|
از مسائل محل
اختلاف ميان فلاسفه و متكلمان است، منشأ اختلاف اين است كه احتياج
ممكنات به علت از جهت حدوث آنها است و يا از جهت امكان ذاتى كه
دارند.
متكلمان وعدّهاى از فلاسفه مىگويند : علت احتياج ممكنات به علت
حدوث است.
محققان فلاسفه گويند علت احتياج به علت در ممكنات امكان ذاتى آنها
است زيرا حدوث در مرتبت بعد از احداث است واحداث وايجاد بعد از
امكان است . وحدوث كه به مراتب بعد از امكان است نمىتواند علت
احتياج ممكن به علت باشد وبنابر اين همان امكان ذاتى كه لا اقتضائى
محض مىباشد سبب احتياج ممكنات به علت است .
آخوند گويد : منشأ احتياج ممكنات به علت ، حدوث نمىتواند باشد
زيرا حدوث از كيفيات حاصله بعدى است وامكان هم علت احتياج نيست
زيرا درست است كه امكان از حالات سابقه بر وجود است لكن وجود مقدم
بر ماهيت است از باب تقدم فعل بر قوت وصورت بر ماده ومادام كه وجود
متحقق نشود ماهيتى متحقق نخواهد شد وامكان كه لا اقتضائى محض است
از حالات ماهيت است .
ما حصل كلام آنكه وى امكان را در وجودات به معناى فقر ذاتى وحالت
سابقه بر وجود مىداند وامكان در ماهيات را از حالات متأخر از
ماهيات مىداند وماهيات را هم متأخر از وجود وبنابر اين امكان به
معنى لا اقتضائى كه از حالات ماهيت است علت احتياج نمىتواند باشد
بلكه فقر ذاتى ووجود تعلقى ارتباطى ممكنات كه به معناى امكان در
وجود است منشأ احتياج ممكنات به علت است . (فرهنگ معارف اسلامى)
|