مقاله     

چگونه باورها تغییر می کند! (2)

ضیا دانش

امنیت:

در بخش نخست اشاره شد که چهره و سیمای نیروهای نظامی خارجی که برای مبارزه با تروریسم و کمک به افغانستان آمده اند، درذهن مردم در حال د گرگون شدن به مصداق این ضرب المثل معروف " گرگی در لباس میش" است. در جستجوی ریشه ها و زمینه های این امر خوب است که به انتظارات و توقعات مردم افغانستان از دوستان بین المللی شان- اعم از بخشهای نظامی و غیر نظامی – شعارها و وعده های آنان برای این مردم و نیز رفتار و عملکرد آنها درهفت سال گذشته نگاهی بیندازیم  تا دریابیم که چرا و چگونه صحنه عوض می شود و متحدان که با آغوش باز استقبال می شدند، در حال حاضر با پرخاش ونارضایتی گسترده روبرو هستند.

یکی از این موارد کشتار مکرر شهروندان غیرنظامی توسط نیروهای خارجی مستقر درافغانستان ارزیابی گردید و اشاره شد که این مسئله چگونه به تدریج خشم و اعتراض افغان ها در مناطق مختلف شمال، جنوب، غرب و شرق کشور را بر انگیخته و در روزهای گذشته اعتراض و هشدار تند و غیر منتظره ی اعضای مشرانو جرگه افغانستان را نیز به دنبال داشت و حتی از امکان قیام و حرکت ملی بر ضد این نیروها درصورت تداوم و تکرار کشتار غیر نظامیان سخن به میان آمد.اکنون به بررسی موارد دیگری می‌پردازیم:

2- امنیت: انتظار عمده و اساسی جامعه جهانی و شهروندان افغانستان از حضور واستقرار نظامیان خارجی این بود که در گام نخست ریشه های افراط گرایی و تروریسم را از بن برکنند و منابع و سر چشمه های تغذیه و تقویه آنها را بخشکانند تا از این طریق به بخشی از زمینه های ایجاد یک حکومت ملی مرکزی و سرزمین با ثبات بتوان دست یافت. بدون نابود ساختن واقعی تروریسم و از بین بردن تمام تهدیدات ناشی از وجود آنها در خاک افغانستان و یا در مناطق همجوار مرزی آن، دست یافتن به چنین امری پندار کاذب و باطل محسوب می شد.

با اینکه در ابتدا نیروهای طالبان و القاعده به گونه ای معما گونه و راز آلودی از صحنه ناپدید شدند، اما  از بی توجهی که نسبت به افغانستان پس از حمله به عراق اعمال شد، می شد حدس زد که افغانستان در مسیر درست عبور از بحران در حرکت نیست بلکه حرارت و احساسات تیز وتند متحدان جهانی اش بسیار زود فروکش کرده و آنان از اصول و اهداف اولیه جنگ با تروریزم منحرف شده اند. به همین دلیل در سراسر جهان منتقدان نسبت به سقوط دوباره افغانستان هشدار مید ادند و ازاین بابت که طالبان و القاعده دوباره قدرت و کنترول افغانستان را بدست بگیرند و زمینه ی مداخله کشورهای دیگر در امور افغانستان مجددا فراهم گردد، نگران و بد بین بودند.

با سپری شدن چهار سال از حمله به افغانستان، این پندارها به واقعیت تبدیل شد و امنیت و ثبات درکشور مجددا حالت وخیم و نگران کننده ای را به خود گرفت. حملات انتحاری از شش مورد به سی مورد در سال بعد رسید و اختطاف ها و عملیات چریکی در نقاط بیشتری به وقوع پیوست. حتی از درون اردو و پولیس اشخاص وابسته به طالبان تیراندازی انجام داد و این نگرانی را بوجود آورد که مخالفان، حتی در درون ساختارهای امنیتی نفوذ کرده اند.

بحران بی اعتمادی:

نبود کمک و باز سازی به معنای واقعی، شک و دو دلی ونگرانی رانسبت به صداقت نیروهای خارجی بوجود آورد و اهداف و نیات آنها را زیر سوال برد. این شک و تردیدها از سه چهار سال گذشته مرتب از طریق رسانه های ارتباط جمعی به نشر می رسد. امروزه اگر در شهرهای بزرگ افغانستان از شهروندان کشور در رابطه با اهداف و نیات سربازان خارجی سوالی بپرسی، با پرخاش جواب می دهند که نشانگر نارضایتی و بی اعتمادی اغلب آنها نسبت به این نیروها است. سر مقاله های مطبوعات و تحلیل های رسانه های دیگر، حاکی از همین تردید و سوال است. حتی برخی از صاحب نظران حلقاتی از این نیروها را در ایجاد نا امنی دخیل می دانند: "... رخداد قاچاق اسلحه و تجهیزات نظامی از بگرام به ولسوالی پغمان می رساند که باندهای متشکل از خارجی ها،مربوط به نیروهای ائتلاف ... در قاچاق سلاح و مهمات نظامی بسیار فعال می باشد."(1)و همچنین در این رسانه آمده است: " نبود اعتماد مردمی به دولت و جامعه جهانی بحرانی است که در طول سالیان گذشته بخصوص درسال 1386 و همچنین سال روان، سیر صعودی داشته و با وخامت بیشتری مواجه بوده است". (2 ) در سر مقاله ی نشریه دیگر  با عنوان " عملکرد ناتو در افغانستان سوال بر انگیز است " می خوانیم : " این کشورها ( اعضای ناتو ) در هفت سال قبل در آغازین روزهای حضور خود، اصلی ترین اهداف خود در افغانستان را، بازسازی و نوسازی، ایجاد امنیت، فراهم ساختن فضای آرامش و آسایش برای مردمی که سی سال جنگ را تحمل کرده اند، و سر انجام ایجاد حکومت دموکراسی برای مرد م شود... تمام توجه و عمق مصروفیت این کشورها متوجه خود بوده است نه مرد م افغانستان."(3)

دولت، نیروهای خارجی و فقدان استراتیژی امنیتی:

صرف نظر از اتهامات وارده مبنی بر عدم صداقت در جنگ با تروریسم، به باور کارشناسان، یکی  از موارد که بازگشت مجدد ناامنی ها را در بعد نظامی بدنبال داشته است، نبود یک برنامه جامع امنیتی برای تامین امنیت، هم از طرف دولت افغانستان و هم از سوی نیروهای خارجی، نبود هماهنگی میان آنها، حرکات خود سرانه نظامی از سوی نیروهای خارجی و رویکرد توسل به افزایش نیروهای نظامی خارجی بوده است. 

در حال که حتی درمیان فرماندهان بلند پایه نظامی و اشخاص سیاسی و دیپلوماتیک ناتو، بر بی فایده بودن افزایش نیروهای خارجی تاکید وجود دارد و دولت افغانستان نیز آن را چندان مثمر ثمر نمی داند (البته در این مسئله اجماع کلی  در کابینه دولت افغانستان وجود نداشته وشخص رییس جمهور نیز موقف مشخص را در مورد اتخاذ ننموده است)

در سال 1386 با اینکه افزایش نیروی نظامی از سوی سخنگوی ناتو مستقر در افغانستان به شکلی رد شده (4)

اما انگلستان بدون درنظر گرفتن آن به صراحت بر افزایش عساکر خود در جنوب افغانستان اصرار داشت. (5) بر اساس همین تناقضات موجود در سیاست های اعضای ناتو بود که بد بینی ها بیشتر و بحران عد م اعتماد گسترده تر شد: "... یکی دیگر از عوامل نا کامی ناتودر افغانستان، عدم علاقه مندی جدی آن کشورها در تامین رفاه و بهبود بخشیدن زندگی مردم افغانستان  است... این کشورها میلیونها دالر را صرف مسایل جنگی در افغانستان کرده اند اما نسبت به رفاه و اشتغال مردم توجه لازم نکرده اند...اگر نارضایتی مردم با گذشت هر روز ادامه پیدا کند، بدون شک روزی فرا خواهید رسید که هم دولت افغانستان و هم کشورهای عضو ناتو، توان مقابله با نارضایتی مردم را کاملا از دست خواهند داد و بحران امنیت سراسر کشور را تهدید خواهد کرد.(6)

هشدار مجدد رییس جمهور:

صداهای بلند شده در مورد رفتارهای خود سرانه و بی صداقتی نیروهای ناتو، رییس جمهور را هم وادار به واکنش ساخت: " اگر ناتو خواهان پیروزی علیه تروریسم است و اگر می خواهد در افغانستان صلح تامین شود. پس باید با حکومت افغانستان همکاری صادقانه نماید و تمام فعالیت های خود را در هماهنگی با دولت افغانستان تنظیم نماید. این شرط حکومت افغانستان است و اگر آنان خواهان پیروزی اند، این شرط را باید عملی کنند." (7)

این اظهارات، به صراحت،  بی برنامگی و فقدان استراتژی هماهنگ را نشان میدهد  و به همین دلیل بود که آگاهان بر لزوم ایجاد هماهنگی کامل میان نیروهای خارجی و داخلی تاکید می کردند و هم اکنون هم بر آن مصراند.(8)

بی‌توجهی ناتو به این درخواست ها و نادیده گرفتن آن و  بی برنامه‌گی از سوی این کشورها در نهایت سبب تقویت روز افزون مخالفان، تشدید بحران امنیت و بروز نگرانی های بسیار شد و ناتو از سوی تحلیل گران اوضاع افغانستان در حوادث چون زندان قندهار، مراسم هشت ثور سال روان و... مقصر خوانده شد و خود این نیروها اکنون یکی از علل ناامنی درکشورارزیابی می‌شود." (9)

منابع:

1- روزنامه آرمان ملی، 25/2/1387

2- روزنامه راه نجات، 4 /3/1387

3- هفته نامه جامعه،  6/4/1387

4- روزنامه چراغ 2/11/1384

5-روزنامه چراغ، 27/12/1387 و روزنامه افغانستان، 31/3/1386

6- روزنامه آرمان ملی ،27/3/1386

7- روزنامه انیس ، 3/4/1386

8- هفته نامه ثبات ، 23/1/1385

9- روزنامه پیمان ، 10/2/1387  و روزنامه صدای بامدادی ، 29/3/1385 و هفته نامه پیمان ، 17/3/1386 و روزنامه ویسا ، 16/2/387ا


 

 

 
 

?جامعه مدني در انديشه فارابي
?فساد اداري
?انديشه سياسي امام خميني (ره)
?جوان در نگاه امام علي (ع)
?اصول مدیریت و وظایف مدیران
?افغانستان در کام ضد ارزش ها
?انتظار از منظر دیگر
?آن سوی سکه آناپولیس
?سایه مرگ
?آب در فرهنگ مردم
?دعوت دینی؛ چالش ها و راهکارها
?باد در بیرق نساء
?نقش بریتانیا در تحولات افغانستان
?غزه؛ زندان بزرگ
?هویت دینی در عصر کنونی
?انقلاب ایران و تاثیرات آن بر منطقه و جهان
?پیوند دین و سیاست در انقلاب قرن بیست
?آزادی بیان یا فریادهای شیطان
?تفاوت ها، دلیل ائتلاف یا بهانه اختلافات؟
?لیست اسامی که گاو خورد!
?ناتو و چالش های دامنگیر
?نگاهی به نبرد منافع و گفتگوی تمدن ها!
?اسوه حسنه
?حفظ ترمینالوژی ملی یا یک حرکت سیاسی
?زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد « نقدی بر اخلاق اجتماعی»
?گستره زبان فارسی دری در منطقه و در جهان (قسمت اول)
?ایران بهانه ی نفی فرهنگ (قسمت اول)
?آزادی مطبوعات

?آزادی مطبوعات2

?ریگی در کفش


?دین و معنویت گرایی (1)

?دین و معنویت گرایی (2)

?آیا ائتلاف طالبان را کمک می کند؟

?انسان و آزادی در نگرش قرآنی (2)
?انسان و آزادی در نگرش قرآنی(1)
?ذغال فروشی آلمان ها
?افتضاح استیضاح
?شصت سال دهشت و اشغالگری

?شیعه ای هم بند القاعده (در حاشیه خاطرات زندان داکتر موسوی گردیزی)
?اگر خانه ملت خراب شود
?اقبال، صدف شعر، گوهر معنا
?موسسات تحصیلی خصوصی؛ گامی به پیش یا داروی کاذب دردها؟
?امام خمینی منادی عزت مسلمین
?کنفرانس پاریس؛ انتظارات و دستاوردها
?بوش، شرارت پیشه دموکراسی طلب!