|
احزاب سیاسی افغانستان، کارکردها و چالش ها 1
سید محمد امین عالمی
85/10/30
در دنیای
امروز آنچه که بیشترین توجه ذهن بشر را به خود وا داشته است؛ موضوع امنیت و
رفاه عمومی است که می بایست در سایه و تبعیت از قانون واحدی در راستای به
دست آوردن آن، تلاش همه جانبه صورت گرفته و بشریت را از چنگال مسائلی چون
فقر، تروریزم، جنگ و... برهاند. بر مبنای همین باور، سازمان های بینالمللی
و مجامعی از این دست، تشکیل گردید تا برای نیل به این مقصود سهولت بیشتری
ایجاد کنند.
چگونگی
ساختار سازمان های متذکره، وابستگی آن را به گروه ها و سازمان های کوچک تری
می طلبد و این سلسلهی نیازها است که تمام حلقات و گروههای تشکیل دهنده
جامعه ی ملل را به گونه ای انفصال ناپذیر با هم پیوند داده است. بنابر این
لازم است تا برای تحکیم این پیوند و هدایت آن به سوی اجرای برنامه های
عامالمنفعه وحدت و یکپارچگی به وجود آید.
و برای
ایجاد وحدت نیز لازم است تا از اهرم های اجتماعی استفاده شود. یکی از
بارزترین گزینه های پاسدار و به وجود آورندهی وحدت، احزاب سیاسی هستند،
این احزاب می توانند با استفاده از اقتدار سیاسی و پایگاه اجتماعی شان،
متون های وحدت و یکپارچگی را در ساختار اجتماعی ـ سیاسی جامعه تشکیل دهند
و از ویژگی احزاب سیاسی به خوبی می توان پی به اهمیت آن برد.
برای
رسیدن به جامعه ای متمدن و مرفه، ایجاد احزاب سیاسی از جمله ی اولویت ها به
شمار می آیند که استقلال سیاسی جوامع وابسته به چگونگی عملکرد آنان در
مقابل مسایل پیچیدهی روز می باشد، همین احزاب سیاسی هستند که می توانند با
تکیه بر مسائل مبنای هدف واحد در سطح خارجی صفحه را به نفع جامعه ورق
بزنند.
و همین
احزاب هستند که میتوانند، مایهی افول ارزشها و پایمال شدن آرمان های ملی
گردیده و دولت ـ ملتی را به کام فساد، فقر و وابستگی سیاسی ـ اقتصادی و
نابودی بکشانند.
احزاب
سیاسی موجود در جهان هیچ گاهی در ساختار و در رفتار مشابه هم نبودهاند، چه
هر کدام یا مجموعه های کوچک تر احزاب سیاسی بر اساس اصول و اهداف مشخص پایه
ریزی شدهاند و همین موضوع است که ما را در راستای درک و مطالعهی بهتر
مؤثریت احزاب سیاسی بر ساختار اجتماعی کشوری یاری می رساند. آنچه که تحت
عنوان « تفاوت» میان احزاب عنوان می شود نیز نهفته در همین موضوع است، زیرا
تاکنون اصول ثابت به میان نیامده است که تمام احزاب بدان معتقد بوده ارزش
بگذارند؛ چنانچه گفتیم ارزش حیاتی احزاب سیاسی نهفته در خاستگاه آنان است و
اگر این خاستگاه تودهی مردم باشد، میتوان انتظار این را داشت که در
رویارویی ملت با مشکلات همین احزاب سیاسی به عنوان گزینهی رهبر انتخاب شده
و مردم را در طی نمودن روند های مختلف سیاسی ـ اجتماعی یاری برساند. البته
لازمهی داشتن چنین توانایی برای احزاب سیاسی ، شفاف بودن پالیسی آنان می
باشد به خصوص آن که خط مشی این احزاب در مسیری موازی با منافع ملی تعیین
شده باشد.
ویژگی و اهمیت احزاب سیاسی:
در شکل
گیری احزاب سیاسی عوامل و مؤلفه های گوناگونی دخیل است که هر کدام به نوبه
ی خود در جهت مشروعیت یافتن حزب سیاسی مؤثریت دارد؛ عواملی چون: جو اجتماعی
مناسب که باعث می شود تا احزاب سیاسی فرصت یافته و کارکردهای قانون مندی را
ارائه کنند. در یک دید کلی، می توان چنین گفت که برای ایجاد و بقای احزاب
سیاسی زمینه سازی برای اعمال نفوذ آنان در ساختار دولت ـ ملت، برای پیاده
نمودن احکام قانونی ـ لازم است تا همین احزاب از ویژگی های ذیل برخوردار
باشند:
1-
خواستگاه مردمی ـ ملی داشته باشد.
2-
اعضا و هیئت مدیره ی حزب از دانش سیاسی کافی برخوردار بوده و در مورد
دیپلوماسی کشوری ـ ملی آگاهی داشته باشند.
3-
ساختار حزب در آغاز باید آن چنان باشد که در صورت ضرورت تلفیق با حزب یا
احزاب دیگر، این تلفیق باعث متضرر شدن یا نابودی حزب نگردد. (1)
4-
کادر رهبری احزاب باید توانایی رویارویی سنجیده شده با تنش ها و چالش های
درونی و برونی ـ داخلی و خارجی ـ را داشته باشند.
5-
تعیین خط مشی و پالیسی، که در واقع می توانم گفت شاهرگ حیات احزاب سیاسی
وابسته به آن است که در این جا پرداختن به آن ضروری پنداشته می شود.
به
اضافهی این پنج ویژگی، بارزه های دیگری نیز وجود دارند که هر کدام باید در
سیما و عملکرد احزاب دیده شوند.
اکثر
نویسندگان و پژوهشگران آغاز کارشان را با مطالعه احزاب سیاسی که نشأت گرفته
از مفکوره و گرایشات اسلامی بودند شروع کردهاند و نگارنده نیز با مراجعه
به منابع و مراجع موجود بر آن شدم تا به بررسی مختصر احزاب و جریانات سیاسی
که بعد از انعقاد قرار داد بن ـ 1380 ـ باقی مانده و با هم جدیداً تشکیل
شده است. زیرا یکی از گزینه های مهمی که در رفاه اجتماعی ما نقش بارزی دارد
احزاب سیاسی حاضر هستند.
تاکنون
تعریف های گوناگونی از حزب ارائه شده است مطالعه این تعریف ها ما را در
مقایسه ساختار، ابزار، هدف، کارکرد و نحوه ی موضع گیری احزاب یاری می رساند
از آن جمله است:
تعریف
ادموندبرک: «حزب گروهی از افراد جامعه است که با یکدیگر متحد شده و بر
مبنای اصول خاصی که مورد قبول همه ی آنهاست برای حفظ و توسعه منافع ملی می
کوشند» (1)
بنابر این
تعریف، تمام احزاب باید طبق برنامه ریزی عمل نموده و در نهایت هدفی ملی
داشته باشند که اشاره است به چگونگی سیاست خارجی احزاب ـ البته با تکیه به
سیاست داخلی ـ اما لنین به گونه ای دیگر حزب را تعریف می کند، بدین گونه که
«یک گروه کوچک از افراد قابل اعتماد، با تجربه و معتقد به اصول انقلاب که
دارای نمایندگان مسئول و وظیفه شناس در نواحی مهم بوده و در روابط مخفیانه
با یکدیگر داشته باشند و اقدامات انقلابی را حرفه ی اصلی خود قرار دهند»
(2)
با توجه
به آنچه که تحت عنوان بایستگیهای احزاب سیاسی یاد شده این دو تعریف را می
توان از آن دسته به حساب آورد و به عنوان لازمه مشروعیت احزاب سیاسی به آن
نگریست.
بنابر
آنچه تاکنون ذکر شد می پردازیم به مطالعه مختصر کارکرد ها و چالش های فرا
راه احزاب سیاسی موجود و مقایسه آن در مقابل تمام لازمه های پدید آورنده
حزب .
پاورقی:
1-
حقوق اساسی و نهادهای سیاسی، جلد اول ـ قاضی، داکتر ابوالفضل ـ ص 319،
انتشارات دانشگاه تهران، چاپ ششم ـ دلو 1375 به نقل از: احزاب سیاسی ـ
محمدی نژاد ـ داکتر حسن ـ ص 34.
2-
همان به نقل از کتاب «چه باید کرد»، اثر لنین.
|