته دولتمردان جهان عرب را زنده کند
و غرور و عزت درهم شکسته ملت عرب و مسلمانان را احیاء نموده و برگرداند.
دولتهای عربی با طعم تلخ و تجربه هولناکی که از اسرائیل داشتند، به این
باور بودند که هیچکدام از آنان تاب مقاومت و ایستادگی در برابر اسرائیل را
ندارند و فکر میکردند، حزبالله نیز بر اساس خواست غرب و توسط اسرائیل
درهم کوبیده شده و طومار حیاتش جمع خواهد شد، لذا در برابر تجاوز اسرائیل
بسیار خفتبار و ذلیلانه سکوت اختیار کردند، فریاد مقاومتطلبانه ملتهای
خویش را نشنیده گرفتند، بر اساس بسیاری از گزارشها، حتی سران برخی از
رژیمهای عربی با نشان دادن چراغ سبز به اسرائیل تلاش میکردند تا فرصت
بیشتر برای حمله اسرائیل علیه لبنان و حزبالله مساعد شود، زیرا که محبوبیت
رو به رشد و فزاینده حزبالله و حماس در میان ملتهای عربی و اسلامی،
موجودیت رهبران ناکارآمد و ضعیف این کشورها را به شدت زیرا سئوال برده و با
خطر مواجه ساخته است.
حمایت یکپارچه و عمیق جهان اسلام از حزبالله، و جنبش حماس که در مطبوعات
«آزاد» جهان انعکاس یافت، نشان داد که از بین بردن این دو جنبش که در
خواستهای مسلمانان سراسر جهان ریشه دارد، برای جهان غرب نامقدور و ناممکن
است و دفاع جانانه نیروهای مسلح جنبش مقاومت اسلامی، سرانجام اسرائیل و غرب
را بر پذیرش موجودیت و قدرت حزبالله معترف و مجبور ساخت. علیرغم سخنان
تیز و تند مقامات رژیم صهیونیست و آمریکاییها مبنی بر تداوم حملات اسرائیل
و نابودی حزبالله، در فرجام، آنان از طریق ملل متحد دست به کار شده و
آتشبس را پذیرفتند.
بدون شک این آتشبس به اثر اصرار و درخواست اسرائیل و آمریکا و توسط
مللمتحد شکل گرفته است تا بدین طریق آب روی از دست رفته خویش را تا حدی
حفظ نمایند و بر ضعف و زبونی و شکست خویش سرپوش بگذارند.
اکنون کاملاً مشخص است، برنده و بازنده جنگ در خاورمیانه کیست، حزبالله با
محبوبیت بیش از پیش کماکان و معتقدانه در میان مردم خویش استقبال میشود،
ولی در اسرائیل، انتقادات، گلایهها، اعترافات به شکست و نقض حقوق بشر و...
بلند است.
سیدحسن نصرالله با سر بلندی و افتخار در برابر متجاوزین در میان مردم لبنان
استقبال میشود، ولی اولمرت، نخست وزیر اسرائیل سرافکنده و در حالیکه بیش
از هزار انسان بیگناه را به خاک و خون کشیده و خانههای مسکونی و اموال
عامه را تخریب کرد و بیش از پیش برای اسرائیل نفرت و انزجار کسب نمود و...
خاک لبنان را ترک میکند و به درسی که اصلاً تصورش نمیکرد، میاندیشد و یک
روزنامه اسرائیلی در وصف حال وی مینویسد که «شاروان بیدار شد، اولمرت به
کما رفت».