|
دو روز
تاریخی، دو قیام سترگ ملی
به
مناسبت سوم حوت قیام مردم کابل علیه رژیم کمونیستی
پس از
کودتای کمونیستی هفتم ثور در سال 1357 و اعمال دیکتاتوری پرولتاریا از سوی
کمونیست ها، کشتار و شکنجه و زندان، چنان فرا گیر شد که کسی را توان نفس
کشیدن باقی نماند و ابر سیاه اختناق سراسر کشور را فرا گرفت. تصفیه های
خونین علما، دانشمندان، دانشجویان، اساتید دانشگاه، کارمندان و متخصصان و
حتی دکانداران و سرمایه داران کوچک و مردم عادی کوچه و بازار، منجر به
نابودی بخش عظیمی از سرمایه های ملی و نیروی انسانی کشور فقیر و عقب مانده
ی ما گردید. در چنین شرایطی مردم قهرمان درهی صوف در ولایت جوزجان در
تابستان 1358، علیه استبداد کمونیستی قیام کردند و پس از ماهها نبرد
نابرابر و با تحمل خسارات و تلفات سنگین، کمونیست ها را از این منطقه بیرون
راندند.
گرچه قیام
درهی صوف نقطهی عطفی در قیام های مردمی علیه رژیم کمونیستی به شمار می
رود، اما اوج قیام ملی علیه رژیم کمونیستی در 24 حوت سال 1357 توسط مردم
قهرمان و مجاهد هرات به نمایش گذاشته شد. در این حماسهی خونین که حدود 25
هزار نفر در راه دفاع از اسلام به شهادت رسیدند، افسران مسلمان فرقه ی هرات
نیز سهم به سزایی داشتند. چنانچه امیر اسماعیل خان از دل آن قیام برخاست و
رهبری جهاد و مقاومت اسلامی در برابر متجاوزان خارجی و مزدوران داخلی آنان
را در حوزه ی جنوب غرب به عهده گرفت. قیام مردم مسلمان هرات گر چه بی
رحمانه توسط رژیم کمونیستی با حمایت شوروی سابق سرکوب شد، اما آتش قیام و
مقاومت در مناطق مختلف افغانستان را شعله ور گردید تا این که ارتش سرخ
شوروی برای جلوگیری از سقوط رژیم کمونیستی در ششم جدی سال 1358 به کشور بی
دفاع ما تجاوز کرد.
پس از
تجاوز شوروی بسیاری از کشورهای جهان به ویژه کشورهای غربی کار افغانستان را
تمام شده و مقاومت را بیهوده تلقی می کردند. آنها حق داشتند چنین برداشت
کنند چرا که تجربه ی تاریخی نشان می داد هر جا که روس ها قدم بگذارند از
آنجا بیرون نخواهند شد.
اما ملت
مسلمان افغانستان و به خصوص شهروندان مسلمان شهر کابل طلسم شکست ناپذیری
ارتش متجاوز سرخ را با قیام شکوهمند سوم حوت سال 1358 شکستند. در این
قیام همیشه جاوید، هزاران نفر در نقاط مختلف شهر کابل با دست خالی و با
شعار الله اکبر به پا خاسته و کاخ کرملین را به لرزه در آوردند.
این قیام
که شب جمعه سوم حوت با سر دادن شعار الله اکبر از فراز بام ها آغاز شده بود
روز جمعه در کوچهها و خیابانهای شهر سیل جمعیت را به راه انداخت و
سرانجام با تیر باران مردم بی دفاع از زمین و هوا توسط کمونیست ها و حامیان
روسی آنها به خون کشیده شد. تا جایی که نویسنده ی این سطور در جریان است
قیام سوم حوت توسط جمعی از جوانان مسلمان و وطن دوست به سرپرستی داکتر سید
ابراهیم قبادی سازماندهی شده بود. مرکز تجمع حماسه آفرینان سوم حوت در
منزل داکتر سید ابراهیم در قلعه ی شهاده قرار داشت و دسته های چند نفری
مختلفی که یکدیگر را نمیشناختند در عملیات بسیج مردم و پخش اعلامیه ها
شرکت داشتند.
در هر دو
قیام مردمی و اسلامی، چه در قیام 24 حوت هرات و چه در قیام سوم حوت کابل،
اقشار مختلف مردم افغانستان از هر قوم و قبیله و مذهب شرکت داشتند و در
کنار هم شربت شهادت نوشیدند که یاد همه شهدای سرافراز افغانستان گرامی و
جاویدانه باد.
از این دو
قیام سترگ ملی و روزهای تاریخی در دوران جهاد، مجاهدان و مهاجران تجلیل می
کردند، اما پس از سقوط رژیم کمونیستی و آغاز درگیری های داخلی و مداخلات
خارجی چنین به نظر می رسد که این روزها به تدریج به فراموشی سپرده می شود.
در حال حاضر که امنیت نسبی در کشور برقرار است و دولت مرکزی رسانه ها را
در اختیار دارد، متأسفانه مسئولان امور در دولت و حتی گروه های جهادی سابق
از این روزهای تاریخی آن طوری که شایسته و بایسته است تجلیل به عمل
نمیآوردند. مطالعه و بررسی مطبوعات و رسانههای دولتی و غیر دولتی نشان می
دهد که بسیاری از مطبوعات و رسانه ها اصلا این دو روز تاریخی را نادیده
گرفتهاند و آن عده از یادی هم کردهاند در خور شأن این روزهای پرشکوه و
عزت آفرین نبوده است.
چرا قیام
های سوم و بیست و چهارم حوت این چنین مورد بی مهری قرار گرفته اند؟ ماهیت
اسلامی و ملی آن قیام ها بر هیچ کسی پوشیده نیست. اگر کسی به اسلام هم
عقیده نداشته باشد، اما اگر می خواهد افغانستانی سرفراز و شخصیت ملی وطن
دوست باشد، عرق ملی می طلبد که از این دو روز تاریخی به نیکی یاد نموده و
آنها را تجلیل نماید.
و اگر کسی
ادعای مسلمانی و حتی مجاهدت را دارد چگونه می تواند رستاخیز عظیم ملت
مسلمان افغانستان را در سوم حوت در کابل و بیست و چهارم حوت در هرات سطحی
گرفته و بی تفاوت از کنار آن بگذرد!؟
فراموشی و
عدم تجلیل با شکوه از روزهای تاریخی و ملی آسیب های جبران ناپذیری را بر
پیکر تاریخ و فرهنگ مردم افغانستان وارد می سازد. آیا حماسه ها، رشادت ها و
مبارزات آزادی خواهانه ی مردم افغانستان به اندازه ی مجسمه های بی جان بودا
ارزش تاریخی، فرهنگی و ملی ندارد که به فراموشی سپرده می شود، اما در عزای
مجسمه ها اشک تمساح ریخته شده و شعارهای بازسازی آنها گوش فلک را کر کرده
است؟! احیای شعایر ملی و اسلامی که با خون پاک میلیون ها سلمان شکل
گرفتهاند به مراتب ضروری تر از بازسازی چند ساختمان و مجسمه و مغازه است.
بدون احیای شعایر انسانی و اسلامی مردم افغانستان، این کشور اگر از نظر
ظاهری به بهترین وجه بازسازی هم شود، چیزی بیش از یک کالبد بی روح نخواهد
بود. در حالی که بازسازی فزیکی افغانستان بدون بازسازی معنوی و فرهنگی این
سرزمین به سرابی بیش نمیماند. باز سازی معنوی و فرهنگی نیز با وابستگی و
دلبستگی به بیگانگان و نشخوار تفاله های فکری و فرهنگی غرب میسر نمیگردد.
تحول
درونی و بازگشت به خویشتن فرهنگی با استفاده از دستاوردهای علمی و تمدن
جدید بشری در راستای آرمان های بلند انسانی و ملی می تواند موجبات پیشرفت و
ترقی و سعادت واقعی مردم افغانستان را فراهم سازد. از این جاست که ارزش
قیام های مردمی سوم و بیست و چهارم حوت روشن تر می گردد چرا که این قیام ها
در راستای اهداف انسانی ملت افغانستان صورت گرفته و صفحات زیبایی از تاریخ،
فرهنگ و هنر مردم این سرزمین را رقم زده است.
مجله
راستی، شماره سوم
|