|
احزاب سیاسی
افغانستان، کارکردها و چالشها(4)
سید محمد امین
عالمی
14/11/85
پیوسته
به آن چه که تاکنون در مورد حزب و ویژگیهای آن گفتیم اکنون بحث در مورد دو
موضوع وابسته میپردازیم که عبارتند از عوامل بازدارنده از انحطاط، فروپاشی
و اضمحلال احزاب سیاسی و مزیتها و کاستیهای ذاتی احزاب سیاسی.
1ـ عوامل
بازدارنده از انحطاط، فروپاشی و اضمحلال احزاب سیاسی:
الف:
وجود تشکیلات پایدار مرکزی:
داشتن ساختار و تشکیلات منسجم برای یک
حزب آن گاه معنی مییابد که اعضای آن اعم از رئیس، هیئت مدیره و افراد عادی
مکانی را به عنوان مرکزیت و مرجع
تصمیمگیرندهی حزب تعیین کنند تا بر اساس آن تشکیلات اداری و... عملاً به
وجود بیاید. وجود چنین مرکزی میتواند فعالیتهای حزبی افراد وابسته را بر
اساس استراتیژی دقیق و سنجیده شده شفافیت بخشیده و روند رشد سیاسی را میسر
کند.
علاوه بر این پایگاه با مرکزیت احزاب
سیاسی با توجه به نقش موثر احزاب در روند انتخابات میتوان به عنوان
وسیلهی تبلیغاتی جهت پیشبرد و مبارزات انتخاباتی استفاده نمود.
ب: وجود
شعبههایی که با مرکز پیوند و ارتباط داشته باشند.
ایجاد شعبه یا دفاتر ساحوی یکی از
اولویتهای مهم سیاست داخلی احزاب سیاسی است زیرا این شعبات میتوانند در
زمینههای مختلف به نفع حزب فعالیت نموده و دامنهی اقتدار و اهمیت آن را
وسعت بخشند به عنوان مثال شعبههای ساحوی احزاب میتوانند در اولین گام به
تبلیغات و جلب و جذب عضو جهت نیرومند شدن حزب بپردازند و در مورد دیگر، این
شعبات میتوانند با مطالعه جریانات اگر چند کوچک سیاسی ـ اجتماعی حرکت حزب
را به سوی مسیر سودمندتری میسر ساخته و در نتیجه حزب را هر چه بیشتر برای
جامعه شناسانده و از حمایت مردم برخوردار شود.
ج ـ
پشتیبانی مردم:
واضح است که پشتوانهی مردمی در رأس
تمام بایستگیهای احزاب سیاسی قرار دارد پس لازم است تا این احزاب با
ارائهی برنامه های سودمند ـ و اکثراً عام المنفعه ـ و سیاستگذاری دقیق
مبنی بر اصول عینی و پذیرفته شدهی علمی و اجتماعی در راستای جلب حمایت
مردم بکوشد چه در غیر این صورت خلاقیت هیئت مدیرهی حزب به عنوان افراد
سیاسی ـ و اکثراً نخبه ـ زیر سوال رفته و از پرستیژ سیاسی و ارزش اجتماعی
حزب کاسته خواهد شد و نتیجتاً از حزب مورد نظر جز نامی باقی نخواهد ماند
زیرا عدم موجودیت پشتوانهی مردمی در فعالیتهای احزاب سیاسی میتواند
گمانه زنیهایی را به وجود بیاورد، چون وابسته بودن حزب، محدود بودن
اختیارات آن و...
د ـ
کوشش برای دست یافتن به قدرت سیاسی:
هنگامی که یک حزب سیاسی موجودیت خود
را براساس ریشهی مردمی داشتن تلقی و بیان میکند خواسته یا نخواسته
مسئولیتهایی را پذیرا میشود که با انجام دادن آن ـ آن هم به شکل قانونی و
با جدیت و با صداقت به میزان قابل توجهی شانس به دست آوردن قدرت سیاسی را
برای خود میآفریند. پس لازم است تا احزاب سیاسی با پشتوانهی مردمی در
راستای انجام مسئولیتهای خویش که در واقع باعث برآورده شدن خواستههای
مردم میشود بکوشد.
2ـ مزیت و
کاستیهای ذاتی احزاب سیاسی
الف:
مزیتها
1ـ موفقیت دموکراسی مستلزم (وجود)
احزاب سیاسی است.
2ـ کشور از آشوب نجات مییابد.
3ـ از خطرهای وضع مستقیم قانون اجتناب
میشود.
4ـ حزب استبداد قوههای مجریه را مهار
میکند.
5ـ (حزب) اقتدار قوهی مقننه را
افزایش میدهد.
6ـ انتخابات آسان میشود.
7ـ بین ارگانهای حکومت هماهنگی به
وجود میآید.
8ـ حکومت طبقاتی به حکومت مردم تبدیل
میشود.
9ـ حزب ارزش آموزشی وسیع دارد.
10ـ روحیهی انضباط را رواج میدهد
(1).
ب:
کاستی و نقاط ضعف احزاب سیاسی.
آنچه که ذیلاً به عنوان کاستیها و
نقاط ضعف احزاب سیاسی به آن اشاره شده گاهی توسط خود حزب به وجود میآید و
در بعضی موارد به عنوان کاستیهای ذاتی احزاب به شمار میروند که تا حدودی
بر اساس عقیدهی روسو مبنی بر اینکه: ارادهی عمومی یا افکار عمومی واقعی
نمیتوانند در کشورهای که احزاب یا فرقه فعالیت دارند، خود را نمایان کند،
دستهبندی شده است.
1ـ نظام حزبی فرقهگرایی را میآفریند
2ـ افراد با استعداد حزب مخالف نادیده
گرفته میشود
3ـ منافع حزب به منافع ملت ترجیح داده
میشود
4ـ ریاکاری و دو رویی را تشویق میکند
5ـ تأثیر معکوسی بر زندگی محلی دارد
6ـ اتلاف پول و فرصتی برای فرصتطلبان
است
7ـ (حزب) برای برآمدن از عهدهی
(تمام) ضرورتها ضعیف است.
8ـ مردم آموزش سیاسی نادرستی میبینند
9ـ حزب سازمان خیانت اجتماعی است (2)
پاورقی:
1ـ عالم، عبدالرحمن، بنیادهای علم
سیاست، ص ص 351 و 352، نشر نی ـ چاپ اول 1373 تهران، چاپ اسلامیه.
2ـ همان
|