فلسفه  / صادراول  

نخستين معلولى كه از بارى تعالى صادر شده است .

ملا عبدالرزاق لاهيجى گويد : حكما گفته‏اند كه از واحد حقيقى كه هيچگونه كثرت در او نباشد (نه حقيقى ونه اعتبارى) صادر نتواند شد بالذات در مرتبه واحده مگر واحدى ، چه لابد است مر علت را - نظر به معلول معينى - از خصوصيتى كه مرجّح در وجود وى بخصوص تواند شد از ميان ساير معلولات ممكنة الصدور وآن خصوصيت در واحد حقيقى نه جزو ذات تواند بود ونه عارض ذات والا تحقق كثرت لازم آيد بلكه بايد عين ذات باشد وآن خصوصيت عين ذات (را) نظر به دو معلول نتواند بود و الّا لازم آيد كه اثنينيت در معلول نبوده باشد ويا خصوصيت شركت باشد واين هر دو خلاف مفروض است ويا خصوصيت نظر به هر دو بالذات نبوده باشد بلكه نظر به يكى بالذات ونظر به ديگر بالعرض (باشد) واين ممكن است و واقع .

پس ثابت شد كه از واحد حقيقى صادر نتواند شد بالذات جز معلول واحد وچون ثابت است كه واجب الوجود حقيقى است پس معلولى كه در مرتبه اول صادر شود از او بايد كه ماهيةً بسيط باشد بحسب خارج وبايد كه محتاج نباشد وجود او يا تقوم او بوجود معلول ديگر و الّا آن معلول ديگر صادر اول بوده باشد بوجوب تقدم محتاج اليه على المحتاج واين چنين معلولى در ميان معلولات ممكنه جوهر عقلى تواند بود وبس ؛ چه عرض مطلقاً محتاج است در تقوم به جوهر واز انواع جوهريه جسم مركب خارجيست مركب از ماده وصورت ، وصورت محتاج است در تعين به ماده وماده محتاج است در تقوم به صورت ونفس محتاج است در فيضان وحدوث به استعداد بدنى يا استعداد تجددى مانند نفوس بشريه پس هيچكدام از مقولات عرضيه وانواع جوهريه صادر اول نتواند بود مگر جوهر عقلى پس لابد است كه صادر اول جوهر عقلى باشد وچون عقل اول صادر شد كثرت پيدا شود بر سبيل لزوم بالعرض نه بطريق صدور بالذات ... (گوهر مراد فصل چهارم از باب سوم از مقاله دوم)

































 

 

 

 
 
 

?شبکه ترور صیونیسم

?زمامداری در نگاه او

?جهانی شدن و عصر ظهور


 
وب مطالعات افغانستان

آرشیو مطالب