|
یکپارچگی مسلمانان به نفع
امریکا نیست
اختلافات مذهبی این خواسته
را برآورده میسازد.
قاسم
قاموس
(12/11/85)
اسلام و غرب، این دو جوامع
انسانی از دیرباز به این سو اشتراکها و اختلافهایی با هم داشتهاند.
اشتراکها و اختلافهایی که بیشتر جنبه ایدئولوژیکی داشته است. این در حالی
است که سدهها از همزیستی این دو جوامع انسانی در جهان میگذرد، همزیستی که
گاه با آرامش و گاه با خشونت همراه بوده است. اما اختلافها به جای
اشتراکها از سوی کدام طرف دامن زده شده است؟
جنگهای صلیبی که حدود دو سده
را در بر گرفت، شاید نقطه عطف منفی باشد که در تاریخ اسلام و صمیمت به شمار
میرود.غربیها با رو آوردن به مطالعه و تحقیق بود که تا حدود زیادی به
شناخت اسلام دست یافتند و این زمینهای شد برای دوری آنها از جنگ و خشونت و
افترا، علیه مسلمانان، که در نهایت به رنسانس دست یافتند، اما این، پایان
همهی ان اختلافها نبود.
غربیها که بعدها خود اعتراف
کردند برای رسیدن به رنسانس، به آثار کتبی دانشمندان مسلمان مدیون هستند،
با دستیابی به رنسانسی، خیلی زود تمام آنها اعتراف و حقیقت در برابر
اسلام را فراموش کرده و جنگ تازهای را با مسلمانان در پیش گرفتند.
غرب، این بار با طرح و ابزار
جدیدی به جنگ مسلمانان آمده بود تا شکست در جنگهای صلیبی را جبران نموده و
روحیه تازهای به جوامع غربی بدهد.
بعد از جنگ دوم، امریکا به
قدرت برتر غرب تبدیل شده و بیش ازهر زبان دیگری تلاش میورزد تا روحیه
برتری طلبی از دست رفته غرب را به این جوامع برگرداند. هر چند بعد از
رنسانس اروپا، غرب همواره سعی کرده تا بر مسلمانان در تمام زمینهها برتری
داشته و روحیه بالایی داشته باشند، اما بالا رفتن آگاهی مسلمانان از اهداف
غربیها در جوامع اسلامی، در بسیاری از موارد اهداف غربیها را در جوامع
اسلامی عقیم ساخته است.
غرب میداند که همزمان
نمیتواند با تمام جهان اسلام به مبارزه بپردازد و رویارویی با آنها،
واکنش پیروان یک دین یک میلیارد و سه صد میلیونی را در پی خواهد داشت.
چنانچه تا حالا نیز در مواردی
چنین بوده است. موضعگیری مسلمانان در برابر توهین به اسلام، پیامبر اسلام،
قرآن و دیگر ارزشهای دینی مسلمانان، که از سوی غربیها صورت گرفته، غرب به
این واقعیت رسیده است که در سیاست خود در برابر مسلمانان تغییری بیاورد.
ایجاد اختلاف میان مسلمانان
به نام مذهب، و حمایت همه جانبه از این طرح، سیاستی است که غرب به ویژه
امریکا از مدتی به شدت روی آن ار میکند، هر چند درگذشتهها نیز از چنین
سیاستی بهرهند اما قرار دادن این سیاست به عنوان یک پالیسی سیاسی، چیزی
تازهای است ه جهان اسلام را بیش از هر زمان دیگری تهدید میکند.
اختلافهای مذهبی در پاکستان
که گاه شکل جنگهای مسلحانه را به خود میگیرد، اختلافهای مذهبی در عراق که
این کشور را در آستانه یک جنگ داخلی تمام عیار قرار داده، اختلافهای مذهبی
در لبنان و دامن زدن به چنین اختلافهایی مذهبی در سایر کشورهای اسلامی، از
سیاست جدید امریکا و غرب در جوامع اسلامی خبر میدهد.
دولتهای اسلامی مطیع غرب،
ابزاری خوبی برای تطبیق این سیاست غرب در جوامع اسلامی به شمار میروند.
این ابزار در اکثر جوامع اسلامی وجود دارد و غرب میتواند بیشترین استفاده
را از چنین ابزاری ببرد.دولتهای اسلامی که بقایشان را در حمایت از غرب
میبینند، ابزار کارآمدی برای ایجاد اختلاف مذهبی در جوامع اسلامی خواهند
بود. اما اختلاف مذهبی، موضوعی نیست که تنها مذهب خاصی از اسلام را با
تهدید و چالش روبرو کند بلکه در صورت ایجاد، هیچ مذهب اسلامی از آتش آن در
امان نخواهد ماند.
اختلاف مذهبی میان پیروان
مذاهب اسلامی به نفع هیچ یک از مذاهب اسلامی نیست، در صورت موفقیت غرب در
ایجاد اختلاف مذهبی در جوامع اسلامی، تفکیکی میان اقلیت و اکثریت نخواهد
بود و همه خواهند سوخت!
غرب با ایجاد اختلاف مذهبی
میان مسلمانان، تنها برنده این میدان خواهد بود. میدانی که داوری نخواهد
داشت و مذاهب اسلامی به عنوان بازیچه به بازی گرفته خواهند شد و تماشاگر
این بازی کسی نخواهد بود جزء غرب.
بدون شک، غربیها در
راهاندازی این بازی، سرمایهگذاری کلانی خواهد کرد و نیز امتیازهای بسیاری
به دولتها و گروههای اسلامی مورد حمایتشان خواهند داد، اما هدف نهایی
غرب نه مسخ و بی هویت ساختن یک مذهب اسلامی که تمامی مذاهب اسلامی است.
پارچه پارچه نمودن پیروان مذاهب اسلامی با نام مذهب، روند تسریع این سیاست
غرب در برابر اسلام است نه دوست بودن با این و آن مذهب اسلامی.
این، رستاخیر همه پیروان
مذاهب اسلامی را میخواهد تا در برابر چنین طرح و سیاستی که از سوی غربیها
برنامهریزی شده بایستند و نگذارند چنین طرح و سیاسی در جوامع اسلامی و آن
هم توسط خود مسلمانان پیاده شود.
رستاخیزی که در صورت تحقق،
تمام طرحها و سیاستهای غرب به ویژه امریکا را در جوامع اسلامی خنثی خواهد
کرد. دین اسلام، تنها در سایه این رستاخیز سراسری و کار هماهنگ از هر گونه
توطئه و دسیسههای دشمنان آن در امان خواهد ماند. و این موضوعی است که ارزش
هر گونه سرمایهگذاری از سوی جوامع اسلامی را دارد.
|